صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

اشک قلم

feed

باید…

باید شهید شد؛
وگرنه می‌میریم…

رادیو قلم

feed

حاج خاطره و اطرافیان

اعتماد به نفس بسیار مسئله مهم و ارزشمندی است، الا آنجا که چنان شأنی برای انسان بی‌انگیزد که باعث دروغ گفتن شخص به خود گردد و چشم انسان را در برابر حقایق اطراف کور کند.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

قلمخند

feed

دولت با این شروط اجازه بازرسی از مراکز نظامی ایران را به غربی‌ها داد!

نمی‌دانم می‌دانید توافق ژنو یعنی چه یا نه؟ اما حتما می‌دانید که امروز آقای عراقچی در مجلس از پذیرفتن حق طرف غربی برای بازرسی از مراکز نظامی ایران سخن گفته است. فکر میکنید چطور شد که در این یک سال و نیم از «میدانید توافق ژنو یعنی چه» به اینجا رسیدیم؟! اینجوری:

مرحله اول: این مذاکرات فقط درباره موضوعات هسته‌ای است.

مرحله دوم: ما فقط درباره موضوعات هسته‌ای مذاکره می‌کنیم اما طرف مقابل دوست دارد درباره سایر موضوعات هم مذاکره کند.

مرحله سوم: ما فقط درباره موضوعات هسته‌ای مذاکره می‌کنیم اما طرف مقابل هی می‌پرد وسط صحبت ما و درباره موضوعات غیر هسته‌ای مذاکره می‌کند.

مرحله چهارم: ما فقط درباره موضوعات هسته‌ای مذاکره می‌کردیم اما گفتیم یه دقیقه صبر کنیم ببینیم این طرف مقابل چی می‌خواد بگه هی میپره وسط حرف ما.

مرحله پنجم: طرف مقابل درباره موضوعات غیر هسته‌ای حرفش رو زد بعد که ما خواستم بپریم وسط حرفش و درباره موضوعات هسته‌ای مذاکره کنیم با پشت دست زد تو دهنمون!

مرحله ششم: تا ما بیایم دهنمون رو صاف و صوف کنیم و دوباره درباره موضوعات هسته‌ای مذاکره کنیم طرف مقابل بحث بازرسی از مراکز نظامی رو مطرح کرد.

مرحله هفتم: ما قاطعانه گفتیم که اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را نمی‌دهیم.

مرحله هشتم: ما غیر قاطعانه گفتیم که اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را نمی‌دهیم!

مرحله نهم: ما همینطوری با خنده در حالی که داشتیم با آقاشون قدم میزدیم گفتیم که اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را نمی‌دهیم.

مرحله دهم: ما گفتیم که موافقید اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را ندهیم؟

مرحله یازدهم: ما گفتیم که اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را می‌دهیم به شرطی که ۴۸ ساعت قبل اعلام کنند کجا را می‌خواهند بازدید کنند.

مرحله دوازدهم: ما گفتیم اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را می‌دهیم اما ناظران را با چشم بسته به آن مرکز برده و آنجا یهویی چشمشان را باز می کنیم.

مرحله سیزدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم به شرطی که ما را هم با خود ببرند! آنها هم به شرط آنکه قول بدهیم زیاد حرف نزنیم و مزاحم بازرسی آنها نشویم قبول کردند!

مرحله چهاردهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم به شرطی که چشم ما را نبندند و با خود ببرند و بگذارند کنارشان بایستیم و بازرسی از مراکز نظامی دیگران را یاد بگیریم!

مرحله پانزدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم اما قویا شرط کردیم اجازه بازرسی از جاهای خیلی خصوصی مراکز نظامی ما را ندارند.

مرحله شانزدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم اما به شرط اینکه اگر خواستند وارد جاهای خیلی خصوصی مراکز نظامی ما شوند اول در بزنند.

مرحله هفدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم اما قرار شد اگر خواستند وارد جاهای خصوصی مراکز نظامی ما شده و در زدند و یکی گفت «اهن»، لااقل ۵ ثانیه صبر کنند تا طرف شلوارش را بکشد بالا!

مرحله هجدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم به شرطی که آنها دست علی بدهند بیایند نظارتشان را بکنند و بروند و مشکلی درست نکنند و از اطلاعات بدست آمده برای کارهای بد بد استفاده نکنند!

مرحله نوزدهم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم اما آنها هم باید قول بدهند با اطلاعاتی که از این بازدیدها بدست می‌آورند علیه دانشمندان ما کاری نکنند یا حداکثر برای آنها سبیل آتشین بکشند!

مرحله بیستم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم به شرطی که بعد از بازرسی و قبل از ترور دانشمندان هسته‌ای یا فرماندهان نظامی ما ۳ ساعت به ترور شوندگان فرصت بدهند با خانواده خود خداحافظی کنند!

مرحله بیست و یکم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم اما آنها باید قول بدهند که اگر خواستند بر اساس این اطلاعات دانشمندان ما را ترور کنند بین هر ترور حداقل باید یک هفته فاصله باشد تا بتوانیم در شان این افراد مراسم ترحیم گرفته و رییس جمهور و وزیر امورخارجه فرصت داشته باشند در مراسم ختم و گرامیداشت آنها شرکت کنند! طرف غربی باید ما را درک کند که واقعا امکان حضور در بیش از هفته‌ای یک ختم برای دولت ممکن نیست و ما از این خط قرمز امکان ندارد کوتاه بیاییم. حرف استراحت و اوقات فراغت مسئولان است، الکی که نیست! ضمنا اگر هم خواستند در دو هفته تعطیلات نوروز کسی را ترور کنند باید طرف حتما اهل کیش باشد که مسئولان بتوانند در ختمش شرکت کنند و یادش را گرامی بدارند! وقتی میگیم اجازه بازرسی‌های مدیریت شده را دادیم یعنی این!

مرحله بیست و دوم: ما اجازه بازرسی از مراکز نظامی خود را دادیم، شرطی هم نگذاشتیم اما آنها گفتند اصلا احتیاجی به اجازه ما ندارند و هر وقت عشقشان بکشد می‌آیند و از هر جا که خواستند بازرسی می‌کنند و می‌روند! بنابراین اصلا موضوع اجازه دادن یا ندادن ما برای بازدید آنها از مراکز نظامی از موضوع مذاکرات خارج شده است و خدا شاهد است که اصلا در اینباره مذاکره نمی‌کنیم!



یا مرگ یا توافق

حسن روحانی

آنچه از مذاکرات مشخص است، این است که آمریکا و غرب حاضر نیستند تمام تحریم‌ها را لغو کنند. تحریم‌های هسته‌ای هم که فقط تکه‌ای از پازل تحریم‌هاست، قرار است تعلیق شود؛ آن‌هم چندین ماه یا چندین سال پس از انجام تعهدات ایران. تازه آمریکا و غرب همین وعده تعلیق تحریم‌های هسته‌ای را منوط و مشروط به بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان ایران کرده‌اند و دولت هم مخالفتی ندارد، البته با اظهارات کودکانه سعی در توجیه آن دارد؛ از این جهت که مذاکرات را با مهدکودک اشتباه گرفته‌اند و فکر می‌کنند با گرگم به هوا بازی و بستن چشم‌بند به چشم بازرسان (جاسوسان) کارکشته غربی، می‌توانند مانع افشای اسرار نظامی کشور شوند.

واقعیت مطلب این است که رؤیای روحانی برای حل پرونده هسته‌ای و لغو تحریم‌ها از طریق مذاکره با کدخدا تعبیر نشده است و امتیازات فراوانی که دولت در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم آمریکا و غرب کرد، نتوانست اشتهای سیری‌ناپذیر آنها را از بین ببرد و آنها را علیرغم این همه امتیازی که از طریق خوش‌خیالی و ساده‌اندیشی روحانی و ظریف و تیمش به‌دست آوردند، مجاب به لغو تحریم‌ها و اتمام زیاده‌خواهی‌ها کند و آنها نه‌تنها تحریم‌ها را لغو نکردند بلکه امتیازات بیشتری طلب کردند؛ آن‌هم نه امتیازات هسته‌ای که امتیازات نظامی!

این یعنی شکست مذاکرات و شکست پروژه هسته‌ای روحانی و عدم تحقق مهمترین وعده انتخاباتی وی. روحانی شکست مذاکرات را شکست خود و پایان حیات سیاسی خود می‌داند و حاضر نیست آن‌را بپذیرد و رفتار و گفتار این روزهای دولتی‌ها و تیم مذاکره‌کننده گویای این است که دولت حاضر است هر امتیازی را به طرف مقابل بدهد که صرفاً یک توافقی به امضا برسد و شاید حاضر باشد در داخل زیر میز همه چیز بزند، اما توافق کند. حالا این توافق همه خواسته‌های غربی‌ها را برآورده کند و اصلی‌ترین خواسته‌های ما را ناکام بگذارد، مهم نیست؛ مهم صرف توافق است! یا مرگ یا توافق!

این گرانی بنزین و گازوئیل و تصمیم دولت برای گرانی گاز علیرغم وعده عدم افزایش قیمت‌ها در سال ۹۴ و این جمله امروز روحانی در جمع مردم غرب استان تهران که “دولت در تنگنای مالی قرار دارد” نیز یادآور کلیدواژه خزانه خالی قبل از توافق ژنو است. برخی فکر می‌کنند ملّت را باید تحت فشار گرانی قرار داد و از بی‌پولی ترساند تا راضی به توافق به هر قیمتی شود!

این توافق اگر امضا شود، نه‌تنها اقتصاد کشور را سامان نمی‌بخشد (مسعود نیلی همه‌کاره اقتصادی دولت: لغو تحریم‌ها معجزه نمی‌کند) بلکه امنیت کشور را هم به خطر می‌اندازد. اگر شبح جنگ الان در اطراف ایران پرسه می‌زند، با این توافق و بازرسی از مراکز نظامی کشور، سایه جنگ بر سر ایران سنگینی خواهد کرد!


ابزارک ها



SYRIA-CONFLICT

جعفر عظیم‌زاده

«اولاً غلط می‌کنید،‌ ثانیاً همانطور که در زمان ریاست‌جمهوری قبلی آمریکا (منظور جورج دبلیو بوش) هم گفتم، ‌دوران «بزن و دررو» تمام شده است و ملت ایران کسی را که بخواهد به او تعرض کند، ‌رها نخواهد کرد».

جملات فوق پاسخ کوبنده مقام معظم رهبری خطاب به جنگ‌سالاران آمریکایی مبنی بر تهدید به حمله نظامی آمریکا علیه ایران در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای بود.

تحلیل محتوای بیانات مقام معظم رهبری در سخنرانی‌ای که در دیدار جمعی از معلمان سراسر کشور داشتند؛ گویای ۲ واقعیت اساسی پیرامون مولفه‌های حاکم بر مناسبات و روابط میان ایران و ایالات‌متحده آمریکاست. اول اینکه ایشان مجدداً انتقاد مستقیم و صریح خود را از سیاست «چماق و هویج» دولتمردان آمریکایی در برخورد با پرونده هسته‌ای ایران، ابراز داشتند و به‌صورت کاملاً شفاف اعلام کردند نیازمندی استراتژیک طرف آمریکایی به راهبرد مذاکره در حل و فصل پرونده هسته‌ای بیش از طرف ایرانی است و لذا جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایطی از خطوط قرمز و اصلی خود عدول نخواهد نکرد؛ ایشان همچنین ادامه روند مذاکرات را مشروط به رعایت عزت و عظمت ملت ایران از جانب طرف مقابل کردند.

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای صراحتاً اعلام کردند مذاکره زیر سایه شبح تهدید و ارعاب سندیت و اعتباری ندارد و لذا تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران باید با رعایت مثلث سه‌گانه «عزت، ‌حکمت و مصلحت» در راستای بیشینه‌سازی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران گام بردارد.

واقعیت اساسی دیگر این است که نشانه‌شناسی فرمایشات معظم له مبنی بر اینکه «دوران بزن و دررو تمام شده است» بیان‌کننده ماهیت استراتژی درگیری و نبرد ایران در مقابل ایالات‌متحده است. با توجه به ماهیت و منطق تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، به اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی و استراتژیست‌های نظامی در حمله احتمالی آمریکا، ‌ایران لقمه آسانی برای ماشین جنگی آمریکا نخواهد بود و ظرفیت‌های ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک ایران، توان مصاف و رویارویی کشور را ارتقا داده و کوچک‌ترین تحرک نظامی علیه ایران، با واکنشی کوبنده پاسخ داده خواهد شد و منطقه به گورستان امپراتوری رو به مرگ آمریکا تبدیل می‌شود.

اگر منطق حاکم بر سیاست خارجی و امنیتی یک کشور را تصور نقش منطقه‌ای و جهانی مطلوب آن یا راهبرد سیاست خارجی آن کشور مبتنی بر برداشت از قدرت و منافع ملی‌اش تعریف کنیم؛ باید بگوییم منطق سیاست خارجی و امنیتی حاکم بر ذهنیت و تصورات دولتمردان ایرانی و آمریکایی به‌عنوان مفهوم سامان‌بخش عملکرد این ۲ کشور در معادلات امنیتی منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. با استناد به دیدگاه نظریه‌پردازان «رئالیسم ساختاری» بویژه «کنت والتز»، نظام تک‌قطبی در مقایسه با سایر ساختارهای نظام بین‌المللی بی‌ثبات‌تر است، زیرا دولت هژمون به دلیل سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه و مداخله‌جویانه‌خود، اقدام به نوعی «خودزنی» می‌کند و روح مقاومت‌گرایی، چالش‌سازی و تهدیدزایی را در کالبد سیاست امنیتی سایر بازیگران می‌دمد. به عبارت دیگر، به باور نئورئالیست‌ها، در ساختار نظام تک‌قطبی، یک کشور موقعیت خود را براساس مولفه‌های هژمونیک‌گرا تعریف می‌کند از این‌رو در روابط قدرت هژمون و قدرت‌های منطقه‌ای، گرایشات و تمایلات هژمونیک‌محور باعث می‌شود بازسازی روابط و عادی‌سازی با محدودیت و مشکل مواجه شود و لذا ما شاهد رشد فزاینده و تساعدی تنش‌های استراتژیک در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی در بین بازیگران و در موضوعات مختلف هستیم.

به نظر می‌رسد این گزاره‌ها تا حدودی می‌تواند از روابط و مناسبات امنیتی ۲ کشور ایران و ایالات‌متحده رمزگشایی کند. از این‌رو، به اعتقاد نگارنده فارغ از اینکه پرونده هسته‌ای ایران از طریق و شیوه‌های مسالمت‌آمیز نظیر مذاکره، بده بستان و… حل و فصل شود‌ یا مقامات آمریکایی دچار خطای محاسباتی شده و اشتباه تاریخی هیتلر در تصمیم به حمله نظامی به شووری در طول جنگ دوم جهانی را مجدداً تکرار کنند و ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، باید بگوییم در هر دو حالت متصور شده، محیط امنیتی جدید در روابط ایران و آمریکا مبین این مدعاست که الگوی منازعه حاکم در مناسبات امنیتی و نظامی ایران الگوی نبرد نامتقارن است و ظرفیت‌ها و توان نامتقارن ایران مانع تحقق نظام تک‌قطبی آمریکا حداقل در منطقه خاورمیانه خواهد شد. از طرف دیگر آمریکا نیز توانسته است با یک قدرت‌سازی مجازی، تصوری غیرواقعی از تهدیدات ایران در منطقه ایجاد کند و با خلق یک فضای مبهم امنیتی و دستکاری اذهان و ادراک سایر بازیگران و کنشگران منطقه در راستای پروژه ایران‌هراسی، محدودسازی و انزوای مرحله‌ای ایران را در دستور کار سیاست امنیت خود قرار دهد.

اگر بخواهیم نگاهی واقع‌‌بینانه به تحولات منطقه خاورمیانه داشته باشیم، راهبرد مقاومت‌گرایی و چالش‌سازی کاملاً در راهبرد امنیتی و منطقه‌ای ایران مشهود است و لذا سودای هژمونیک‌گرایی آمریکا در نقاط مختلف منطقه خاورمیانه توسط ایران و گروه‌های همسو و وابسته به ایران به چالش کشیده شده است و پایه‌های نظم هژمونیک و منطقه‌ای مطلوب آمریکا سست و لرزان شده است. به همین خاطر است که به باور نگارنده حتی اگر در فرآیند مذاکرات هسته‌ای، بر فرض محال، آمریکا بتواند همه ارجحیت‌ها و مطلوبیت‌های خود را به مذاکره‌کنندگان ایرانی تحمیل کند، باید بگوییم بازی هنوز تمام نشده است و پیروزی آمریکا و متحدانش، پیروزی موقت و زودگذر خواهد بود؛ چون ایران دست از اقدامات تلافی‌‌جویانه برنخواهد داشت و با اتکا به ظرفیت‌های نامتقارن خود بهشت شیرین و خیالی آمریکا در خاورمیانه را درکامش تلخ خواهد کرد.

نشانه‌شناسی تحولات منطقه در کشورهایی نظیر سوریه، عراق و یمن حاکی از آمادگی ایران جهت رویارویی نامتقارن با هژمونی منطقه‌ای آمریکا ست. بازگردیم به سناریوی حمله آمریکا و متحدانش به ایران؛ سوالات بیشماری پیرامون این رویداد مطرح است؛ در صورت ارتکاب حماقت استرات‍ژیک آمریکا و تصمیم به تهاجم نظامی علیه ایران، تا چه حد جنگ‌سالاران آمریکا موفق خواهند شد نسخه ایران را بپیچند؟ راهبردها و تاکتیک‌های ایران در مقابله با تهاجم آمریکا چه خواهد بود؟

«هنری کیسینجر»، وزیر اسبق خارجه و مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در مقاله خود در سال ۱۹۶۹ در تحلیل جنگ آمریکا و ویتنام نوشت: «ما جنگ نظامی کردیم، دشمنان ما جنگ سیاسی، ما به دنبال فرسایش فیزیکی بودیم، دشمنان ما در جست‌و‌جوی فرسودگی روانی ما. در این جریان ما از توجه به یکی از ارکان اساسی نبرد نامتقارن غافل ماندیم؛ نیروی نامتقارن در صورتی که شکست نخورد، پیروز است و ارتش متعارف اگر برنده نشود شکست خورده است».

اینکه مقامات آمریکایی گوش به توصیه‌های سلف خویش خواهند داد یا نه، مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که به هر حال هر چقدر آمریکا و متحدانش حملات هوایی هدفمند به زیرساخت‌های ایران داشته باشند، جهت تعیین تکلیف نهایی جنگ، باید روی زمین مقابل ایران صف‌آرایی کنند. بدون شک تجربیات جنگ ۸ ساله فرماندهان و رزمندگان ایرانی و اطلاعاتی که فرماندهان ایرانی از طریق پروکسی‌های (Proxy) خود -که در برهه‌های زمانی مختلف در عراق و افغانستان با نیروهای آمریکایی، غیرمستقیم درگیر بودند- کسب کرده‌اند، منزلت نامتقارن ایران را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر اگر آمریکا وارد جنگی بدون نتیجه مشخص با ایران شود، ایرانی که هیچ تهدید مستقیمی علیه موجودیت و امنیت ملی ایالات متحده ندارد، همزمان با افزایش تلفات و بالارفتن هزینه‌های جانی و مالی جنگ، آمریکا را با مشکل کسب مشروعیت و مقبولیت تهاجم روبه‌رو خواهد کرد.

این متغیرها، دقیقاً همان ملاحظاتی است که آل‌سعود را در شروع حملات زمینی به یمن دچار تردید کرده است. کیفیت رزم سربازان آمریکایی هم در تعیین نتیجه نهایی نبرد خیلی مهم است؛ قطعاً سربازان حرفه‌ای نیز در نبردی که به خاطر دفاع از موجودیت و بقای کشور و ملتشان نباشد دست و پا بسته هستند و نمی‌توانند مهارت‌های خود را عملیاتی کنند. از دیگر سو، فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «دوران بزن و دررو تمام شده است و ما تجاوزگر را رها نخواهیم کرد» نشان راهبرد فرسایشی کردن جنگ از سوی طرف ایرانی است؛ چون در جنگ فرسایشی اگر هزینه‌های جنگ افزایش یابد بدون آنکه نوری در انتهای تونل قابل رویت باشد، ما شاهد شکاف بین نیروهای مهاجم خواهیم بود و تردید در ادامه جنگ در چارچوب منافع ملی، باعث خدشه‌دار شدن اعتبار و حیثیت کشور مهاجم خواهد شد و هرگونه تلاش برای حل یک تناقض به تشدید تناقض‌های دیگر منجر می‌شود. برپایه دکترین نبرد نامتقارن، ناهمترازی میان ایران و آمریکا به معنای نجنگیدن نیست بلکه شکل جنگ به نوعی تغییر می‌کند که طرف قوی کارآمدی خود را از دست می‌دهد و این ناهمترازی در ابعاد نیروی انسانی، تکنولوژی‌ها و فناوری‌های تسلیحاتی و قدرت‌افکنی عملیاتی باعث می‌شود طرفی که شاید ضعیف به نظر برسد در مقطع زمانی کوتاه‌مدت ضربات مهلک‌تری به طرف قوی وارد کند.

در دکترین نبرد نامتقارن ایران آمده است که با توجه به تغییر ماهیت جنگ‌های آینده، توسعه و تولید انبوه جنگ‌افزارهای کم‌هزینه و ساده به منظور خنثی کردن فناوری‌ها و تکنولوژی‌های نوین نیروهای آمریکایی، آموزش نیروها و عوامل شبه‌نظامی نظیر حزب‌الله و هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکا در خلیج‌فارس نظیر سکوها و میادین نفتی و تحلیل و کسب اطلاعات از شبه‌نظامیانی که روزگاری در افغانستان و عراق درگیر نبرد با آمریکایی‌ها بودند، بدون شک توان جنگی ایران را ارتقا خواهد داد. همچنین حملات موشکی حزب‌الله به قلب آمریکا در خاورمیانه یعنی اسرائیل، بستن تنگه هرمز و تهدید جدی خطوط انتقال انرژی و… صحنه نبرد را از کنترل ژنرال‌های آمریکایی خارج خواهد کرد و قایق‌های تندرو نیروی دریایی ایران که اغلب قابلیت حمل موشک نیز دارند، می‌توانند با کمک زیردریایی‌های ایرانی، تاکتیک بستن تنگه هرمز را جامه عمل بپوشانند. از طرف دیگر تشخیص و پاکسازی مین‌های دریایی ایران، عرصه رزم دریایی را برای آمریکایی‌ها به بازی موش و گربه تبدیل خواهد کرد. در رزم‌های دریایی نامتقارن یک مین دریایی می‌تواند قدرت مانور و ابتکار عمل را از یک ناو جنگی سلب کند.

در جمع‌بندی مطالب فوق، نگارنده معتقد است محیط جدیدی که در بستر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی و در فضای رقابت ژئوپلیتیک ایران و ایالات‌متحده شکل گرفته است، حاوی ویژگی‌ها و مولفه‌‌های متمایزی است که در درک و تحلیل الگوی منازعه ایران و آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد. اولین واقعیت حاصل از این محیط جدید این است که همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند دوران بزن و دررو تمام شده است و دولت ایران با همه ظرفیت‌ها و پروکسی‌های خود منافع آمریکا را در اقصی نقاط دنیا تهدید خواهد کرد. به عبارت دیگر آمریکا دیگر توانایی عایق‌‌بندی خود و متحدانش در مقابل حملات نامتقارن ایران را نخواهد داشت.

واقعیت دوم این است که ایران کشوری است که دارای ظرفیت‌های بالایی در طرح‌ریزی هوشمند جنبه‌های استراتژیک و عملیاتی صحنه رزم است و با داشتن قابلیت تطبیق بالا، می‌تواند به سرعت در صورت تهدید شدن، نیروهای خود را بازتولید و وارد صحنه نبرد کند. هم ارتش و هم سپاه در طول سال‌ها، آموزش‌های متناسب و لازم برای نبردهای اینچنینی را کسب کرده‌اند.


نظرسنجی

در حال حاضر نظرسنجی نداریم.

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

نوای قلم


نوا را در وبلاگ خود پخش کنید!
شما می‌توانید با قرار دادن کد زیر در قالب وبلاگتان نوای سایت را در وبلاگ خود داشته باشید.
این نوا در مناسبت‌های گوناگون و بدون نیاز به تغییر در کدها توسط صاحب وبلاگ، تغییر می‌نماید.
جهت استفاده از نواهای فلش بدون تغییر، اینجا کلیک کنید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.