صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

اشک قلم

feed

تحریم و سازش

سلام و درود خدا بر آنانی که حتی با تحریم آب هم،
تن به سازش ندادند.

رادیو قلم

feed

حسینیت: دکترین حسینی ؛ اصلاحات حسینی ؛ قیام حسینی ؛ جامعه حسینی

دکتر حسن عباسی در سلسله مباحث “سنت حسنه، مقدمه‌ای بر دکترین معصومین در ساخت سیاست خارجی” به دکترین امام حسین(ع) می‌پردازد.

این سخنرانی در ۴ جلسه انجام شده است. برای دانلود بقیه قسمت ها وارد صفحه اصلی این مطلب بشوید.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

قلمخند

feed

جماعت همیشه غرغرو!

سید محسن میرشمسی

با جماعتی همیشه غرغرو روبرو هستیم که هر اتفاقی می‌افتد، اینها یک توهینی به نظام می‌کنند!

مثلاً:

خبر: اسیدپاشی به صورت زنان در اصفهان!
جماعت غرغرو: کار، کار خود نظام و بسیجی‌هاست.

خبر: دستور مقامات ذیربط برای شناسایی و مجازات عاملان اسیدپاشی!
جماعت غرغرو: کار، کار خودشان است. عمراً اگر عوامل را بازداشت کنند.

خبر: عوامل اسیدپاشی اصفهان بازداشت شدند!
جماعت غرغرو: بیچاره آنهایی که مجبور شدند نقش اسیدپاش را بازی کنند.

خبر: عوامل اسیدپاشی اصفهان به قصاص محکوم شدند!
جماعت غرغرو: جمهوری اسلامی بزرگترین ناقض حقوق بشر است. قصاص حکمی غیرانسانی است. کمپین “نه به قصاص” و کمپین “عفو اسیدپاش‌ها” را تشکیل می‌دهیم.

خبر: قربانیان اسیدپاشی گذشت کردند!
جماعت غرغرو: معلوم نیست چقدر قربانیان را تهدید و تطمیع کردند که اسیدپاش‌ها را عفو کنند.

یعنی با جماعتی روبرو هستیم که از زخم چهره زنان هم برای زخم‌زدن به نظام سوءاستفاده می‌کنند.



شریح قاضی هم سرهنگ نبود!

شریح قاضی

شریح قاضی هم سرهنگ نبود!
او حقوق خوانده بود که کشتن حسین را امضا کرد!

ابن زیاد به مسجد کوفه رفت و اعلان عمومی کرد که همه باید به مسجد بیایند و نماز عشایشان را به امامت من بخوانند!

تاریخ می‌نویسد: مسجد کوفه مملو از جمعیتی شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشاء ایستاده بودند.
چرا چنین شد؟
بنده که نگاه می‌کنم، می‌بینم خواصِ طرفدارِ حق مقصرند و بعضی‌شان در نهایت بدی عمل کردند.
مثل چه کسی؟ مثل شریح قاضی.
شریح قاضی که جزو بنی‌امیّه نبود! کسی بود که می‌فهمید حق با کیست. می‌فهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتی هانی بن عروه را با سر و روی مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیله‌ی او اطراف قصر عبیداللَّه زیاد را به کنترل خود درآوردند.

ابن زیاد ترسید. آنها می‌گفتند:
شما هانی را کشته‌اید.

ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین اگر هانی زنده است، به مردمش خبر بده.
شریح دید هانی بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم هانی به شریح افتاد، فریاد برآورد: ای مسلمانان! این چه وضعی است؟! پس قوم من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمی‌آیند مرا از این‌جا نجات دهند؟! مگر مرده‌اند؟!
شریح قاضی گفت: می‌خواستم حرفهای هانی را به کسانی که دور دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس عبیداللَّه آن‌جا حضور داشت و جرأت نکردم!

جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما می‌گوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام می‌داد، تاریخ عوض می‌شد. اگر شریح به مردم می‌گفت که هانی زنده است، اما مجروح در زندان افتاده و عبیداللَّه قصد دارد او را بکشد، با توجّه به اینکه عبیداللَّه هنوز قدرت نگرفته بود، آنها می‌ریختند و هانی را نجات می‌دادند. با نجات هانی هم قدرت پیدا می‌کردند، روحیه می‌یافتند، دارالاماره را محاصره می‌کردند، عبیداللَّه را می‌گرفتند؛ یا می‌کشتند و یا می‌فرستادند می‌رفت.

آن گاه کوفه از آن امام حسین علیه‌السّلام می‌شد و دیگر واقعه‌ی کربلا اتّفاق نمی‌افتاد!

بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) ۷۵/۰۳/۲۰


ابزارک ها



اسیدپاشی

محسن جندقی
اسیدپاشی اصفهان چند روزی است امنیت این شهر را تحت تاثیر قرار داده و اصفهانی‌ها در خیابان نامطمئن قدم می‌زنند. موضوع اسیدپاشی نه از مهر ۱۳۹۳ که سال‌ها قبل امنیت را از بین برده بود و تلنگری به نام آمنه بهرامی می‌توانست این مساله را ریشه‌کن کند اما دخالت‌های بیجا و دلسوزی‌های مصنوعی با ژست حقوق بشری مانع از این شد که به اسیدپاش‌ها هشدار داده شود، هشداری مثل اینکه اگر اسیدپاشی کنی و زندگی‌ای را تباه کنی، قانون نیز با تو همان کار را خواهد کرد.

جالب اینکه اسیدپاشی روی صورت آمنه در چنین روزهایی رخ داد؛ ۱۰ سال پیش یعنی در آبان ۱۳۸۳ مجید موحدی، خواستگار سمج آمنه بهرامی اسید روی صورت وی می‌ریزد و یک زندگی را می‌کُشد. اگر آنهایی که داعیه حقوق بشری دارند و دم از بخشش و گذشت در این باره می‌زنند یک روز، فقط یک روز جای خانواده آمنه بودند آیا سخنان خود را تکرار می‌کردند؟ روزهایی که صورت آمنه سوخته بود و حتی پزشکان نمی‌توانستند به صورت او نگاه کنند و اشک می‌ریختند، روزهایی که پوست و گوشت صورت آمنه همراه پانسمان در می‌آمد و او از درد به خود می‌پیچید، روزهایی که پلک چشم او درآمد و برای اینکه چشم عفونت نکند با دستگاه‌های ویژه از وی مراقبت می‌شد، روزهایی که یک چشم او را بعد از ۱۷ بار عمل جراحی تخلیه کردند و چشم دیگرش فقط چند درصد بینایی داشت، روزهایی که صورت او گوشت اضافی آورد و کمتر کسی دوست داشت نگاهش کند!

آمنه از همان ۱۲ آبان ۱۳۸۳ مرده بود و قاتلش ژست یک مرد عاشق گرفت و پدر این قاتل هم دست به دامن رسانه‌های بیگانه شد تا سناریوی تازه حقوق بشری کلید بخورد. رأی دادگاه عادلانه بود، قصاص؛ چشم در برابر چشم! آنقدر خلأ قانونی بود که دادگاه حکم به ریختن اسید روی صورت ندهد اما همین هم می‌توانست بازدارنده باشد، کور شدن با اسید. آمنه تصمیم خود را گرفته بود، او می‌خواست برای یک بار هم شده بقیه او را درک کنند، بدانند که زندگی‌اش تباه شده اما او در یک لحظه احساس کرد گویا همه علیه‌اش هستند و با نفرت نگاهش می‌کنند. «دولت نروژ حکم دادگاه اسیدپاشی را محکوم کرد و اجرای چنین حکمی را به اعمال دوران بربریت تشبیه کرد و آن را غیرانسانی خواند. دولت بلژیک نیز از دولت ایران خواسته بود این مجازات غیرانسانی را متوقف سازد و دولت انگلستان نیز خواستار توقف مجازات غیرانسانی کور کردن با اسید شد» اینها از جمله خبرهایی بود که خوراک رسانه‌های بیگانه را جور کرده بود و در داخل نیز ژست «گذشت» گرفته شد. گویا آمنه می‌خواهد جنایتی مرتکب شود! آمنه در چنین شرایطی قاتل زندگی خود را بخشید تا همه از شادی منفجر شوند؛ تا تیتر بزنند: «آمنه: بخشیدم تا مردم خوشحال شوند». او آنقدر تحت فشار بود که فکر می‌کرد اگر یک اسیدپاش را ببخشد، مردم خوشحال می‌شوند و هیچ‌کس جملات دیگر او را نشنید. آمنه قبل از بخشش جمله‌ای گفت که الان به کار می‌آید: «من کینه‌ای نیستم، در این مدت به این باور رسیدم که اجرای این حکم را برای خودم نمی‌خواهم».


نظرسنجی

به نظر شما با افردای که اقدام به اسیدپاشی می کنند چه برخوردی باید صورت پذیرد:

مشاهده نتايج

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

نوای قلم


نوا را در وبلاگ خود پخش کنید!
شما می‌توانید با قرار دادن کد زیر در قالب وبلاگتان نوای سایت را در وبلاگ خود داشته باشید.
این نوا در مناسبت‌های گوناگون و بدون نیاز به تغییر در کدها توسط صاحب وبلاگ، تغییر می‌نماید.
جهت استفاده از نواهای فلش بدون تغییر، اینجا کلیک کنید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • آوینی فیلم
  • ادواردو
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه
  • پاتوق کتاب
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.