صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

آرشیو موضوعی : سیاست داخلی

  • RSS

ابزارک ها

ابزارک

لزوم ورود ملت به توافق نهایی

دکتر مجتبی اصغری

بزرگ‌ترین سیاستمداران و نخبگان پشت‌پرده صهیونیست‌ها هر ساله در اجلاس هرتزلیا گردهم می‌آیند تا برای آینده دولت بی‌سرزمین اسرائیل برنامه‌ریزی کنند. در اجلاس امسال یکی از مهم‌ترین بحث‌های مطرح شده پیرامون توافق احتمالی غرب با ایران بود. کارشناسان حوزه ایران در آخرین روز از چهاردهمین کنفرانس هرتزلیا به گفت‌و‌گو و شبیه‌سازی تاثیرات جهانی و منطقه‌ای ناشی از توافق هسته‌ای با ایران پرداختند.

در این باره چند نکته جالب توجه وجود داشت.نخست آنکه نخبگان صهیونیست تاکید داشتند «برنامه هسته‌ای» ایران و داستان‌پردازی پیرامون مخاطرات نظامی آن بهانه‌ای بیش نیست. دوم آشکارا این مساله مطرح شد که توافق هسته‌ای نباید مانعی بر سر اقدام مقتضی آمریکا و غرب ضد ایران حتی در صورت عدم ‌تخطی از اصول توافق‌هسته‌ای باشد! سوم از آمریکا خواسته شد در ذیل توافق هسته‌ای این موضوع را به صورت حقوقی تبیین کند که امکان انجام «رفتارهای نامناسب» به ایران داده نخواهد شد.

به نظر می‌رسد مهم‌ترین خواسته صهیونیست‌ها از «توافق هسته‌ای» غرب با ایران، جرم‌انگاری فعالیت‌های سیاسی- نظامی ایران در غرب آسیا به عنوان ابرقدرتی با دامنه نفوذ بالا در ذیل عناوین ظاهری «مخاطرات برنامه هسته‌ای» باشد. بویژه اینکه در کنفرانس مذکور بیشترین دعاوی ضد حضور ایران در سوریه، لبنان، عراق و در ذیل دفاع از عربستان سعودی بیان شده است! واضح است که اسرائیل از ما بیش از حد تصورمان می‌ترسد! به همین جهت غرب به سرکردگی آمریکا درحال تلاش است در ذیل امضای توافق هسته‌ای با ایران عملا «ضمانتنامه» دوام سیاسی اسرائیل در خاورمیانه را با گروکشی اقتصادی به چنگ آورد و مرهمی بر زهره ترک‌برداشته یهودیان ساکن سرزمین‌های اشغالی بگذارد.

به‌رغم فضاسازی‌های رسانه‌ای غیرواقعی اجرا شده از سوی هر دو طرف که با ژست دور بودن از فضای توافق، مدیریت شده احتمال دستیابی به توافق‌نهایی بالاست. به‌نظر می‌رسد تلاش‌ها برای مدیریت فضای گفتمانی جوامع هدف به سمت اختفای حداکثری متون توافقات و مذاکرات حرکت داده شده است تا تعبیر «مال‌باخته» همچون دور اول تهیه پیش‌نویس و امضای توافقنامه ژنو به ظریف و دوستان نچسبد و این بار سهمی از موفقیت اشتون و کری، دست‌کم در ظاهر نصیب تیم ایرانی شود! هر چند وحدت‌رویه در فضاگزینی تزویر‌آمیز رسانه‌ای در برابر ملت ایران حقیقتا نامطبوع تلقی می‌شود اما با احتساب قریب‌الوقوع‌ بودن امضای متن حقوقی تنظیم شده از سوی ۱+۵ لازم است مخاطرات احتمالی پیش روی کشور را بررسی کنیم:

۱- مهم‌ترین اتفاق ممکن پس از امضای توافقنامه نهایی این است که امتیاز بدهیم و تحریم‌ها لغو نشود! یک گردش کوچک در اخبار پیرامون چانه‌زنی‌های دوطرف آشکار می‌سازد که این موضوع هم‌اکنون جدی است. اما موضوع خطرناک‌تر این است که همان برنامه زمانبندی‌شده لغو پلکانی تحریم‌ها نیز به واسطه امضای یک متن ضعیف حقوقی برای کشورمان تبدیل به وجه ضمانی خطرناک با موضوع بحث‌های جدیدتر سیاسی، نظامی و حتی حقوق‌بشری شود. اینجا صحبت از مخاطرات حقوقی مشابه توافقنامه ژنو است که بندبند آن دارای اشکالات حقوقی سنگین و الزام‌آور برای کشورمان بود. هر چند ممکن است در ظاهر صراحتا چنین مواردی ذکر نشود اما این بازی‌ای نیست که آمریکا به سادگی از آن پا پس بکشد. راه‌حل این مشکل تبیین دقیق «نقطه برگشت‌پذیری» یا «خیارات فسخ» است. «خیار فسخ» اصطلاحی در فقه و حقوق به معنای حق برهم ‌زدن یکجانبه قرارداد است. موضوعی که در توافقنامه ژنو ناباورانه در نظر گرفته نشده بود و تنها روی ۶ ماهه بودن زمان توافق مانور رسانه‌ای داده می‌شد.


۲۴ خرداد ؛ ابطال بیش از پیش ادعای تقلب

انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم با توجه به آنکه اولین انتخابات ریاست جمهوری پس از فتنه ۸۸ بود، از حساسیت قابل ملاحظه ای برخوردار باشد. یکی از وجوه اهمیت آن این بود که چگونگی فرآیند این انتخابات می‌توانست مویدی بر سلامت انتخابات گذشته باشد که این مهم به بی‌نظیرترین حالت محقق گردید.

میزان آرای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی
در حالی که نظرسنجی‌های متعدد و فضای چندماه مانده به انتخابات حکایت از پیروزی یکی از گزینه‌های اصولگرایان داشت و این جریان آنقدر شرایط را برای پیروزی خود مناسب می‌دید، که با چندین گزینه و با حالتی متکثر و رقابتی وارد میدان انتخابات گردیده بود، اما نتایج حاصل شده، حکایت دیگری داشت. حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی توانسته بود با کسب ۱۸٬۶۱۳٬۳۲۹ معادل ۵۰٫۷۱ ٪ کل آراء به عنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران انتخاب شود.این رای از میان ۳۶٬۷۰۴٬۱۵۶ رای واریز شده (۷۲٫۷ درصد حائزین رای) در صندوق‌ها حاصل شده بود. در یک حساب سرانگشتی معلوم می‌گردد که رای ۵۰٫۷۱ درصدی آقای روحانی تنها ۰٫۷۱ درصد بیش از نصف بعلاوه یک آرای ماخوذه را کسب کرده بود که این میزان برابر با ۲۶۱۲۵۱ رای بود. به واقع اگر این ۲۶۰ هزار رای و اندی نبود، سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده می‌شد!حال نظامی که با تمام توان از رای ۲۶۰ هزاری ملتی صیانت می‌کند، چگونه ممکن است که درانتخابات پیشین چشم بر تقلبی بیش از۱۰ میلیونی بسته باشد؟

خواسته مقام معظم رهبری در انتخابات ۲۴ خرداد ۹۲
حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای در پیام نوروزی آن سال، کار بزرگ سال ۹۲ را انتخابات ریاست‌جمهوری دانسته و فرموده بودند «در واقع مقدرات اجرائی و سیاسی و به یک معنا مقدرات عمومی کشور را برای چهار سال آینده برنامه‌ریزی می‌کند. ان‌شاءالله مردم با حضور خودشان در این میدان هم خواهند توانست آینده‌ی نیکی را برای کشور و برای خودشان رقم بزنند.» این عبارات اولین اشاره‌های رهبر انقلاب اسلامی به حماسه سیاسی در سال ۹۲ بود.از ابتدای سال هرچه به خردادماه نزدیک می‌شدیم تحرکات و فشارهای دشمن علیه ملت ایران بیشتر می‌شد. آن‌ها می‌خواستند ملت نیاید! در همین ایام بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند «دشمنان جمهوری اسلامی پولها خرج کردند، زحمتها کشیدند، سیاستها به کار بستند، به قول خودشان اتاقهای فکر تشکیل دادند، برای اینکه راهی پیدا کنند تا ملت ایران را از نظام اسلامی جدا کنند. ملت ایران با حضور در پای صندوقهای رأی، با شرکت در رأی دادن، ارتباط و اتّصال مستحکم خودش را با نظام اسلامی دارد اثبات میکند.» البته پاسخ تحرکات دشمن از طرف ملت نیز مشخص بود: «از این ملت بزرگ به توفیق الهی، این دفعه هم تودهنی خواهند خورد.»دو روز مانده بود به انتخابات یازدهم که هزاران نفر از اقشار مختلف مردم با هبر انقلاب دیدار کردند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز با تبیین اهمیت این دوره از انتخابات پیش‌بینی کردند که «روز جمعه، روز اوج حماسه خواهد بود».و جمعه ۲۴ خردادماه حماسه سیاسی محقق شد.


آقای هاشمی! خطبه‌های ۲۶ تیر ۸۸ خود را به خاطر دارید؟!

هاشمی رفسنجانی که تا چندی پیش بیشتر با خاطرات خود از امام خمینی(ره) تعجب همگان را برمی‌انگیخت، این روزها با اظهارات تأمل‌برانگیز و ضدونقیض خود به سوژه‌ی اول رسانه‌ها تبدیل ‌شده است.

هنوز چند هفته از اظهارات وی مبنی بر «دانشگاه آزاد ملک طلق خداست و دانشگاه آزاد کمترین تخلفات را دارد» آن ‌هم باوجود پروندها‌ی هزاران صفحه‌ای تخلفات این دانشگاه نگذشته است که روز گذشته در اظهاراتی جالب و عجیب ائمه جمعه و تریبون‌های نماز جمعه را مورد نقد قرار داد.

هاشمی رفسنجانی این بار در دیدار اعضای ستاد برگزاری روز جوان‌ گفت: «نماز جمعه یک تریبون سیاسی، عبادی برای نظام است و خطبه­ های آن به‌جای دو رکعت نماز، ایراد می­شود و نباید نگاه باندی داشت و به خاطر امیال جناحی، از کسی تعریف و تمجید کرد و به کسانی توهین کنند و تهمت بزنند.»

اکبر هاشمی در حالی مدعی این مسئله شده که «نباید به تریبون نماز جمعه نگاه باندی داشت و به خاطر امیال جناحی، از کسی تعریف و تمجید کرد» که هنوز اتفاقات آخرین نماز جمعه‌ هاشمی رفسنجانی در ۲۶ تیر ۸۸ از خاطر مردم انقلابی ایران نرفته است.

هاشمی رفسنجانی آن روز به‌نوعی مردمی‌ترین و انقلابی‌ترین حرکت مردم مظلوم کشور را زیر سؤال برد و با حمایت از جناحی خاص، تهمت و تردید جریانی خاص که از بیرون از کشور تغذیه می‌شدند را به همه‌ی مردم نسبت داد و گفت «تردید مانند خوره به جان ملت! افتاده است.»

البته آقای هاشمی شاید فراموش کرده باشد اما مردم انقلابی ایران به یاد دارند که وی در آن نماز جمعه در حمایت از فتنه‌گران، عده‌ای آشوبگر آن‌ هم در چند خیابان تهران را بخش زیادی از ملت فهیم ایران دانست و با دمیدن در آتش فتنه، نظام را متهم به تقلب در انتخابات کرد …

هاشمی در آن نماز جمعه حتی به این حد هم بسنده نکرد و خواستار آزادی آشوبگرانی شد که برای هفته‌ها خیابان های تهران را به آتش کشیده و به جان و مال و ناموس مردم حمله‌ور شده بودند!

البته این سخنان چندان هم از هاشمی بعید نیست چراکه به نظر وی شعارهای مردم در حمایت از نظام و رهبری سر می دهند هم باندی و جناحی است، کما اینکه در آن نماز جمعه نیز وقتی مردم شعار «ای رهبر آزاده آماده‌ایم آماده» و «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» را سر می‌دادند، هاشمی در پاسخ به مردم گفت: جایگاه نماز جمعه و قداست آن با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد،‌ نباید آلوده شود.

شاید بتوان خط تخریبی جدید هاشمی علیه ائمه جمعه کشور و تریبون‌های نماز جمعه را نشانه‌ای از استیصال وی در عدم همراهی خطبای نماز جمعه با افکار و عقاید وی دانست. حال باید از آقای هاشمی که هیچ‌گاه از فتنه ۸۸ اعلام برائت نکرد، پرسید آیا حمایت از رهبری، پای مطالبات مردم ایستادن، صیانت از رای مردم در سال ۸۸ توسط شورای نگهبان و شعار علیه فتنه گران، کاری باندی و جناحی است؟!


مردی پیدا نمی‌شود؟!

حسین قدیانی

من می‌خواهم امروز بپرسم آیا مردی در دولت اعتدال پیدا نمی‌شود یک کشیده بخواباند در گوش بعضی‌ها؟!
اگر قرار بود مسؤولی در جمهوری اسلامی بگوید؛ «حتی امروز حکومت بنی‌اسرائیل هم در نسل جدید به آنچه نسل جوان ایران درباره همزیستی و اصلاح‌طلبی می‌گوید، نزدیک شده»، دیگر چرا ۳۰۰ هزار شهید داد این ملت؟!

راستی! این کدام وزیر باتدبیری بود که به ما می‌گفت «همصدا با اسرائیل»!
طرف از داخل دولت به صهیونیست‌های تروریست، چراغ سبز نشان می‌دهد و علاوه بر این خبط و خطای مرموز سیاسی در خیانتی اعتقادی- فرهنگی، روحانیت آگاه، مبارز و دردآشنای شیعه را با خاخام‌های یهودی، یکی می‌کند، آن وقت دولت اعتدال انگار نه انگار!

خوب است بعضی‌ها که از منتقدان، ارائه شناسنامه می‌خواهند، دمی هم از دور و بری‌های خود بخواهند حرمت روحانیت، حرمت خون شهدا، حرمت امام و حرمت انقلاب را رعایت کنند.
برخی چنان بی‌قاعده حرف می‌زنند که جوابش، نه این متن است و نه آن، بلکه سیلی سردار انقلابی، حاج احمد متوسلیان است. حرف بی‌ملاحظه، سیلی بی‌ملاحظه هم می‌خواهد.

آن روز که دور از چشم مردم، رفتند و مخفیانه با دشمن توافق ژنو را بستند و آن روز که به قول شیمون پرز، اسرائیل را به چیزهایی امیدوار کردند، ما امروز را می‌دیدیم که تیتر زدیم «هولوکاست هسته‌ای».

این حرف‌های اسرائیل‌شادکن جناب یونسی، ادامه منطقی همان توافق ضعیفی است که به نفع آمریکا و اسرائیل بسته شد.
ما در جناح مردمیم، عده‌ای بهتر است نگران جناح دستیار خودشان باشند و از آنها شناسنامه بخواهند.

سالگرد شهادت مطهری، رفتن به منزل آن شهید زیباست اما زیباتر آن است که موضع تند و انقلابی استاد شهید علیه اسرائیل، تقویت شود نه تضعیف.

من از روی خیرخواهی، تذکر می‌دهم به دولت که با این همه حاشیه، ره به جایی نخواهد برد. خنده نشاندن بر لب اقتصاد و معیشت از کانال کار، تدبیر و همت جهادی می‌گذرد، نه حرف‌های دشمن‌شادکن.

چه کار دارد می‌کند دولت؟!
کجا دارد می‌رود؟!


هشدار یک مورخ به رئیس جمهور حقوقدان: خطر جدایی دولت از ملت!

سید حمید روحانی

امام خمینی(ره): دولت و مردم نبایستی از یکدیگر جدا باشند، اگر جدا شدند ملت از گرفتاری دولت خشنود می‌شود… ولی اگر یکی باشند مردم گلیم زیرپای خود را در مواقع لزوم می‌فروشند و به دولت می‌دهند تا رفع نیاز دولت شود…

امام امت (سلام الله علیه) بیش از نیم قرن گذشته به نکته‌ای اشاره کردند که امروز ما آن را در کشور ایران با چشم سر دیدیم. ایشان در نطق کوتاهی هشدار دادند که «… دولت و مردم نبایستی از یکدیگر جدا باشند، اگر جدا شدند ملت از گرفتاری دولت خشنود می‌شود… ولی اگر یکی باشند مردم گلیم زیر پای خود را در مواقع لزوم می‌فروشند و به دولت می‌دهند تا رفع نیاز دولت بشود…»

در هفته‌های گذشته همگان دیدند که رییس جمهور محترم با عجز و لابه، التماس و اصرار، خواهش و تمنا، وعده و وعید، تهدید و نوید از ملت ایران خواست که از دریافت یارانه نقدی، خودداری ورزند و با انصراف خود، دولت را در بهبود معیشت! مردم یاری دهند، لیکن به رغم آن همه التماس و زاری و حجم سنگین تبلیغات رسانه‌ای سراسری، ملت ایران نه تنها به این درخواست بها نداد بلکه با اصرار کم سابقه‌ای برای دریافت یارانه نقدی نام‌نویسی کردند و با این حرکت معنادارِ خود، به دولت نه گفتند.

من در دوران زندگی خود این گونه «نه» از جانب ملت به دولت‌ها را تنها در دوران رژیم شاه دیده بودم و شاهد بودم، مردم در آن دوران تاریک از گرفتاری دولت‌های طاغوتی خشنود می‌شدند و پیوسته مترصد بودند که برخلاف خواست و درخواست دولت‌های بیگانه از ملت، رفتار کنند، موضع بگیرند و دست رد بر سینه نامحرم زنند.

البته موضع منفی و «نه» قاطع و محکم مردم ایران به رییس جمهور فعلی برای کسانی که با مردم و در میان مردمند و مست قدرت نشده‌اند، قابل پیش‌بینی بود و برخوردی دور از انتظار به نظر نمی‌آمد، زیرا که ملت ایران در این مدت کوتاهی که از ریاست جناب آقای دکتر حسن روحانی می‌گذرد، به سختی تحقیر شدند، سیلی خوردند، رنج‌ها کشیدند و خون جگرها خورده و می‌خورند، با این وضع چگونه باورکردنی بود که ملت ایران با دولتمردان همدلی نشان دهند؟! آقای رییس جمهور از روزی که زمام امور را به دست گرفت:

۱٫ ملت را نامحرم پنداشت، به ملت پشت کرد، راه خود را از مردم جدا کرد با مردم به راستی و صداقت برخورد نکرد و مردم را از آنچه در پشت پرده می گذشت ـ و می گذرد ـ بی‌خبر گذاشت. ملت ایران ـ این صاحبان اصلی انقلاب ـ یک‌باره از آنچه در پشت پرده جریان دارد بی‌خبر ماندند. آقای رییس جمهور بنابر سیاست مشاوران خود ـ که رنگ و ریشه امریکایی دارند ـ سیاست خارجی را از خیابانها جمع کرد، یعنی از دست مردم گرفت و به محفل‌های مشکوک بده بستان‌های سیاسی و بند و بست‌های کثیف دیپلماسی کشانید. نتیجه این شد که امروز ملت ایران نمی‌داند که در مذاکرات ژنو چه ارزش‌هایی بر باد رفته و خدای نخواسته چه ننگی به بار آمده است!


صدایى که مردم مى‌شنوند

مهدی فضائلی

چه بخواهیم از مفهوم جامعه شناسى و پر استعمال سرمایه اجتماعى استفاده کنیم، چه پا را به وادى روانشناسى بگذاریم و روانشناسى اعتماد را مورد توجه قرار دهیم و چه از همه این مباحث صرف نظر کنیم، در هر حال نمى توانیم از اهمیت مقوله “اعتماد” چشم پوشی نماییم.

براى مجموعه نظام در وهله نخست و سپس براى قوا، دستگاهها و نهادهاى مختلف،«اعتماد» سرمایه گرانبهایى است که مدام باید مراقب آن بود و به عنوان یک معیار مهم از میزان آن مطلع شد و بر آن افزود.

موضوع انصراف افراد برخوردار،که رویکرد صحیح دولت در اجراى مرحله دوم قانون هدفمندى بود، فرصت مغتنمى بود براى سنجش این اعتماد که متأسفانه بر خلاف پیش بینى دولت، نتایج آن خوشایند نبود و معلوم شد دولت یازدهم به رغم همراهى گسترده و هزینه بر صدا وسیما، مراجع و قواى دیگر که به حکم وظیفه انجام شد، نتوانسته اعتماد مردم رابرای انصراف از دریافت یارانه جلب کند.

اکنون دولت باید به چرایى این بى اعتمادى وقوف یابد تا در ادامه راه خود، آنرا جبران و از این سرمایه گرانبها در مراحل بعد بهره مند شود.

به نظر نگارنده این سطور، موارد زیر از جمله اهم دلایل این عدم همراهى و بى اعتمادى است.

١) ماجراى نقد و نسیه، در فرهنگ ما نهادینه شده است. دولت انتظار داشت مردم از یک درآمد نقد که حکم سرکه را هم نداشت و به آن عادت هم کرده بودند (اندک براى عده اى و قابل توجه براى عده نسبتا” زیاد دیگر) چشم پوشی کنند تا بجاى آن، خدمات و مزایایی بطور نسیه دریافت نمایند؛ آنهم خدمات و مزایایى که شیرینى حلوایش نامعلوم بود.

به عبارت دیگر دولت نتوانست، جایگزین هاى روشن و قانع کننده اى را به مردم معرفى کند.

٢) دادن پیام هاى متفاوت و بعضا” متناقض که حکایت از بى برنامگى و نوعى سردرگمى داشت را باید دلیل دیگر این عدم همراهى بدانیم. امکان یا عدم امکان شناسایی افراد برخوردار و نیازمند، بررسی یا عدم بررسی حسابهاى شخصى افراد و جریمه یا عدم جریمه افرادى که اطلاعات غلط داده اند، از جمله این پیامها بود.

٣) کمبود منابع از مهمترین دلایل دولت براى دعوت به انصراف بود؛ اما در همین اثناء رفتارهایى از دولت سرزد که در منظر افکار عمومى ناقض این دلیل بود.

دولت از یک سو از مردم مى خواست از دریافت یارانه انصراف دهند تا دولت بتواند مشکل کمبود منابع را جبران کند و از سوى دیگر رفتارهایى میکرد که در نظر مردم یا مصداق رها کردن دانه درشتها و رفتن سراغ منابع دست چندم بود، مثل عدم پیگیرى دهها هزار میلیارد تومان معوقات بانکى یا مصداق ریخت و پاش هاى زاید و غیر ضرور،مثل ارسال دهها میلیون پیامک تبریک نوروزى، بازسازى ساختمان ریاست جمهورى…

دولتمردان باید این واقعیت مهم را درک کنند که صداى رفتار آنها از صداى سخن آنها بلندتر و رساتر است! و مردم نه تنها این صداها را بهتر مى شنوند بلکه فقط به این صداها اعتماد مى کنند.

۴) افزایش هزینه آب، برق و گاز در پایان سال گذشته و اعلام افزایش قیمت دیگر حاملهاى انرژى در آینده نزدیک که نوید افزایش قیمت اجناس دیگر را مى داد در کنار دعوت به انصراف نیز عدم ثبت نام را با چالش جدى مواجه کرد.

به هر حال این مرحله گذشت و کمتر از ۴ درصد مردم، در خواست دولت را اجابت کردند؛ اما موضوع تمام نشده و رفتار دولت از این به بعد مى تواند باز هم معنى دار و در جهت تقویت یا تضعیف اعتماد عمومى مؤثر باشد.

دولت در آستانه و حین ثبت نام مردم اعلام کرد کسانى که اطلاعات نادرست بدهند جریمه خواهند شد و وزیر اقتصاد در خانه ملت رسما” و به صراحت اعلام کرد: “تا این لحظه حدود ۱۰ میلیون ثروتمند جامعه شناسایی شده‌اند که اگر برای دریافت یارانه ثبت‌نام کنند، حذف می‌شوند.”

حال این دولت است و این حرفهاى زده شده. دولت مطمئن باشد ادامه رفتارهایش مى تواند این اعتماد را افزایش و یا همین حدود ۴ درصد را هم از بین ببرد و آنچه مردم مى شنوند صداى رفتار اوست و نه وعده ها و وعیدها.


حرف های مگو!

سیدعابدین نورالدینی

آقای عراقچی هم گفته‌اند و هم می‌دانند و هم اینک مردم می‌دانند که حق غنی‌سازی ایران در توافق ژنو به‌ رسمیت شناخته نشده است. فایل صوتی منتشر شده از آقای عراقچی که ایشان در آن صراحتا گفته‌اند آقای رئیس‌جمهور در نامه به رهبر انقلاب درباره رسمیت یافتن حق غنی‌سازی در توافق ژنو دچار اشتباه شده است، به گونه‌ای است که نه قابل تحریف است و نه قابل انکار!

آقای عراقچی که ما ایشان را یک دیپلمات متعهد می‌دانیم اما دیروز در اقدامی اشتباه اظهارات خودشان را تکذیب کرده و اتهاماتی را نیز علیه منتقدان مطرح کردند.

آقای عراقچی ۳ بهمن سال گذشته این اظهارات را در مدرسه معصومیه مطرح کردند. فایل صوتی و تصویری صحبت‌های آقای عراقچی وجود دارد. همان زمان در محافل گوناگون این اعتراف آقای عراقچی مطرح شد. حتی در مناظره‌ها هم این اعتراف آقای عراقچی مورد استناد منتقدان توافق ژنو قرار گرفت. البته «وطن‌امروز» حداقل ۲ جلسه دیگر را نیز می‌تواند برای آقای عراقچی آدرس بدهد که ایشان چنین اظهارنظری داشته‌اند اما اکنون که آقای عراقچی باب یک بحث را باز کرده و درباره آن موضع گرفته‌اند فضا برای طرح چند موضوع با ایشان مساعد و مناسب است.

آقای عراقچی در تکذیبیه خود گفته‌اند انتشار فایل اظهارات ایشان، بازی با منافع ملی و در راستای اهداف بیگانگان و دشمنان نظام است و نباید منافع ملی کشور و احقاق حقوق هسته‌ای ملت بزرگ ایران را قربانی اهداف کوتاه‌مدت سیاسی کرد.

خب! ضمن حفظ احترام این دیپلمات متعهد باید درباره این مواضع ایشان چند نکته یادآوری شود.

۱ـ جناب آقای عراقچی! مثل روز روشن است و خود شما هم می‌دانید که توافق ژنو حفره‌های خطرناکی دارد.

ما معتقدیم این توافق ژنو است که منافع ملی را به خطر انداخته است. ما بر این باوریم تیم مذاکره‌کننده از فرصتی که نظام برای مصالحه هسته‌ای فراهم کرده بود نه تنها نتوانسته است استفاده لازم را ببرد بلکه شرایط نگران‌کننده‌ای را درباره حقوق هسته‌ای ملت ایجاد کرده است. ما رفتار دولت در موضوع مذاکرات را نادرست می‌دانیم. دولت نه تنها از ظرفیت منتقدان برای میز مذاکرات استفاده نمی‌کند که شمشیر خود را برای منتقدان کشیده است! توقیف می‌کند، به دادگاه می‌کشاند و القاب و اتهامات سنگینی را در عالی‌ترین سطح علیه منتقدان مطرح می‌کند. چرا نباید درباره توافق ژنو پرسشگری کرد؟

۲ـ جناب آقای عراقچی! رسانه‌های حامی توافق ژنو در توضیح روند مذاکرات و مفاد توافق به مردم دروغ می‌گویند! چرا؟ چرا به مردم نمی‌گویند هنوز نتوانسته‌اید حتی یک دلار از اموال آزاد‌شده را به درون کشور بیاورید؟ چرا به مردم نمی‌گویند پول در حساب‌های سوییس است اما آمریکا اجازه نمی‌دهد به ایران منتقل شود؟ کار به جایی رسیده مراجع تقلید نیز نسبت به خلاف‌گویی درباره بازگشت این اموال علنا تذکر می‌دهند. چرا نمی‌گویند تا الان نصف ذخیره اورانیوم ۲۰ درصد ایران از بین رفته ولی در ازای این ذخیره غیر‌قابل ارزشگذاری، هنوز چیزی عاید کشور نشده است؟ لابد خلاف امنیت ملی است!

چرا نباید مردم مطلع شوند که خطر تغییر ماهیت رآکتور اراک مطرح است؟ اگر قرار است کارکردهایی نظیر تحقیقات، تولید پلوتونیوم و تولید رادیودارو از رآکتور اراک حذف شود، آیا نباید مردم باخبر شوند؟ مگر شما نگفته بودید «رآکتور اراک خط قرمز است؟» چرا درباره تعهدات فراقانونی ایران که در توافق ژنو آمده صحبتی نمی‌شود؟ چرا به مردم نمی‌گویند با توافق ژنو حقوق مصرح ایران در NPT حداقل برای دو دهه از بین می‌رود؟ چرا گفته نمی‌شود اجرای رضایت‌بخش قطعنامه‌های شورای امنیت پیش‌شرط توافق جامع است؟ چرا حامیان مفاد توافق ژنو نمی‌گویند گام میانی به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه ایران اعتبار می‌دهد؟ چرا این موضوع را برای مردم شفاف نمی‌کنید که بالاخره در مذاکرات ۱۹ و ۲۰ فروردین در وین درباره موشک‌های بالستیک بحث شد یا خیر؟ وندی شرمن تاکید کرده است نه تنها موشک‌های بالستیک بلکه درباره همه نگرانی‌های آمریکا بحث شده است.
آقای عراقچی! اگر بحث شده چرا نمی‌گویید و اگر بحثی نشده چرا تکذیب نمی‌کنید؟! ما می‌دانیم واقعیت چیست اما می‌گوییم آمریکا دروغ می‌گوید.

۳ـ آقای عراقچی! همراهی با دشمنان را باید آنجایی جست که نتانیاهو گفت: «اگر جلوی برنامه هسته‌ای ایران گرفته نشود جمهوری اسلامی به مرز جاودانگی می‌رسد!» همراهی با دشمن را باید اینجا جست. برای فهم گزاره «همراهی با دشمن» باید به تاثیر توافق ژنو بر آرایش سیاسی در کشور توجه کرد. اکنون کاملا مشهود شده که مخالفان داخلی نظام به بهانه دفاع از توافق ژنو درحال پیاده‌سازی برنامه‌های خود هستند.

آقای عراقچی خوب می‌دانند «بزک‌کردن آمریکا» یعنی چه! به بهانه دفاع از توافق ژنو هر روز در حال سفیدکردن اوباما هستند! آقای عراقچی تیتر «آمریکا آرزوهای مردم ایران را محقق کرد» همراهی با دشمن است! به بهانه توافقنامه ژنو دارند ادعاهای حقوق بشری غرب در دفاع از عوامل فتنه را چاق می‌کنند. امروز دلسوزان نظام حقیقتا نگران شده‌اند! امروز مخالفان جمهوری اسلامی به عنوان حامی نظام و سینه‌چاکان نظام به عنوان ناقضان امنیت ملی القا و توقیف و دادگاهی می‌شوند. این توافق ژنو بوده که توانسته اینطور معجزه کند! این خلاف امنیت ملی است.

جناب آقای عراقچی! جنابعالی که یک دیپلمات متعهد هستید بهتر می‌دانید «سرخورده‌کردن جوانان انقلابی» یعنی چه! اکنون همه می‌دانند و می‌بینند که این تنها رسانه‌های حامی فتنه هستند که از توافق ژنو دفاع می‌کنند. این موضوع برای شما قابل تامل نیست؟ در ژنو چه شده؟! چرا اصرار دارید خود را در آنچه ۳ آذر ۱۳۹۲ در ژنو اتفاق افتاد؛ شریک کنید در حالی که ما می‌دانیم شما کاره‌ای نبوده‌اید! و بالاخره اینکه متاسفانه اعتماد عمومی نسبت به تیم مذاکره‌کننده در حال مخدوش شدن است.

روایت‌های متناقض از مذاکرات یکی از عوامل این خدشه است. باید اعتماد مردم را به‌دست آورد. البته نه با پرخاشگری نسبت به منتقدان و پرسشگران بلکه با صداقت، شفاف‌سازی و نشان‌دادن «غیرت خود نسبت به حقوق ملت».

منبع: وطن امروز


ملت ما اگر بخواهد بیانیه پارلمان اروپا را درک کند، دقیقا باید چکار کند آقای روحانی؟

حسین قدیانی

یکم؛ بی‌تعارف، چکیده همه رفتار و گفتار دولت اعتدال، خلاصه در این جمله می‌شود؛ «ما باید جامعه جهانی را درک کنیم و ضمن پذیرش اقتضائات کدخدا، مسیر خود را تنظیم کنیم».
پرواضح است من و ما بلکه شمار قابل‌ توجهی از رای‌ دهندگان به جناب روحانی توافقی با این دست‌ فرمان ندارند که این دسته آخر در پی «گشایش اقتصادی» بودند نه «سازش سیاسی». با این همه اگر جمله مورد نظر، ملاک باشد من از دولتمردان معتدل بویژه رئیس‌ قوه‌مجریه یک سوال می‌پرسم.
آقای روحانی! چندی پیش «پارلمان اروپا» به عبارتی «مجلس غرب» تاکید کرد انتخاب حضرتعالی به ریاست جمهوری اسلامی ایران غیردموکراتیک بوده. مشخصا بفرمایید اگر قرار بر درک دوستان اروپایی باشد، دقیقا باید چه کنیم؟

دوم؛ اگر تنها فایده انرژی هسته‌ای این باشد که ملت ایران زیر سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی توانست به‌ رغم میل دشمن، این علم استراتژیک، فاخر، فراحوزه‌ای و بسیار موثر را بومی ‌کند، پوزه آمریکا و اسرائیل را در زمینه علم و فناوری به خاک بمالد و سبب ارتقای روزافزون عزت و اقتدار ملی شود، کافی است که ادعا کنیم اولا فایده هسته‌ای بر هزینه هسته‌ای غلبه فوق‌العاده‌ محسوسی دارد، ثانیا فتح‌الفتوح هسته‌ای به طریق اولی، ارزشش را داشت که ما در نیل به بزرگ‌ترین پیروزی علمی کشور، رنج‌هایی را متحمل شویم.
من حالا در این مجال به دیگر فایده‌های بی‌مانند هسته‌ای در اقتصاد، صنعت، پزشکی و… اشاره نمی‌کنم، نیز از فایده هسته‌ای در امر بسیار مهم «صرفه‌جویی اقتصادی» می‌گذرم. با این اوصاف درشگفتم از کسانی که وقیحانه و پررو، هنوز هم در جراید زنجیره‌ای هزینه هسته‌ای را بیش از فایده هسته‌ای قلمداد می‌کنند و برای آنکه این دروغ را به خورد مخاطب دهند بعضا رطب و یابسی مبهم می‌بافند- می‌بافند ها! – که بیا و ببین و بخوان! و اما باز هم بر مدار همان نکته بیاییم و فرض کنیم هر آنچه هزینه‌ای بیش از فایده دارد، باید دور انداخته شود یا لااقل منزوی شود. سلمنا!
توافق ژنو فایده‌اش بیشتر بوده یا ضررش؟! مگر این توافق بسته نشد یکی هم به این دلیل که رابطه ما با جهانیان بهبود پیدا کند. پس دیگر بیانیه بی‌ادبانه و بی‌سابقه پارلمان اروپا علیه ملت و دولت ایران یعنی چه؟! این بیانیه را یک جای دلمان مخفی کنیم، چه کنیم با اجتناب اوبامای مودب و باهوش از پذیرش سفیر پیشنهادی ایران در سازمان ملل؟! در این باب البته مثال زیاد است. خود دولت محترم اعتدال، بینی و بین‌الله در این حدود ۸ ماهی که از عمرش می‌گذرد، بیشتر فایده داشته یا هزینه؟ آقایان ۴ تا سرباز می‌خواستند آزاد کنند، راهی جز تقویت جریان‌های مرموز و مقوم اختلاف میان شیعه و سنی پیدا نکردند!

سوم؛ تیم فوتبال بانوان که ایام عید برای چند دیدار به روسیه رفته بود با نتایج ۶ بر یک و ۲ بر صفر مغلوب حریفان شد اما در نهایت شگفتی اخبار نتایج را اینگونه به سایت‌های ایرانی می‌فرستادند که یک بازی را ۴ بر یک باخته‌ایم و آن یکی را هم یک بر صفر!! البته به این هم اکتفا نکردند و مدعی شدند بهترین بازیکن زمین از تیم بانوان ایران انتخاب شده!! حدیث است از معصوم که؛ «مردم به دولتمردان‌شان نگاه می‌کنند». وقتی بعضی‌ها برمی‌دارند توافق ژنو را برخلاف متن نامتقارنش «پیروزی» بلکه فتح‌الفتوح می‌خوانند، وقتی توافق با ۶ گل خورده را اینگونه جا می‌زنند که گویی ۶ بر صفر برنده شده‌اند، صدرحمت به تیم فوتبال بانوان که لااقل بامزه‌تر دروغ می‌گوید!

چهارم‌؛ یکی از جراید ویژه نوروز در تقابل مثلا طنزآمیز با تیتر یک روزنامه «وطن‌امروز» مورخ ۳۰ دی ۹۲ مبنی بر «هولوکاست هسته‌ای» ضمن انتشار عکس سیاه و سفید از مرحوم مصدق و اشاره به روز بیست و نهم اسفند، سالگرد هولوکاست نفتی را به «مردم سفت ایران» تسلیت عرض کرد! خوب است این «جوجه زنجیره‌ای‌ها» ابتدا متوجه نسبت کاملا عکس روز ۲۹ اسفند و ۳۰ دی می‌شدند، بعد شارلاتانیسم مطبوعاتی خود را به‌کار می‌انداختند. واقعیت آن است که لوگوی روزنامه ما، نه روز ۲۰ فروردین یعنی روز ملی‌شدن صنعت هسته‌ای، بلکه روز ۳۰ دی یعنی روز سیاه اجرای توافق ژنو که چوب حراج بر این صنعت می‌زد، سیاه شد.
از قرار بچه‌ شارلاتان‌های دوم خردادی، نه فقط با بومی شدن هسته‌ای، بلکه با ملی‌شدن نفت هم مشکل دارند که اینگونه آن روی غیربومی و ضدملی خود را عیان می‌کنند. این یک «مشت» از شارلاتانیسم مطبوعاتی، مع‌الاسف نشانه «خروار» است از آن هزاران هزار جایی که به جای زدن بچه‌های انقلاب، رسما خود انقلاب را نشانه می‌روند و بی‌خود نیست که کاریکاتور کشیدن از رزمندگان دوران دفاع مقدس هم در پرونده این افراد زبون و ذلیل دیده می‌شود. کاش ایشان فقط ما را بی‌مبنا و غیرمعقول نقد می‌کردند که می‌بینیم پررو و وقیح، با همین دست فرمان علیه مقدسات قلمفرسایی می‌کنند، روزی به «ساحت غدیر» طعنه می‌زنند و دگر روز به «مساحت فدک».

ما به جد از دستگاه قضایی می‌خواهیم که با دقت بیشتری این جراید را رصد کند، که ما اگر از هجو بی‌ربط علیه خودمان بگذریم، از توطئه علیه مقدسات هرگز نخواهیم گذشت. ما البته بر این باور نیز استواریم که جوجه‌زنجیره‌ای بودن دلیل بر عدم ‌اجرای قانون و عدالت در حق کسانی که «حق» را «خط خطی» می‌کنند، نمی‌شود.

راستی! یک سوال تکراری؛ ملت ما اگر بخواهد بیانیه پارلمان اروپا را درک کند، دقیقا باید چکار کند آقای روحانی؟


مردم در سر گردنه ی یارانه دولت راستگویان!

بچه های قلم: موضوع ثبت نام برای دریافت یارانه در مرحله دوم با واکنش های گوناگونی روبرو شده است. رسانه های حامی دولت یازدهم، فشار روانی و متأسفانه تحقیر کننده صورت گرفته بر روی مردم، مبنی بر انصراف از دریافت یارانه را یا کلاً سانسور کرده و به روی خود نمی آورند و یا حتی از آن دفاع کرده و آن را می ستایند!
نوشته ذیل توسط یکی از کاربران شبکه اجتماعی گوگل پلاس منتشرشده است که به منظور رعایت اصل امانتداری، بدون هیچگونه دخل و تصرفی [به جز خط آخر] در ادامه آن را خواهید خواند. متنی که نکات قابل توجهی دارد و حرف و درد دل بسیاری از مردم در این روزهاست. البته بچه های قلم اعتقاد دارد ادبیات به کار گرفته شده در این یادداشت کمی تند بوده و در مواردی از اعتدال! خارج شده است.
به همین منظور و به دلیل اینکه اصلاً دوست نداریم به تیغ تیز فیلترینگ دولت تدبیر و امید! گرفتار شویم، در صورت دریافت تذکر از کمیته فیلترینگ، این یادداشت برداشته خواهد شد! (قابل توجه دوستان فیلترچی!)

————————————

مردم در سرگردنه ی یارانه دولت راستگویان!

براساس قانون سرک کشیدن به حساب های شخصی مردم در شرایط عادی بدون اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر نیست و “غیرقانونی” تلقی می‌شود. به عبارت دیگر، بانک‌ها جز در موارد مشکوک ( مرتبط با پولشویی)، حق نقض تعهد رازداری مشتریان خود و افشای اسرار و اطلاعات بانکی نزد اشخاص ثالث قانونی را ندارند.

جناب روحانی رییس دولت راستگویان هم که در گزارش ۱۰۰ روزه خود رسما به ملیون ها ایرانی گفتند و وعده دادند ! که دولت برای ادامه هدف مندی یارانه و شناسایی نیازمندان به حساب های مردم سرک نمی کشد و این کار نقض حریم خصوصی افراد است و کار مضری برای کشور است و فلان و بیسار !

خب !
حالا بعد چند ماه وزیر اقتصاد همین دولت راستگویان اومده گفته پر کردن فرم تقاضا برای دریافت یارانه به منزله مجوز به دولت برای سرک کشیدن به حساب هاتون هست !

بعد هم همین دولت راستگو و مردمی ! اومده در فرم تقاضا برای دریافت یارنه بعد از کلی تحقیر ، شرایطی را به فرم ثبت نام اضافه کرده مبنی بر این که من متقاضی دریافت یارانه رضایت میدم که دولت بتونه بره به زارو زندگی و حساب های شخصی من سرک بکشه و اگر چیزی توش پیدا کرد که تشخیص داد من مفلس و بدبخت بیچاره نیستم ، دهنم سرویس کنه !!!

متوجه هستید که این آقایون مشغول چه کاری هستند دیگه ؟!
رسما با این کارشون دارن مردم بیچاره را در دوراهی دریافت یارانه و مجوز برای عمل غیر قانونی سرک کشیدن به حساب های شخصیشون قرار می دهند .
یا از خیره یارانه ات بگذر یا منتظر تمامی تبعات احتمالی و تنبیهات ما اعم از جریمه مالی و محروم شدن از وام و تسهیلات بانکی و… در آینده باش !

پی نوشت :
آخه واقعا اسم این کارشون الان چیه ؟! الان چه کسی باید در برابر این رفتار تحقیرو تهدید آمیز وغیرقانونی دولت با مردم ، از مردم حمایت کنه ؟
خب یباره بگن نمیخوایم یارانه بدیم دیگه ! خلاص !
خب چرا اینجوری دارید با مردم رفتار میکنید !؟
آخه این چه رفتاری و بامبولیه که سر مردم دارید پیاده می کنید ؟!
یارانه حق مردمه ، ارث بابای شما که نیست !
به چه حقی دارید مردم برای دریافتش اینجوری تحقیر و تهدید میکنید ؟
چی کار دارید میکنید با اعتماد مردم !؟
اونوقت هم اگه هر فحش و فضیحتی باشه هل میدید سمت رهبری و نظام و تحریم ها و عدم کاسه لیسی آمریکا !
یعنی خاک .. …. ! خاک .. …. !


آقای دکتر، محل مصرف ۲۰ درصد اینجاست!

مهدی محمدی

آقای دکتر علی اکبر صالحی رییس محترم سازمان انرژی اتمی در گفت وگو با ویژه نامه نوروزی هفته نامه مثلث از منتقدان توافق ژنو خواسته است محل مصرف اورانیوم با غنای ۲۰ درصد غنا را نشان بدهند تا دولت مجددا تولید آن را آغاز کند.

مقصود ایشان این بوده – و دیگر اعضای تیم مذاکره کننده هم بارها از این استدلال استفاده کرده اند- که ایران تعلیق غنی سازی ۲۰ در صد در توافق ژنو را از آن رو پذیرفته که دیگر نیازی به تداوم این عملیات نداشته و نیاز خود در این حوزه را به طور کامل تامین کرده است. ظاهر قضیه را که نگاه کنیم این استدلال درست هم هست. ایران غنی سازی ۲۰ درصد را برای تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران آغاز کرد و اکنون اطلاعات مندرج در آخرین گزارش آژانس نشان می دهد ایران سوخت لازم برای مصرف ۵ سال این راکتور را تولید کرده است و از این منظر دیگر نیازی به ادامه غنی سازی ۲۰ درصد نیست. در واقع، در همان ابتدای راه هم اگر غربی ها سوخت راکتور تهران را به ایران می فروختند، اساسا غنی سازی ۲۰ درصد آغاز نمی شد. مدعای صالحی و دیگر اعضای تیم مذاکره کننده این است که ایران دیگر نیازی به غنی سازی ۲۰ درصد نداشته و بنابراین متوقف کردن آن هم نباید چندان با اهمیت تلقی شود.

برای من جالب است که اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای برای توجیه اقدامات خود خرد منتقدان را چیزی در حد و اندازه صفر تصور می کنند و عموما با نسبت دادن ادعاهایی از بیخ و بن نامعقول به آنها و سپس نقد فاضلانه آن ادعاها، تلاش می کنند نتیجه بگیرند که در کارشان هیچ خلل و نقصانی وجود ندارد.

آیا کسی از منتقدان به آقایان خرده گرفته که چرا غنی سازی ۲۰ درصد را تعلیق کرده اند که در جواب به تامین نیاز راکتور تهران استناد می کنند؟! هرگز چنین بحثی مطرح نبوده است. غنی سازی ۲۰ درصد مدت هاست روی میز مذاکره قرار دارد و ایران آماده معامله بر سر آن بوده است. مشخصا از زمان مذاکرات مسکو در بهار ۱۳۹۱ ایران آمادگی خود را برای بحث درباره غنی سازی ۲۰ درصد اعلام کرده و در پیشنهادی که در آن مذاکرات مطرح شد گفته بود که ما به ازای این کار را لغو تمامی تحریم های یک جانبه می داند. بنابراین ایران بیش از ۲ سال است که مشکلی با شکل دادن به یک معامله بر سر غنی سازی ۲۰ درصد ندارد و بحثی هم اگر هست درباره ما به ازای این اقدام است نه اصل آن. سوال از تیم مذاکره کننده و آقای دکتر صالحی این نیست که چرا تعلیق غنی سازی ۲۰ درصد را پذیرفته اند بلکه سوال این است که در ازای واگذاری این امتیاز بزرگ چه دریافت کرده اند؟

تامین سوخت راکتور تهران یک ملاک کاملا حداقلی و حتی می توان گفت ساده دلانه برای تعیین میزان ارزش غنی سازی ۲۰ درصد است. ارزش واقعی غنی سازی ۲۰ درصد که طبعا ایران باید با روی میز گذاشتن آن مذاکره می کرد و ما به ازای مناسب درخواست طلب می نمود، فرسنگ ها با این موضوع فاصله دارد.

چند نکته زیر به طور بسیار خلاصه ارزش سیاسی- راهبردی غنی سازی ۲۰ درصد را توصیف می کند:

۱- نخست توجه کنید که ما با دو پدیده مجزا از هم مواجهیم که هر کدام ارزش خاص خود را دارد ولی در ادبیات تیم مذاکره کننده عموما با هم یک کاسه فرض می شود. پدیده نخست اصل غنی سازی ۲۰ درصد با هدف انباشت مواد هسته ای است و پدیده دوم، حدود ۲۰۰ کیلوگرم ذخیره مواد هسته ای که ایران در روز امضای توافق ژنو در اختیار داشت و گزارش ۲۰ مارس آژانس می گوید اکنون نیمی از آن را از دست داده است. ایران در توافق ژنو هر دوی این دارایی های با ارزش را از دست داده و در ازای آن ما به ازایی بسیار ناچیز به دست آورده است.

۲- برای اینکه روشن شود غنی سازی ۲۰ درصد و ذخیره مواد ۲۰ درصد ایران تا چه حد با ارزش بوده به یاد آقای دکتر صالحی و خوانندگان محترم می آورم که بنیامین نتانیاهو در سخنرانی سپتامبر ۲۰۱۲ خود در مجمع عمومی سازمان ملل هنگامی که می خواست اصلی ترین نگرانی خود از برنامه هسته ای ایران را توصیف کند، دقیقا به همین مسئله، یعنی ذخره مواد ۲۰ درصد ایران و سرعت تولید و انباشت مواد با غنای ۲۰ درصد، اشاره کرد. تا امروز روزی نبوده که مقام های امریکایی ها هم نگفته باشند که تا چه حد از غنی سازی ۲۰ درصد در ایران نگران بوده و آرزوی توقف آن را داشته اند. واقعا اگر آنطور که آقای دکتر صالحی می گوید غنی سازی و ذخیره مواد ۲۰ درصد ایران تا این حد بی ارزش است، چرا غربی ها اینچنین برای متوقف کردن آن حریص بوده اند. بدون شک پاسخ این سوال بر تیم مذاکره کننده هسته ای ایران پوشیده نیست ولی از ملت ایران پوشیده نگه داشته می شود. پاسخ این است که تیم ایرانی پذیرفته است که با طرف غربی بر اساس منطق Break out مذاکره کند و خروجی مذاکرات این باشد که یا ایران اساسا توان گریز هسته ای نداشته باشد یا اینکه برنامه غنی سازی ایران آنقدر محدود باشد که زمان گریز به بالای یک سال افزاش پیدا کند و در هر دو حال نتیجه یکی است و آن هم اینکه غنی سازی ایران از حیث درصد نباید بالاتر از ۵ درصد برود و از حیث گستره هم ایران در طول مدت گام آخر –که آقای دکتر ظریف تایید می کند امریکا خواهانه ۲۰ ساله بودن آن است- باید قید برنامه غنی سازی صنعتی را بزند و به یک برنامه غنی سازی بسیار کوچک بسنده کند که این هم معنایی جز محروم شدن ایران از حق ذاتی اش طبق ماده ۴ NPT ندارد. بنابراین اگر از این منظر یعنی منظر نگرانی اصلی غرب از برنامه هسته ای ایران به غنی سازی ۲۰ درصد نگاه کنیم، غنی سازی ۲۰ درصد بسیار با ارزش و بلکه با ارزش ترین دارایی هسته ای ایران است چرا که فقط انجام غنی سازی در این سطح و انباشت مواد ۲۰ درصد تا حدود ۲۰۰ کیلوگرم بود که با کاهش اساسی زمان Break out محاسبات امریکایی ها را تغییر داد و آنها را پای مذاکره ای آورد که می توانست به پذیرش کامل برنامه غنی سازی ۵ درصد ایران در ابعاد صنعتی بینجامد، چیزی که توافق ژنو آن را هم از دست داده است.

آنچه مکتوم نگه داشتن آن از مردم ایران از فرد صادقی همچون دکتر صالحی بعید است این است که به مردم نگویند تا آنجا که به غربی ها و معیارهایی که آنها برای داوری درباره برنامه هسته ای ایران دارند مربوط است غنی سازی ۲۰ درصد و ذخیره مواد ۲۰ درصد ایران با ارزش ترین و حیاتی ترین بخش برنامه هسته ای ایران بوده و اساسا به همین دلیل هم بوده است که آنها در گام اول همه تمرکز و انرژی خود را بر ستاندن آن از ایران قرار دادند.

۳- حال که روشن شد از یک منظر فنی- راهبردی دقیق، برنامه غنی سازی ۲۰ درصد و ذخیره مواد ۲۰ درصد دارای ارزشی منحصر بفرد و جایگزین ناپذیر در برنامه هسته ای ایران بوده، نوبت به این سوال می رسد که دولت حسن روحانی این سرمایه عظیم را در ازای کدام امتیاز از کف داده است؟ غنی سازی ۲۰ درصد و ذخیره مواد ۲۰ درصد ایران، چنانکه گفتم مهم ترین بخش برنامه هسته ای ایران از نظر غربی ها و متوقف کردن آن نیز اصلی ترین نیاز و بنیادی ترین و فوری ترین نگرانی آنها بوده است. یک معامله متوازن معامله ای است که در ازای برطرف کردن فوری ترین نگرانی یک طرف، متقابلا فوری ترین نگرانی طرف مقابل را هم رفع کند. توافق ژنو اصلی ترین و فوری ترین نگرانی امریکا و اسراییل از برنامه هسته ای ایران را با متوقف کردن غنی سازی ۲۰ درصد و خنثی کردن تمام ذخیره مواد هسته ای ایران رفع می کند اما در مقابل چیزی به ایران می دهد که نه تنها نگرانی فوری ایران نیست بلکه حالا معلوم شده اساسا یک امتیاز محسوب نمی شود. نگرانی فوری ایران در حوزه هسته ای تحریم های نفتی و بانکی است و یک توافق تنها زمانی می تواند خوب و متوزان باشد که غنی سازی و مواد ۲۰ درصد را با تحریم نفت و بانک مقابل بگذارد و به یک معامله شکل بدهد. اتفاقی که توافق ژنو افتاده این است که ایران مفت و مجانی مهم ترین نگرانی طرف غربی را رفع کرده و حالا برای رفع نگرانی اصلی خود مجبور به مذاکره درباره ابعاد غنی سازی ۵ درصد و راکتور اراک است. ایران در ازای از دست دادن ارزشمند ترین دارایی هسته ای خود فقط ۴/۲ میلیارد دلار پول به دست آورده که حتی یک دلار آن هم وارد ایران نشده و اصلی ترین تحریم های غرب نه فقط به جای خود باقی مانده بلکه در این مدت تشدید هم شده است.

تیم مذاکره کننده نمی تواند ادعا کند چنین معامله ای غیر ممکن بوده است. هم سوابق مذاکراتی و هم ادبیات راهبردی امریکا و اسراییل نشان می دهد که اتفاقا چنین کاری ممکن بوده است. تیم مذاکره کننده هسته ای اساسا در این حوزه اصرار و مقاومتی نکرده که بتواند ادعا کند چنین چیزی غیر ممکن بوده است بلکه یک راست منطق مذاکراتی غربی ها را پذیرفته و به نام اعتمادسازی اصلی ترین برگ چانه زنی خود را با هیچ معاوضه کرده و حالا باید برای کاهش واحد به واحد تحریم های نفتی و بانکی درباره غنی سازی ۵ درصد، ذخیره مواد ۵ درصد و راکتور اراک –که با مقاومت روی غنی سازی ۲۰ درصد می توانست آنها را تا حدود زیادی مصون کند- مذاکره کند.

امیدوارم برای آقای دکتر صالحی روشن شده باشد که محل مصرف غنی سازی ۲۰ درصد کجاست. غنی سازی ۲۰ درصد باید درون اتاق مذاکره مصرف می شد نه در راکتور تحقیقاتی تهران.



مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.