صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

آرشیو موضوعی : سیاست داخلی

  • RSS

ابزارک ها

ابزارک

چرا اقتصاد و فرهنگ؟ چرا عزم ملی و مدیریت جهادی؟

سیاوش آقاجانی

سال ۱۳۹۳ در میانه یک دوره ی ۶ ماهه آزمایشی توافق هسته ای آغاز شد و همانطوری که پیش بینی می شد با زیاده خواهی های طرف مقابل چه در مسائل هسته ای و چه در به وسط کشاندن مسائل متفرقه و بهانه های جدید و قدیم و حتی عدم پایبندی طرف غربی به مفاد همان توافق، رسیدن به توافق جامع بعید به نظر می رسد و به احتمال قریب به یقین، بساط تحریم ها همچنان برقرار خواهد بود و در این شرایط درک حساسیت مسئله بسیار حیاتی است، از یک سو اگر در برابر تحریم ها قوی تر باشیم، ابزار ما در مذاکرات برنده تر خواهد بود و از سوی دیگر اگر مذاکرات هم به نتیجه نرسید، عملاً با خنثی کردن تحریم ها می توان مهر بی فایده بودن تحریم ها را بر این پرونده محنوس زد و در آن موقع، طرف مقابل تنها متضرر تحریم ها بوده و اوست که باید منت کشی کند.

سؤال کلیدی این که، اگر بخواهیم با واکسن اقتصاد مقاومتی کشور را در برابر تحریم ها مقاوم کنیم، آیا تحقق چنین مسئله ای در دنیایی که داشتن تعامل در آن یک به یک امر عادی بدل شده است اصولاً برای هیچ کشوری میسر است؟ پاسخ سؤال به منابع و استعدادهای آن کشور بستگی، کشوری که حتی نفت و گاز دارد، کشتزارهای پهناور و چهار فصل دارد، رودخانه و دریاچه و دریای آزاد دارد، انواع معادن تحت الارضی و سطح الارضی دارد، سرشار از نیروهای انسانی باهوش و مستعد است چرا نباید بتواند مایحتاج ضروریش از سیب زمینی تا گندم و لوازم خانگی و خودرویش را خودش تولید کند؟! مگر در مباحث نظامی و نانو و هسته ای و شبیه سازی و … نتوانستیم که در تأمین مایحتاج ضروری مان نتوانیم! پس ما نه براساس احساسات و یا تعصب بلکه براساس منطق و تجربه می دانیم که می توانیم و اگر انجام نداده ایم تنها از ضعف گفتمانی و قلت اراده و تلاش بوده است.

می توان با جرأت گفت که ریشه تمام مشکلات در هر جامعه ای از ضعف های فرهنگی است به نحوی که اگر رشته ی هر مشکلی را بکشیم در نهایت به یک اختلاف فرهنگی می رسیم، به عنوان مثال اگر رانندگی در کشور ما اینقدر مشکل دارد دلیلش قطعاً در ضعف فرهنگی است و اگر مردم نسبت به برخی از قوانین بیشتر رعایت می کنند دلیلش بازهم در فرهنگ است. همانطور که پیشرفت در هر مسئله ای مستلزم تغییر فرهنگ است، جهش نیز در هر مسئله ای به تحول فرهنگی در آن خصوص نیازمند است و جهش فرهنگی چیزی متفاوت با فرانیدهای طولانی فرهنگسازی است و وقتی حاصل می شود که نگرش ها و آگاهی ها به سرعت افزایش یافته و اراده ها بر اساس آگاهی ها عزم گردد و این مفهوم عبارت حیاتی “عزم ملی” است و برای تحقق آن باید به آگاهی بخشی و روشنگری مردم افزود و این همان مهمی است که طی سال های اخیر رهبر معظم انقلاب یک تنه علم آن را به دوش می کشند یعنی هم بر دشمن شناسی و افشاکردن نقشه های دشمن تأکید دارند تا مردم نسبت به اهمیت مسئله حساس شوند و هم بر راه حل ها تأکید می ورزند تا تغییر نگرش و تغییر فرهنگ به تغییر رفتار ختم گردد که این مسئله با تدوین برنامه های اقتصاد مقاومتی در یک ماهه اخیر به نقطه عطف تاریخی خود رسیده است.

بحث فرهنگ اما از جنبه ی دیگری نیز اهمیت دارد، اکنون نه تنها مسائل اقتصادی کشور را باید با اصلاح فرهنگ رفع کرد بلکه اصلاح فرهنگ نیز به عزم ملی و البته عزم نخبگان فرهنگی نیاز دارد و رهبر انقلاب در همین خصوص به نقش تشکل ها و گروه هایی که به صورت خودجوش به مسائل فرهنگی رو آورده اند اشاره کردند و از فعالیت هایی که در این سال ها افزایش یافته است تجلیل کردند چرا که گروه ها و تشکل های مردمی نیز بخش مهمی از عزم ملی در اصلاح فرهنگ و البته اقتصاد را تشکیل می دهند که با انتقاد، پیشنهاد و فعالیت های اجرایی می توانند به مراتب بیش و پیش از فعالیت های اداری دیوانسالارنه (بوروتراتیک) و مبتنی بر آمارهای کمی و حاکمیتی مؤثر باشند.

در کنار “عزم ملی”، نهادهای حاکمیتی نیز نقش حساسی دارند، باید بستر برای فعالیت های اقتصادی و فرهنگی مردم فراهم گردد تا با اصلاح قوانین، کاستن موانع دیوانسالارانه و حمایت های مؤثر بتوانند خودشان برای کشوری که به آن تعلق دارند کاری کنند و این امور در هیچ سازمان و تشکل دولتی صورت نمی گیرد مگر این که از شیوه های اشتباهی که به آن خوکرده است فاصله بگیرد و این یعنی باید ساختارهای غلط اداری و حاکمیتی از حالت خشک و فاقد حساسیت به حالت منعطف و دلسوزانه متمایل گردد که این شیوه مدیریتی با توجه به تجارب موفقی که در سازمان جهادسازندگی وجود داشته است به “مدیریت جهادی” معروف گردیده است که در حوزه های اقتصادی و فرهنگی باید در دستور کار قرار گیرد:

الف- به لحاظ اقتصادی بخش زیادی از بستر سازی را می توان در قالب اجرای صحیح اصل ۴۴ انجام داد و بخش دیگرش را باید با افزایش آرامش داخلی اقتصاد (از طریق اصلاح قوانین، کاهش دیوانسالاری و حمایت های مؤثر) و کاهش تأثیر تنش هایی که از بیرون اعمال می گردد، فراهم نمود. باید اقتصاد مقاومتی به صورت اصولی و علمی در کشور جاری گردد و البته همانطوری که عرض شد این اصلاحات محتاج یک “مدیریت جهادی” به ویژه در اقتصاد است.

ب- در خصوص مسائل فرهنگی نیز باید از فعالیت رسانه ها، تشکل ها و نهادهای فرهنگی و هنرمندان انقلابی حمایت نمود تا فرهنگ سالم اسلامی و ایرانی اجازه ی جاری شدن در جامعه را پیدا کند ولی با توجه به فضای نامطلوبی که در عرصه ی فرهنگی کشور در حال حاکم شدن است، به نظر می رسد بخش های مردمی در عرصه فرهنگ، به عزمی بیش از عزم اقتصادیون نیاز داشته باشد، چرا که نه تنها حمایتی از این تشکل ها نخواهد شد بلکه به احتمال قریب به یقین فعالیت های ناب فرهنگی، اسلامی و انقلابی با مانع تراشی هایی نیز مواجه خواهد شد. یکی از مشکلات عمده ای که در بحث “عزم ملی” در کارهای فرهنگی نگران کننده است، جایگاه تشکل های مردم نهاد است، چرا که این تشکل ها به لحاظ قانونی زیر نظر وزارت کشور و استانداری ها قرار دارند و با توجه به نگرش امنیتی غالب در این وزارتخانه، عملاً توقع چندانی در این خصوص متصور نخواهد بود، مگر این که جایگاه قانونی تشکل های مردم نهاد در هر زمینه ای به وزارتخانه ی مربوطه بازگردد.

نتیجه: مختصری که در بالا آمد می تواند بیانگر دلیل نام گذاری شعار امسال به “اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی” باشد تا مردم و مدیران دست در دست هم بتوانند تهدیدهای موجود را به عنوان فرصتی برای بی اثر کردن تمام تهدیدات فعلی و حتی آینده غنیمت بشمارند، شعار امسال از این جهت اهمیت دارد که غیر از چاره اندیشی برای شرایط حاضر، تمام کارهای نیمه کاره سال های اخیر را در دل خود تأمین می کند، یعنی با تحقق این شعار، هم الگوی مصرف اصلاح می شود، هم جهاد اقتصادی محقق می شود، هم تولید ملی رونق می گیرد، هم سرمایه و نیروی کار ایرانی محترم شمرده می شود و هم حماسه اقتصادی محقق می گردد و این امر، گستردگی این شعار امسال و حساسیت کار همه ما را می رساند.


بازهم دیگ پلوی سفارت!

حسین قدیانی

تا جایی که یادم هست دولت قرار بود ارزش «پول ملی» را افزایش دهد نه اینکه چوب حراج بزند بر سر «استقلال ملی»! ما تا به حال گمان می‌کردیم «اعتدال» کاریکاتور «عدالت» است، نگو با استقلال ملت هم سر جنگ دارد. به‌راستی اینجا چه خبر است؟! کاترین اشتون انگلیسی در ایران چکار می‌کند؟! دولت دارد کجا می‌رود؟! این روزها سالگرد «عملیات بدر» است و سررسید، سرشار از عطر «بچه‌های خیبر». ما آن همه شهید دادیم که استقلال ملی حفظ شود یا به حراج گذاشته شود؟! ما شاه را از کشور بیرون کردیم تا اجنبی در امور داخلی ما دخالت نکند. اما از قرار معلوم دل بعضی‌ها برای دیگ پلوی سفارت تنگ شده! ما تا الان فکر می‌کردیم بعضی‌ها خود را قیم دستگاه قضا می‌دانند، نگو بدتر، ادعای دروغین حقوق بشر اجنبی را قیم قوه قضائیه می‌دانند و با کمال وقاحت برای این ادعای دروغین سفره پهن می‌کنند! ما اما اجازه نمی‌دهیم باز هم سر شیخ فضل‌الله بالای دار رود.

ما اجازه نمی‌دهیم استقلال ملی را تیرباران کنند. آقای ظریف و خانم اشتون می‌نشینند تقویم‌گردی می‌کنند و برای دیدار، «مناسبت» تعیین می‌کنند، لیکن برای ما «روز زن» فقط و فقط سالروز میلاد صدیقه کبری(س) است. انقلاب اسلامی «وابستگی» را از در بیرون کرد، عده‌ای می‌خواهند آن را از پنجره بازگردانند. خجالت از روی شهدای وطن نمی‌کشند؟! دیدار اشتون با فتنه‌گران، چه ربطی به مذاکرات هسته‌ای داشت؟! و دولت با چه حقی و به کدام مجوز اجازه می‌دهد این زنیکه انگلیسی در ایران حرف مفت بزند؟! نکند بعضی‌ها انگلیس بدسابقه را صاحب حق درباره حقوق‌بشر می‌دانند؟! و او را برای دخالت در امور داخلی ما محق می‌دانند؟! اگر اینگونه است ما افتخار می‌کنیم که از ما شکایت می‌کنند! و افتخار می‌کنیم که با اینان، زاویه داریم!

از عمر این دولت، ۶ ماه بیشتر نمی‌گذرد اما مع‌الاسف در تضعیف استقلال ملی پرونده‌ای بس قطور دارد. تضعیف استقلال ملی یعنی خدشه بر امنیت، غرور، اقتدار و شرف ملی. اینجاست که دبیرخانه شورایعالی امنیت ملی باید ورود کند! گیر از «قدم دولت» است، نه «قلم ملت». ما تا به امروز در «وطن امروز» می‌نوشتیم که توافق ژنو، قابل قیاس با قرارداد ننگین ترکمنچای نیست اما خوب است بعضی‌ها ما را از رواداری‌مان پشیمان نکنند. اینک برای همگان باید معلوم شده باشد که در آن «لوگوی سیاه هولوکاست هسته‌ای» حق با ما بوده است. ما آن روز البته فقط ناظر بر متن ظریف توافق بسیار بد ژنو بود که لوگوی خود را سیاه کردیم، اینک معطوف بر تضعیف ضمخت استقلال ملی، گمان بر این است که باید نهیب تندتر بزنیم، بلکه از این پس، درباره جزایر سه‌گانه، کار به چانه‌زنی با شیخ‌نشین زپرتی امارات نکشد! تعارف را کنار بگذاریم. لیاقت چنین دولتی، حمایت همان روزنامه‌ای است که لوگوی خود را با شال و کلاه اجنبی ست می‌کند. چوب حراج زدن بر استقلال ملی، شاخ و دم ندارد؛ دقیقا به رفتار و گفتار همین چند وقت اخیر دولت اعتدال می‌گویند. عاقبت، اتفاق‌هایی دارد می‌افتد که با شعائر انقلاب اسلامی همخوانی ندارد و اخباری داریم می‌بینیم و می‌شنویم که اساسا با آن بیگانه‌ایم. روحانیت همواره پاسدار و حافظ استقلال ملی بوده. فرض است بر بعضی‌ها که اتکا بر این دژ پولادین داشته باشند.

امان از روزگار! من که دلم هرگز این همه برای شهدا تنگ نشده بود. دیروز آقای روحانی در جلسه‌ای گفت: «شب‌های عملیات و لحظه خداحافظی را از یاد نمی‌برم.» جمله جالبی بود! اساسا حتی آنهایی که سرهنگ هم نیستند، به «بچه‌های جنگ» پز می‌دهند اما آیا انتظار همان بچه‌های جنگ از دولتمردان محترم این بود؟! اینکه اجنبی بیاید و عوض «مذاکره هسته‌ای» از «حقوق بشر» سخن بگوید، با فتنه‌گران دیدار کند، در امور داخلی ما دخالت کند، دست آخر هم ببریمش «تور اصفهان‌گردی»؟!

راستی که دلم هرگز این همه برای شهدا تنگ نشده بود. کجایی سردار شهید حاج حسین خرازی؟! از همان گلزار شهدای اصفهان شاهد باش که بعضی‌ها بیشتر با اشتون حال می‌کنند تا وصیتنامه تو…

آری! جنگ تو شهید، مایه افتخار همه است، درست عکس توافق بعضی‌ها.


مرزبندی با دشمن

محمد کاظم انبارلویی

رهبر معظم انقلاب در دیدار با خبرگان امت نکات مهمی را مطرح فرمودند و بر ۱۰ نکته کلیدی در مسائل کشور انگشت تاکید گذاشتند؛
۱- واقع‌بینی و دیدن نقاط مثبت در کنار برخی ضعف‌ها
۲- تکیه به نسل جوان مومن و انقلابی در برون رفت از مشکلات
۳- استفاده از ظرفیت‌های بی‌شمار داخلی و ملی
۴- غفلت نکردن از دشمن و دشمنی‌ها
۵- مرزبندی صحیح و صریح با جبهه استکبار جهانی
۶- نترسیدن از دشمن
۷- تکیه به مردم و تقویت حرکت جهادی
۸- حفظ و تقویت وحدت ملی
۹- توجه به فرهنگ دینی و انقلابی
۱۰- گفتمان‌سازی
برای برون رفت از مشکلات کشور این ۱۰ فرمان را باید مردم، مسئولان و بویژه نخبگان کشور در منظومه فکری خود احصاء کنند. نادیده گرفتن هر یک به معنای پیمودن بیراهه و کژ راهه‌هاست. اگر کندی و عدم توفیق در برخی ساحات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تاکنون داشته‌ایم به این دلیل بوده که درجاده‌های پر پیچ و خم انقلاب به این ۱۰ تابلوی هشداردهنده دقت کمتری داشته‌ایم.
***
یکی از هشدارهای کلیدی امام (ره) و رهبری همین بوده که دشمن را بشناسیم، مرزبندی صحیح و صریح با آن داشته باشیم و در مواجهه با آن نترسیم و در مسیر حرکت جهادی حرکت کنیم.
دشمن کیست؟ دشمنی آن کدام است؟ مرزهای مواجهه با دشمن کجاها است؟ و به قول مقام معظم رهبری وقتی برای تداوم دشمنی از در دوستی وارد می‌شود چه باید کرد؟
مردم بزرگ ایران طی یکصد سال اخیر سه نهضت بزرگ و تاریخی را پشت سرگذاشتند. در این سه نهضت دشمن اصلی آنها استبداد داخلی و استعمار خارجی بود. استبداد داخلی دنباله و ادامه سلطه خارجی بود و ملت به خوبی به این امر واقف بودند.
پادشاهان قاجار و پهلوی پایه‌های تخت سلطنت خود را در حمایت سفارتخانه‌های خارجی جستجو می‌کردند و تکیه‌ای به مردم و منافع و مصالح ملی نداشتند. شاهان قاجار اولین سیلی را از فتوای تاریخی میرزای شیرازی دریافت کردند یک سطرفتوا از سوی یک مرجع تقلید انقلاب به پا کرد و پایه‌های استبداد و استعمار خارجی را به لرزه در آورد و قدرت مرجعیت و پیوند آنها با مردم را به رخ عمله استبداد و استعمار کشید. میرزای شیرازی مقدمات قیام مشروطیت را فراهم کرد و هنگامی که علما و مردم برای بر پایی یک انقلاب عمیق اجتماعی و فرهنگی و سیاسی آماده می‌شدند دشمن از در دوستی در آمد و دشمنی خود را بی‌رحمانه‌تر اعمال کرد هنگامی که علما و مردم برای تمهید مقدمات مشروطه قیام کردند و در حضرت عبدالعظیم بست نشستند همزمان عده‌ای به ظاهر با همان آرمان ها و اهداف در سفارت انگلیس به تحصن و بست نشینی با قطار دیگ‌های پلو که به خرج لندن برپا شده بود، انقلاب مشروطه را به بیراهه بردند.
وقتی شیخ فضل‌الله نوری پرچم استقلال و مرزبندی صریح و صحیح با دشمن را بلند کرد، اوضاع را آن قدر شلوغ کردند که نگذاشتند حتی فریادهای رهایی‌بخش و آگاهی‌بخش او را مراجع نجف بشنوند. در نهایت نعش او در میدان توپخانه تهران به علامت بیداری اسلامی بردار شد تا چراغ راهنمایی باشد برای کسانی که به دنبال مرزبندی واقعی با دشمن هستند.
وقتی صورت مسئله انقلاب مشروطه را این طور نوشتند که انگلیسی‌ها موافق مشروطه و روس‌ها مخالف مشروطه هستند مرز بین استبداد و آزادی به این صورت درآمد که غرب طرفدار آزادی در ایران است و شرق هم مخالف آن و این وسط سر انقلابیون واقعی در کشور بی‌کلاه ماند. در غوغا و فریادها و بگیر و ببندهای اواخر دوره قاجار و قصه مشروطیت، یک دفعه سر و کله استبداد رضاخانی پیدا شد که هم شرق و هم غرب روی آن توافق کردند.
در نهضت ملی نفت هم همین بلا بر سر ملت آمد غرب‌ با سوزن‌بانی نهضت ملی جریان نفوذی و خود باخته خود را به جریان اصیل و واقعی نهضت تزریق کرد و به مدت کمتر از یکسال همه دستاوردهای نهضت ملی را همانند انقلاب مشروطیت بر باد داد و از دل آن هیاهوها و شعارها و فریادها یک استبداد سیاه و خشن بیرون آمد و به مدت ربع قرن بر خاک عزیز ایران و ملت ستم کشیده ما حکومت کرد.
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) طلوع کرد. طلوعی که ان‌شاءالله هیچ گاه غروب نخواهد کرد. تمام نسخه‌های فریب‌آمیزی که غرب و شرق عالم در انقلاب مشروطه و نهضت ملی به کار بردند، در همین انقلاب هم پیچیدند اما هرگز موفق به رسیدن به اهداف خود نشدند. رمز این توفیق هوشیاری و بیداری رهبری انقلاب در شناخت دشمن با آدرس دقیق بود، این جمله امام (ره) که فرمود: آمریکا از شوروی بدتر، انگلیس از هر دو اینها پلیدتر و فرانسه… هنوز در گوش ماست. ملت ایران حداقل از ۴۰۰ سال تا کنون پیش مورد هجوم قدرت‌های جهانی بوده است. در این هجوم‌ها قطعه‌های بزرگی از خاک مقدس ایران را جدا کردند و هنوز هم طمع دارند ملت ایران را ذلیل و کتک‌خورده و ضعیف ببینند اما از ۳۵ سال پیش تاکنون ملت اراده کرده است جلوی این پیشروی را بگیرد و مجد و عظمت ایران را در جهان زنده کند.
امروز آمریکا، انگلیس، روسیه، فرانسه، آلمان و حتی چین دشمنان حقیقی ملت ایران هستند. اگر نبودند در مذاکرات ۱+۵ در کنار هم قرار نمی‌گرفتند.
اما دشمنان حقوقی ملت چه کسانی هستند و ما در برابر چه آرایش حقوقی قرار داریم؟ واقعیت این است که از ۲۵۰ سال پیش تا کنون غرب فقط یک آهنگ را در جوامع بشری به عنوان آهنگ تک صدایی بر می‌تابد و آن هم آهنگ «مدرنیسم» است.
مبانی فکری و فلسفی «مدرنیسم» درست در مقابل مبانی فکری و فلسفی اسلام و قرآن قرار دارد. فیلسوفان مدرن ابتدا «خدا» را در برابر «انسان» قرار دادند و به تقدیس «اومانیسم» پرداختند. برخی هم به افراط رفتند و در مقام انکار خدا برآمدند.
فیلسوفان دسته اول، خدا را از حوزه عمومی اخراج و در حوزه خصوصی پذیرفتند، فیلسوفان دسته دوم نه حوزه عمومی و نه حوزه خصوصی را بر نتابیدند و طبل دین افیون توده‌هاست را به صدا در آوردند از آن زمان به بعد؛ «آهنگ دین افیون توده‌ها و حکومت‌ها» از تمامی ارکسترهای سمفونیک‌های فلسفی غرب و شرق به گوش می‌رسد و در هر عصر ونسلی فقط نت‌های آن را تغییر می‌دهند.
یک جریان پلید داخلی طی یک صد سال گذشته از سیئات و تبهکاری های مدرنیسم در ایران حمایت می کند وحتی حاضر نیست برخی تجربیات بشری وحسنات مدرنیسم در ایران راه یابد.
واقعیت آن است که دشمن اصلی ما مدام با گفتمان‌سازی در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و… با تکیه بر مدرنیسم در پیشرفت فکری ما اخلال می‌کند. این اخلال گاهی «نرم» است و گاهی «سخت»! دشمنی آنها با دین و دینداری و دینداران تمامی ندارد. مدرنیسم ایدئولوژی شیطان بزرگ است در برابر ایدئولوژی اسلام و قرآن. ایدئولوژی مدرنیسم در مشروطه و نهضت ملی با اخلال در ذهنیت مردم و انقلابیون با سوزن‌بانی دقیق، مسیر درست این دو نهضت را منحرف و سپس به نابودی کشاند. اما در نهضت امام خمینی (ره) با آنکه «نرم»تر از دو نهضت گذشته و حتی «سخت»تر از آن به میدان آمد شکست خورد. غائله بنی‌صدر، منافقین و جنگ داخلی یک نبرد نرم و توأم با سخت بود. جنگ تحمیلی ۸ ساله که یک لشکرکشی جهانی علیه انقلاب بود با سد پولادین مردم و مرجعیت و نخبگان بیدار ایران روبه‌رو شد. نبرد پیچیده و غامض «نرم» که از ۱۸ تیر ۷۸ شروع و به وقایع ۸ ماهه سال ۸۸ منتهی شد، با قیام تاریخی ۹ دی دفن گردید. اما اینکه دشمن عقب‌نشینی کرده و از دشمنی دست برداشته یک خیال خام است.
ما باید این پند رهبری را که از زبان سعدی(ره) که فرمود: «دشمن چون از هر حیلتی فرو ماند/ سلسله دوستی بجنباند» آویزه گوش کنیم.
اکنون دشمن از در دوستی وارد شده و می‌خواهد با گفتگو و مذاکره این دشمنی را تداوم بخشد.
بی‌تردید دیپلمات‌های ما در گفتگوها از سربازان و سرداران این ملت هستند. اما سطح بیداری و هوشیاری حکم می‌کند ما در این گفتگوها یک ملت را پشت میز مذاکره حاضر ببینیم. پاسداری از ارزش‌ها و مراقبت از خطوط قرمز مختص همین تعداد دیپلمات که در گفتگوها حضور دارند، نیست. دولت باید با راهبرد رصد هوشمندانه ملت و نقد مشفقانه نخبگان همراهی کند و آن را برتابد والا کافی است یک موج از امواج بیداری ملت به میز مذاکرات اصابت کند و همه چیز را به هم بزند.
از سوی دیگر برخی در داخل بوی کباب به مشامشان رسیده می‌خواهند به غنی‌سازی حضور مدرنیسم در «رسانه‌ها»، «احزاب‌» و «دانشگاه‌ها» بپردازند و شکست‌های سه دهه گذشته را جبران کنند. اینها باید بدانند عرض خود می‌برند و زحمت ملت را بیش از پیش می‌دارند.
امروز دولت و ملت ایران پخته‌تر از همیشه در صحنه هستند بازگشت استبداد و استعمار بویژه سلطه آمریکا به ایران محال است، چون مرزبندی با دشمن از هر زمان دیگر شفاف‌تر و عمیق‌تر است.


چرا دولت قلم منتقدین ژنو را شکسته می خواهد؟

کبری آسوپار

نقد نکنید!
توافقنامه هسته‌ای ژنو در ایران فرصت نقد نیافت؛ چه آنکه قبل از رسیدن به نقد، به جشن و شادمانی و پیام تبریک رسید و قبل از انتشار متن توافقنامه، متن پیام تبریک به رهبری منتشر شد و همگان در برابر جشنی قرار گرفتند که هنوز دلیل آن برایشان روشن نبود. در حالی که هنوز ساعتی از امضای توافقنامه نگذشته، رئیس‌جمهور امریکا در تلویزیون ظاهر شد و صراحتاً از توقف برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران سخن گفت، این سو اما در داخل مرزهای جمهوری اسلامی، قوه مجریه و همراهان رسانه‌ای‌اش جشنی را اجرا می‌کردند که هنوز دلیل آن روشن نبود! سرعت برپایی جشن و شادمانی از سوی دولتی‌ها آنقدر زیاد بود که حتی از پاسخ رهبری به تبریک زودهنگام (اگر نگوییم بی‌دلیل) ریاست جمهوری مشهود بود که حضرت ایشان نیز سخن گفتن در این باره را زود هنگام دیده‌اند و صرفاً از آنچه رئیس‌جمهور مرقوم داشته بودند، تشکر کردند…

رسانه‌های حامی دولت هنوز ساعتی از امضای توافقنامه نگذشته، بی‌آنکه حتی متن توافقنامه را خوانده باشند، موج مدح و ثنا از توافقنامه و فتح الفتوح نامیدن آن را آغاز کردند و همه چیز حکایت از آن داشت که برای این جشن خودجوش! تفاوتی نبود که متن توافقنامه چه باشد؛ از قبل همه چیز آماده بود که توافقنامه را فتح‌الفتوح نشان دهند!

توافقنامه هسته‌ای ژنو بعدتر نیز در هاله‌ای از هراس نقد شد؛ هنوز مسافران ژنو به تهران نرسیده و از جزئیات آنچه در تهران می‌گذرد، مطلع نشده بودند که منتقدین ژنو را هم صدا با اسرائیل خواندند تا نقد دیپلماسی لبخند در ژنو، ننگی شود که همگان از آن در هراس باشند! با این همه، اگر کسی هم در می‌یافت که پادشاه لخت است، آیا جرئت بیان آن را می‌یافت؟

گرچه منتقدین توافقنامه ژنو با انواع تخریب شخصیت از سوی دولتمردان یازدهم مواجه شدند و هم‌صدا با اسرائیل و کم سواد و افراطی و… لقب گرفتند، اما تلاش برای خاموش‌کردن صدای مخالفین توافقنامه صرفاً در همین برچسب‌زدن‌ها خلاصه نشد و در اوج ژست‌های آزادی بیان و ایجاد فضای باز برای مطبوعات که از شعارهای دولت یازدهم و به ویژه وزیر ارشاد هست، دولت سیاست شکایت قضایی از منتقدین توافقنامه را در پیش گرفت و در اولین قدم، روزنامه وطن امروز و نویسنده آن راهی دادسرا شدند.

تکلیف دولت و منتقدین ژنو و آنهایی که دوست ندارند همگام پایکوبی دولت در بستن نیروگاه‌های اتمی شوند، هنوز معلوم نیست؛ دولت نشان داده که دوست ندارد کسی توافقنامه ژنو را بدون گفتن از اینکه ما پیروز شده‌ایم، نقد کند و با این حساب آیا باید منتظر شکایت‌های قضایی بیشتری باشیم که از سوی دولت به دادسرای فرهنگ و رسانه تحویل داده می‌شود؟

نقل قول نکنید!

دولت در تعیین چارچوب و خط مشی برای رسانه‌ها در تقریر و تحلیل توافقنامه ژنو به همین میزان هم اکتفا نکرد و این روزها وقتی هیئت دیپلماتیک دولت یازدهم با موج انتقاداتی روبه‌رو شد که سکوت وزارت خارجه دولت یازدهم را در برابر توهین‌های تحقیرآمیز مقامات امریکایی علیه ایران برنمی‌تافتند، به جای پاسخ به بی‌ادبی‌های امریکایی‌ها از رسانه‌ها خواست که سخنان آنها را پوشش ندهند!

ظریف در بازگشت از دور اخیر مذاکرات در وین می‌گوید: «دلیلی وجود ندارد، هر حرف نامربوط یا مربوطی که در خارج از ایران گفته شد ما مجبور باشیم فوراً به آن واکنش نشان دهیم… به اشاعه کذب و حرف مفت معتقد نیستم… برخی در امریکا حرف‌های بدتری را مطرح می‌کنند اما این دلیل نمی‌شود هر لاطائلی که یک نفر در امریکا گفت، مدام در ایران مطرح شود!»

این واکنش‌ها پس از موضعی هست که سخنان مقامات امریکایی را با ادعای اینکه صرفاً مصرف داخلی دارد، بی‌جواب می‌گذاشت. بنابراین حالا در کنار تلاش برای نقد نشدن توافقنامه ژنو توسط منتقدین، خط مشی جدیدی برای رسانه‌ها تعیین می‌شود؛ سخنان مقامات امریکایی‌ها را هم منعکس نکنید!

دولت علاقه‌ای به چالش حتی از نوع کلامی‌اش با امریکا ندارد و ترجیح می‌دهد در برابر توهین‌های آنان به ایرانیان سکوت کند تا مبادا مشاجرات لفظی بر چهره بزک کرده‌ای که از ژنو برای مردم ساخته شده، خط بیندازد و اصل ماجرا بر مردم نمایان شود. دولت می‌خواهد دولت دیپلماسی لبخند بماند؛ حتی اگر عزت ملی‌مان را واژگان امریکایی خدشه‌دار کند. و حال که نمی‌خواهد پاسخی در خور به امریکایی‌ها بدهد، از بستن دهان آنها که ناتوان است، لاجرم بر منتقد داخلی فشار می‌آورد و او را از بازتاب سخنان امریکایی‌ها برحذر می‌دارد.

دانستن حق کیست؟

امریکایی‌ها همواره در اولین فرصت پس از مذاکرات راهی اسرائیل می‌شوند تا ضمن مطلع کردن هم‌پیمان خویش از جزئیات آنچه گذشته است، به او اطمینان دهند که منافعش حفظ شده است. امریکایی‌ها حتی متن توافقات را هم منتشر می‌کنند و بسیاری از رسانه‌های ایرانی خبرهای خود در مورد مذاکرات هسته‌ای کشورشان را از منابع غربی دریافت می‌کنند؛ چه آنکه در داخل تیم سیاست خارجی دولت یازدهم کسی علاقه‌ای ندارد که به مردم یا نمایندگان مردم گزارشی از آنچه روی داده، ارائه کند؛ آنها فقط می‌خواهند توافقنامه ژنو فتح الفتوح دانسته شود، باقی‌اش مهم نیست!

وقتی مردم در جریان مذاکرات قرار نمی‌گیرند؛ وقتی راه نقد و تحلیل توافقنامه بسته می‌شود و وقتی می‌گوییم سخنان امریکایی‌ها نیز منتشر نشود، پس ما از کجا باید دریابیم که این مذاکرات و این توافقنامه جای جشن و تبریک دارد یا غم و سیاهپوشی؟! رئیس‌جمهوری اساتید را دعوت به نقد توافقنامه ژنو می‌کند؛ اما استادی که تحلیل موافق و مخالف و نظر مقام ایرانی و غربی را نسبت به توافقنامه نمی‌داند، چگونه به نقد توافقنامه بنشیند و از آن مهم‌تر آنکه از کجا ایمن باشد که هم‌صدا با اسرائیل یا کم سواد و افراطی لقب نمی‌گیرد یا حتی به دادگاه احضار نمی‌شود؟

آیا همین برخوردهای تند با منتقدین ژنو و تلاش برای سکوت آنها نشان از آن ندارد که در جریان توافقات اتفاقاتی روی داده که دولت از اینکه مردم در جریان آنها قرار بگیرند، می‌ترسد؟

می شود ننوشت؛ می‌شود انتقاد نکرد؛ می‌شود بازتاب نداد؛ اما آیا می‌شود نفهمید؟

دست مزن! چشم، ببستم دو دست
راه مرو! چشم، دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن


دیکته دشمن را ترجمه نکنید!

«آیا اهمیت برخورداری کشورمان از دانش و فناوری هسته‌ای در حد‌و اندازه‌ای هست که با هزینه‌های آن نظیر تحریم‌های اقتصادی برابری کند؟ و مگر فعالیت هسته‌ای در پیشرفت و توسعه و زندگی مردم چه نقش برجسته‌ای دارد که بهای سنگین آن قابل پذیرش باشد»؟!
این پرسش اگرچه تاکنون بی‌پاسخ نبوده و نمانده است ولی از آنجا که این روزها و همزمان با مذاکرات ایران و ۵+۱ بار دیگر و در سطح گسترده‌تری از سوی رسانه‌های بیرونی و برخی از جریانات داخلی مطرح شده و به آن دامن زده می‌شود؛ اشاره‌ای – هر چند گذرا- به نکاتی در این باره ضروری به نظر می‌رسد و ابتدا باید گفت؛ این تصور که تحریم‌های اقتصادی آمریکا و متحدانش به خاطر فعالیت هسته‌ای‌ کشورمان است، امروزه به اندازه‌ای رنگ باخته که به یک شوخی بی‌مزه شبیه است و در این باره پیش از این، مستندات فراوانی داشته‌ایم که نیازی به تکرار آن نیست و نگاه این نوشته از زاویه دیگری است؛

۱- دانش هسته‌ای و فناوری آن یکی از حلقه‌های تعیین‌کننده در زنجیره علوم و تکنولوژی است که با بسیاری از شاخه‌های دیگر علوم رابطه علت و معلولی دارد، تا آنجا که حذف این حلقه از زنجیره علم و محرومیت از دانش هسته‌ای می‌تواند خط توسعه علوم و تکنولوژی را به‌طور جدی مختل کرده و در مواردی متوقف کند. از سوی دیگر و دقیقا به همین علت، دانش هسته‌ای ده‌ها شاخه علمی و تکنولوژیک دیگر را در بستر خود تولید و یا گسترش می‌دهد، نظیر استحصال منیزیوم و زیرکونیم (شیمی صنعتی)، ساخت سانتریفیوژهای پیشرفته (مکانیک)، پیشرفت مثال‌زدنی در بهره‌گیری از اشعه لیزر (فیزیک نور)، ساخت آلیاژ مقاوم در برابر چرخش چند ده هزار دور در دقیقه سانتریفیوژها (متالوژی) و ده‌ها دستاورد علمی و تکنولوژیک دیگر که دانش و فناوری هسته‌ای کشورمان علی‌رغم تحریم‌ها و فشارهای فراوان بیرونی در پی داشته است و شرح آن به درازا می‌کشد.
بنابراین، کسانی که توقف برنامه هسته‌ای را توصیه می‌کنند- صرفنظر از نیت و انگیزه واقعی آنها- دست کشیدن از پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک را پیشنهاد می‌کنند و برای کشورمان نسخه عقب‌ماندگی می‌پیچند!

۲- تولید برق و انرژی اگرچه یکی از بااهمیت‌ترین دستاوردهای دانش و تکنولوژی هسته‌ای است- که به آن خواهیم پرداخت- ولی کاربرد دانش‌هسته‌ای محدود به تولید انرژی نیست و این فناوری، کاربردهای فراوان دیگری نیز دارد که برای پی بردن به آن کافی است به انبوه سایت‌ها و خروجی اعلام شده مراکز علمی که به آسانی در دسترس همگان است، نیم‌نگاهی انداخته شود. کسانی که توقف برنامه هسته‌ای کشورمان را توصیه می‌کنند، اگر کمترین مایه‌ای از غیرت دینی و ملی و دلسوزی برای مردم این مرز و بوم داشته باشند به یقین با مشاهده فهرست طولانی کاربرد دانش هسته‌ای در عرصه‌های مختلف علمی، صنعتی و اقتصادی، از توصیه ارتجاعی خود شرمنده می‌شوند و البته آنان که خود را به خواب زده‌اند، حساب جداگانه‌ای دارند!
در محدوده این نوشته به چند نمونه از کاربردهای دانش هسته‌ای که فقط اندکی از بسیارهاست اشاره می‌شود، نظیر؛ تهیه و تولید کیت‌های رادیو‌دارویی برای مراکز پزشکی هسته‌ای، تهیه و تولید رادیوداروهای ویژه به منظور تشخیص انواع بیماری‌های تیروئید و درمان آنها، تولید داروهای ضروری برای تشخیص بیماری‌های هورمونی و درمان و ترمیم آسیب‌های هورمونی. کاربرد در تشخیص تومورهای سرطانی، رفع‌گرفتگی‌های وریدی، تصویربرداری و تشخیص بیماری‌های قلبی، عفونت‌ها، التهاب‌های مفصلی، آمبولی‌ها و ده‌ها کاربرد شناخته شده دیگر در عرصه پزشکی.
دانش هسته‌ای در عرصه دامپزشکی نیز کاربردهای فراوانی دارد که تغذیه، بهداشت و ایمن‌سازی محصولات دامی، اصلاح نژاد دام‌ها و… از‌جمله آنهاست.
از تکنیک‌های هسته‌ای برای کشف سفره‌ها و منابع آب زیرزمینی، تشخیص محدوده آن، هدایت آبهای سطحی و زیرزمینی، کنترل ایمنی سدها، کشف نشت‌های احتمالی سدها، پی بردن به آسیب‌های رانشی‌زمین، شیرین کردن آب‌های شور و… استفاده می‌شود.
دانش هسته‌ای در صنایع غذایی و کشاورزی نیز کاربردهای ویژه و منحصر به فردی دارد که مقابله با ویروس‌های گیاهی، مبارزه با آلودگی‌های میکروبی، جلوگیری از فساد مواد غذایی، کنترل حمله حشرات به محصولات کشاورزی، تنظیم زمان رسیدن محصولات، افزایش جهشی برخی محصولات نظیر گندم، برنج و پنبه و… فقط چند نمونه از این کاربردهاست.
دانش و تکنولوژی هسته‌ای کاربردهای فراوان دیگری نیز در سایر حوزه‌های علمی و فنی و اقتصادی دارد که حتی ارائه فهرست آن نیز بیرون از محدوده این نوشته است.

۳- و اما، یکی از با اهمیت‌ترین و کارسازترین موارد استفاده صلح‌آمیز از دانش و تکنولوژی هسته‌ای، تولید برق با بهره‌گیری از نیروگاه‌های اتمی و تولید سوخت آن به دو روش، غنی‌سازی اورانیوم از طریق دستگاههای سانتریفیوژ و یا «لیزر» است. این بخش از کاربرد دانش هسته‌ای است که امروزه در کشورمان بیشترین توجه را به خود جلب کرده است. آمریکا و متحدانش از بیرون و افراد اندک و کم‌شماری از درون برای وادار کردن ایران اسلامی به انصراف از فعالیت هسته‌ای روی همین بخش از کاربرد دانش اتمی تمرکز کرده و توقف فعالیت هسته‌ای و بهره‌گیری از منابع انرژی جایگزین- عمدتا فسیلی- را توصیه می‌کنند. در این باره گفتنی است که؛

۴- نیاز سالانه کشورمان به برق نزدیک به ۸ هزار مگاوات است برای تولید این میزان برق ۲۲۰ میلیون بشکه نفت خام مصرف می‌شود و براساس برآورد مراکز علمی، مصرف ۲۲۰ میلیون بشکه نفت خام بیش از هزار تن گاز مسموم‌کننده و خطرناک «دی اکسید کربن» تولید می‌کند، نزدیک به ۱۷۰‌ تن ذرات معلق در هوا، بیش از ۱۴۰ تن گوگرد و ۵۵ تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می‌سازد. این همه در حالی است که نیروگاه اتمی هیچیک از آلودگی‌های مورد اشاره را ندارد و با توجه به قیمت نفت و گاز، استفاده از نیروگاه اتمی برای تولید برق مورد نیاز کشور، سالانه نزدیک به ۶ میلیارد دلار صرفه‌جویی در پی خواهد داشت.

۵- توصیه می‌کنند که به جای نیروگاه اتمی می‌توانیم از سوخت فسیلی، یعنی نفت و گاز برای تولید برق استفاده کنیم این پیشنهاد در حالی است که؛

الف: ذخایر نفت و گاز کشور به سرعت رو به کاهش است، که مصرف کلان و پرشتاب داخلی از یکسو و صدور نفت و گاز برای تامین نیازهای مالی از سوی دیگر به جان ذخایر فسیلی افتاده‌اند و نقطه پایان این ذخایر ارزشمند و گرانبها را نزدیک و نزدیکتر می‌کنند.

ب: اکنون زمانی را در نظر آورید- حداکثر ۳ تا ۴ نسل دیگر- که ذخایر فسیلی کشور تمام شده است. آیا تصور فاجعه بزرگی که به یقین نسل‌های آینده با آن روبرو خواهند شد، وحشت‌آفرین و دردآور نیست؟! در آن حالت مردم این مرز و بوم اسلامی اولا؛ هیچ ذخیره فسیلی برای فروش و تامین هزینه‌های جاری کشورشان در اختیار ندارند، تأمین هزینه‌های عمرانی و پیشرفت و توسعه که جای خود دارد!
ثانیا: از سوخت لازم برای ادامه فعالیت نیروگاه‌های تولید برق محروم هستند. و برای تأمین سوخت نیروگاه‌ها باید دست نیاز به سوی کشورهای دیگر دراز کنند و بدیهی است که وقتی خزانه کشور از درآمدهای نفتی خالی باشد قدرت خرید سوخت و یا خرید انرژی از سایر کشورها را نیز نخواهند داشت… و این، یعنی فرو رفتن در خاموشی، توقف فعالیت در تمامی مراکز تولیدی و صنعتی و زمینه‌هایی که به انرژی برق نیاز دارند.
این واقعیات تلخ و ده‌ها نمونه مشابه دیگر فقط با یک حساب‌سرانگشتی و مراجعه‌ای- هر چند گذرا- به داشته‌ها و یافته‌های انکارناپذیر علمی قابل درک است و از نوع تحلیل‌های من‌درآوردی و آبکی برخی از مدعیان سیاست‌ورزی نیست که در پستوهای حزبی و جناحی ساخته و پرداخته شده باشد و…
حالا باید از کسانی که به کم‌دانی! و یا به فریب «عکس مار» می‌کشند و دانسته یا ندانسته، دیکته آمریکایی‌ها درباره توقف فعالیت هسته‌ای را به‌بهانه تحریم‌ها به فارسی ترجمه می‌کنند، پرسید، کدام یک از واقعیت‌های تلخ و فاجعه‌آفرین مورد اشاره را می‌توانید انکار کنید؟! و با استناد به کدام تحقیق و بررسی و یا گزاره علمی برای نسل‌های بعدی این مرز و‌بوم نسخه فاجعه می‌پیچید؟! البته که مقاومت با سختی همراه است ولی اگر این سختی بهای یک متاع گرانقدر و یا برای پیشگیری از یک فاجعه وحشتناک باشد، بدیهی است که نه فقط ناگوار نیست بلکه با میل و رغبت، خریدنی و پذیرفتنی نیز هست.

۶- برخی از مدعیان که از یکسو پی‌آمد فاجعه‌بار پایان ذخایر فسیلی برای چند نسل آینده را قابل انکار نمی‌دانند و از سوی دیگر – به هر علت و با هر انگیزه‌ای – توقف فعالیت هسته‌ای کشورمان را توصیه می‌کنند، از انرژی‌های دیگر نظیر انرژی خورشیدی، انرژی بادی و یا آبی به عنوان جایگزین انرژی فسیلی یاد می‌کنند! که این توصیه‌ها قبل از آن که کارساز باشد، از شدت ناپختگی، خنده‌دار است، چرا که؛ انرژی خورشیدی هنوز قابلیت صنعتی شدن و تولید انبوه را ندارد. تولید انرژی از آب با توجه به این که کشورمان از جمله کشورهای خشک و کم‌آب است، ناممکن بوده و هرگز نمی‌تواند جوابگوی نیاز کشور پهناوری نظیر ایران اسلامی باشد. برخی از کشورهای اروپایی مانند آلمان که مدعیان به آن استناد می‌کنند، از جمله کشورهای پرآب هستند و در بسیاری از شهرهای خود، از رودخانه‌های بزرگی نظیر اروند‌رود برخوردارند و تولید انرژی از باد اولا؛ پرهزینه و ثانیا؛ کم بازده است و ثالثا- مهم‌تر از همه – کشورمان بادخیز نیست.
و اما، ممکن است گفته شود که بعد از پایان ذخایر فسیلی می‌توانیم به سراغ تولید انرژی هسته‌ای برویم! که باید گفت؛ فرایند تولید انرژی هسته‌ای، دستکم ۲۰ سال زمان می‌برد.

۷- و در پایان یادداشت پیش‌روی، حق آن است که به بخشی از بیانات حکیمانه و گره‌گشای حضرت آقا دراین‌باره اشاره کنیم؛
«ملت ایران نیز مانند کشورهای مختلف درصدد است انرژی مورد نیاز خود را از نیروگاه هسته‌ای تأمین کند، چرا که در غیر این صورت از قافله علم باز هم عقب خواهد ماند. بنابراین تلاش برای دستیابی به فناوری هسته‌ای و دیگر فناوری‌هایی که ایران را به اوج قله علم نزدیک کند امری واجب و وظیفه‌ای ملی است و ملت و دولت ایران برخلاف خواست خائنینی که اهداف آمریکا را دنبال می‌کنند با پایداری در برابر فشارهای مراکز سلطه جهانی، این هدف اساسی را دنبال خواهد کرد… نفت سرمایه‌ای تمام شدنی است که مشکلات زیست‌محیطی را نیز به همراه می‌آورد، ضمن آنکه می‌توان آن را به فرآورده‌های بسیار ارزشمندتر تبدیل کرد. بنابراین با چه منطقی ملت ایران، به استفاده نامحدود از نفت ادامه دهد و از انرژی هسته‌ای صرف‌نظر کند؟… دشمنان این ملت در واقع منتظرند نفت ایران تمام شود و ملت دست نیاز به سمت آنان دراز کند و محتاج آنها شود، اما ایران این مسئله را نمی‌پذیرد و با تکیه بر حرکت علمی ارزشمند جوانانش روزبه‌روز به پیش خواهد رفت.»


آقایان! غیر از مذاکره گزینه‌های دیگر را هم روی میز بگذارید/ مثل آمریکایی ها مذاکره کنید

مهدی محمدی
ایران و گروه ۱+۵ از روز ۲۹‌ بهمن مذاکرات درباره گام نهایی توافق ژنو را آغاز خواهند کرد. آنگونه که اکنون و اجمالا، با اطلاعات اندکی که تیم مذاکره‌ کننده در اختیار افکارعمومی می‌گذارد می‌توان فهمید، مسائل اصلی در مذاکرات آینده شامل چند موضوع خواهد بود.

۱- موضوع اول رسیدن دو طرف به درکی مشترک از این است که وقتی گفته می‌شود توافق نهایی باید چنان باشد که ضمانت کند برنامه هسته‌ای ایران برای همیشه صلح‌آمیز باقی خواهد ماند، مقصود از «صلح‌آمیز باقی ماندن» در اینجا دقیقا چیست؟ آیا مقصود این است که ایران هرگز یک سلاح واقعی و بالفعل نسازد، یا مقصود این است که ایران اساسا فاقد زیرساخت گریز هسته‌ای باشد، یا اینکه زیرساخت غنی‌سازی ایران به گونه‌ای باشد که زمانبندی گریز هسته‌ای از حداقل مقدار مدنظر آمریکا (۶ تا۱۲ ماه) کمتر نباشد؟ تعریف دقیق این مفهوم به کل مذاکرات جهت خواهد داد.

۲- مساله دوم حفظ اراده سیاسی در طول فرآیند است. یکی از پیش‌فرض‌های مذاکرات فعلی این است که اکنون هر دو طرف اراده سیاسی لازم برای رسیدن به یک توافق را دارند (هر کدام به دلایل خاص خودشان) اما این مساله بسیار مهم است که چه ضمانتی وجود دارد که این اراده سیاسی همچنان و بویژه زمانی که مذاکرات به مراحل دشوار می‌رسد حفظ شود و تداوم فرآیند را تضمین کند.

۳- سومین مساله پیدا کردن راه‌حل‌هایی برای مسائلی بشدت تکنیکال است که بدون تردید درباره آنها اختلافات فنی و حقوقی حادی بروز خواهد کرد. مهم‌تر از همه دو مساله است؛ ۱- تعداد ماشین‌های سانتریفیوژی که غرب آماده پذیرفتن آن در گام آخر خواهد بود و ۲- سرنوشت رآکتور اراک که غربی‌ها آن را به عنوان یک نگرانی موازی در کنار برنامه غنی‌سازی ایران تحلیل می‌کنند. دشوار‌ترین بخش مساله یافتن ملاک‌هایی مشترک درباره موضوع Break Out خواهد بود که آن ملاک‌ها تعیین می‌کند با اراک و تعداد ماشین‌های ایران چه بایدکرد.

۴- مساله بعدی تنظیم روابط مذاکرات هسته‌ای با متغیرهای سیاست داخلی هم در ایران و هم در آمریکا خواهد بود. شاید دو طرف به روی هم نیاورند و شاید حتی انکار هم بکنند ولی هر دو طرف به خوبی می‌دانند که مذاکرات هسته‌ای از دید تصمیم‌گیران اصلی هم در تهران و هم در واشنگتن بخشی از سیاست داخلی است و یکی از مهم‌ترین عواملی که تعیین می‌کند در مذاکرات چگونه باید موضع گرفت و مذاکرات به چه سمتی باید برود این است که تیم‌های مذاکره‌کننده این مذاکرات را در کجای معادله سیاست داخلی کشورهای خود تعریف کرده باشند و هدف آنها استفاده از نتیجه مذاکرات برای ایجاد کدام تغییرات در محیط سیاست داخلی خود باشد. دولت‌های روحانی و اوباما بپسندند یا نه، این بخشی کلیدی از فرآیند تصمیم‌گیری درباره مذاکرات آتی از منظر حاکمیتی (ونه دولتی) است.

۵- مساله آخر کنترل متغیرهای غیر‌هسته‌ای است. درست است که ایران و ۱+۵ درباره موضوع هسته‌ای مذاکره می‌کنند اما متغیرهای غیر‌هسته‌ای مهمی بویژه مسائل منطقه‌ای با تمرکز بر موضوع سوریه در اینکه از چه ادبیاتی استفاده کنند، چه گزینه‌هایی روی میز بگذارند، خطوط قرمز خود را چگونه تعریف کنند و مذاکرات را تا چه حد ساده یا دشوار کنند اثر می‌گذارد. بنابراین، در طول مذاکرات نهایی این بسیار مهم خواهد بود که متغیرهای غیر‌هسته‌ای چگونه تغییر کنند. هر دو طرف تلاش خواهند کرد این متغیر‌ها را کنترل کنند، اگر تغییرات آنها را به سود خود ارزیابی کردند میان این موضوعات و مذاکرات هسته‌ای ارتباط برقرار کنند و اگر تغییرات به سودشان نبود، تاکید کنند که این مسائل سرنوشتی جدا از هم دارد.

اینکه این ۵ مساله وقتی وارد جزئیات شویم دقیقا چه شکلی پیدا می‌کند، موضوع این نوشته نیست. آنچه فعلا در اینجا اهمیت دارد این است که تیم ایرانی در مذاکرات بر سر گام نهایی اشتباهات بزرگی را که در فاز اول مذاکرات مرتکب شد، تکرار نکند. علامتی از اینکه تیم مذاکره‌کننده یک ارزیابی انتقادی از سبک و شیوه مذاکره خود در گام نخست و وزن داده‌ها و ستانده‌هایش کرده باشد البته در دست نیست ولی آرزومندانه باید امیدوار بود که چنین ارزیابی‌ای هر چه زودتر صورت بگیرد و الا خطاهایی که در گام نخست منجر به یک «توافق بد» شد، این بار می‌تواند از اساس هرگونه توافق را منتفی کند.

خلاصه مهم‌ترین نکات در این باره چنین است:


عبرت‌های ۲۲ بهمن ۹۲

احمد وکیلی
این روزها دم زدن از «خط امام» و حرکت کردن برخلاف آرای امام خمینی(ره) مد سیاسی است اما برخی مسائل در گفتار و سیره حضرت امام به اندازه‌ای صریح تبیین شده است که با صدها روایت کذب نیز نمی‌توان به آن حتی خدشه‌ای حداقلی وارد کرد. یکی از این موارد، مساله حیاتی تبعیت از ولایت فقیه است. امام هرگز نفرمودند پشتیبان فلانی یا بهمانی باشید تا به انقلاب شما آسیبی وارد نشود. حتی وحدت مردم را به تنهایی، شرط سالم ماندن انقلاب ندانستند. تاریخ مملو از وقایعی بود که نشان می‌داد عقول در عین وحدت از طبایع و سلایق گوناگون نیز برخوردارند و حتی قابل نفوذ هستند.

۲۲ بهمن علاوه بر تاریخ پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران، مصادف با پیروزی نهایی مردم مصر در انقلاب ضد حکومت دیکتاتوری حسنی مبارک آمریکایی نیز بود. هر چقدر انقلاب ایران ضدآمریکایی و ضداسرائیلی محسوب می‌شد، انقلاب مصری‌ها نیز اینگونه بود اما با وجود اتحاد مردمی که دست‌کم در ابتدای مسیر بر همگان آشکار بود فقدان رهبری شجاع، بصیر و متعهد انقلاب مصر را در کمتر از دو سال با انحراف مواجه ساخت. برخلاف مصر آشفته از خون و درگیری و تفرقه و آتش، جمهوری اسلامی ایران به لطف خداوند متعال سی و پنجمین سالگرد حماسه‌آفرینی‌اش را پشت سر گذاشت. فرمان رهبری، همچون رسم هر ساله «همه» مردم را به میدان کشاند و پرچم‌های «آماده نبرد بزرگ هستیم» زینت‌بخش بزرگ‌ترین گردهمایی ملی کشورمان شد. فاصله آرمان امام‌خمینی عزیز تا ارزش‌های متبلور شده در دوره امام خامنه‌ای را «همه با هم» با وحدت کلمه و اطاعت از امر ولی خدا طی کردیم و خوشحالیم که طعم عمل به سنت‌های الهی، کام ملت ایستاده، مقاوم و بصیر ایران را در روز پاسداشت عزت و کرامت ایرانیان شیرین ساخت.

اما ۲۲ بهمن ۱۳۹۲ چه تفاوتی با سال‌های گذشته داشت؟ امسال به واسطه رخداد برخی وقایع در عرصه سیاست خارجی، تهدیدات علیه ملت باکرامت و شجاع جمهوری اسلامی ایران افزایشی قابل توجه یافته بود به نحوی که دشمن در طول ۶ ماه گذشته دست‌کم ۸ بار در فواصل کوتاه، ایران و ایرانی را تهدید به گزینه نظامی کرده بود! به هر دلیلی که برای ما مشخص نیست متاسفانه از سوی دولتمردان کشور نیز این تهدیدات با پاسخی درخور مواجه نشده بود. پس به صحنه آمدن شیران ایران در میدانی که شغال در آن زوزه می‌کشید و حریف می‌طلبید بسان بازگشت همه گزینه‌های روی میز بزدلانی بود که لاف زدن را سال‌هاست بر اقدام عملی ترجیح داده‌اند! حال تصور کنید پرچم‌های «آماده نبرد بزرگیم» در دستان پرتوان و با انگیزه نوجوانان و جوانان ایرانی با آن زمینه زرد شفاف که صهیونیست‌ها را ناخودآگاه تا مرور خاطرات جنگ ۳۳ روزه با حزب‌الله همراهی می‌کند تا چه اندازه آمریکایی‌ها را مأیوس کرده است.

در کشاکش پاسخگویی به ابوعطای آمریکایی‌هایی که رخت ترس‌شان را زیر پرچم سازش‌طلبی در دیدار با دیپلمات‌های ایرانی پنهان کرده بودند، رئیس‌جمهور به میدان قدم گذاشت و از شور و شعور مردان و زنان جنگی ایرانی به شعف آمد. هر چند شیخ، دیپلمات است و کمتر از ادبیات انقلابی استفاده می‌کند اما پیام مردم برای آمریکایی‌های بی‌ادب و مزور و خیانت‌پیشه با مهر تایید حضور او به عنوان رئیس همه جمهور حقیقتا جهانی شد. قطعا دیگر شیخ دیپلمات هم اوبامای گستاخ را «مؤدب» نمی‌بیند و نمی‌خواند! بی‌شک امروز تجربیات ظریف از تعامل با به ظاهر سازش‌خواهان آمریکایی دیگرگون شده است و کسی در وزارت امور خارجه به ایده وجود طبقه آمریکایی‌های ضدصهیونیست در دولت آمریکا معتقد نیست. هر تجربه تاریخی عبرتی است که عقلا از آن در ترسیم خط مشی آینده بهره می‌برند. عقل حکم می‌کند پس از این، دیپلمات‌های ایرانی یک‌تنه به جنگ تنش‌زایی عمدی دون‌صفتان صهیونیست نروند. مصلحت ایجاب می‌کند از تجربیات گذشته درس بگیریم و دستکش مخملی دشمن را نشانه تغییر خوی استکباری‌اش ندانیم.

دیپلمات کسی است که در شطرنج سیاست ۱۰ حرکت بعدی حریف را پیش‌بینی کند. سیاستمدار کسی است که بدون تن دادن به ترکه تجربه بفهمد افول قدرت، پرچم سازش‌خواهی را اجباراً بر سردر وزارت خارجه آمریکا به اهتزاز درآورده است. اگرنه هر کودکی می‌داند سگی که قدرت گاز گرفتن دارد، چندان پارس نمی‌کند بلکه تهدیدش را به سرعت عملی می‌سازد. واجب است بپذیریم طرح «صلح خاورمیانه» برای «مصرف داخلی» آمریکا و اسرائیل و به جهت حل بحران‌های شدید پیش‌رو تهیه و تنظیم شده است. اما در مقابل درشت‌گویی‌های احمقانه آمریکایی‌ها در برابر دولت و ملت ایران در عین تلاش برای سازش، به جهت حفظ وجهه و دیسیپلین «ابرقدرتی» آنها در محیط بین‌الملل با صدای بلند اعلام می‌شود. انقلابی‌های باهوش می‌دانند گربه‌ای که طعمه نفتی را با دست پس می‌زند، دستش از معرکه کوتاه مانده نه اینکه میلش به استعمارگری از بین رفته باشد! چطور دیپلمات‌های آمریکادیده ما تفاوت‌ها را درک نکردند، خدا می‌داند و بس!

بگذریم! این اولین مرتبه‌ای نبود که دشمن، ایران را از سر نادانی تهدید به گزینه نظامی می‌کرد اما ۲۲ بهمن امسال اولین باری بود که ملت در پاسخگویی به تهدیدات دشمن یک‌تنه بازی بزرگ غفلت‌زدگان داخلی و ظالمان بین‌المللی را در هم پیچید. این اولین هماوردی در بهمن ماه ایرانیان بود که مردم ثابت کردند نرمش در دیپلماسی، ارتباطی با درد نان و تحریم ندارد. این اولین‌ها در تاریخ ثبت شد تا دیگر کسی مدعی نشود رأی به خادمان ملت با سلایق متفاوت، نشانه کوتاه آمدن از آرمان‌ها و ارزش‌های والای بهمن ۵۷ است. به قول سید‌محمد غرضی، بعضی خودشان که خسته می‌شوند می‌گویند «مردم» خسته شده‌اند! پیام استقامت ملت ایران بار دیگر در جریده الهی ثبت شد و ما همچنان دعا گوییم برای پیش افتادن «نبرد بزرگ»!


مولفه های اصلی انقلاب اسلامی

* عشرت شایق
در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم و در چنین ایامی نگاهی دوباره به ویژه گی های این نهضت تاریخ ساز و تحول آفرین مردمی و دستاوردهای بزرگ آن می تواند چراغ روشنی برای ادامه حرکت تاریخ ساز ملت مومن و انقلابی ایران باشد.

انقلاب اسلامی به گواهی همه سیاسیون و صاحب نظران دنیا، مردمی‌ترین انقلاب در قرون اخیر است که با رهبری شجاعانه و بی‌نظیر حضرت امام خمینی(ره) هدایت و در پرتو تلاش و مجاهدت مبارزان و ایثار و شهادت قشرهای مختلف مردم به پیروزی رسید و سرآغاز تحولات عظیم در سطح ملی، منطقه ای و جهانی شد.

شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که نشان دهنده ماهیت انقلاب اسلامی است در جریان راهپیمایی های عظیم ملت ایران در دوران شکل گیری انقلاب اسلامی مطرح و با قرار گرفتن در اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین ارزشها و دستاوردهای انقلاب اسلامی تبدیل گردید.

ملت رشید و جامعه بالنده ایران اسلامی برای بدست آوردن استقلال واقعی خود و حاکم ساختن دستورات و ارزش های دینی، طی سالیان دراز تلاش های بی‌وقفه‌ای از خود نشان داد که بارزترین آنها حرکت توفنده ملت ایران از قیام ۱۵ خرداد تا یوم الله ۲۲ بهمن در سال ۵۷ است.

انقلاب اسلامی در واقع تدوام حرکت‌های ضداستبدادی و ضداستعماری ملت فهیم و خداجوی ایران اسلامی در دهه های اخیر بود که با تکیه بر سه مولفه اصلی اسلام، رهبری و مردم سرعت گرفت و به بهترین شکل به نتیجه رسید و یقینا تداوم نهضت نیز مستلزم حضور و همراهی این مولفه ها خواهد بود.

همگامی این سه عنصر که در به ثمر رسیدن قیام فراگیر ملت ایران و برپایی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نقش برجسته و تعیین کننده ای داشت همواره مورد توجه و تهاجم دشمنان انقلاب اسلامی بوده و آنان در سی و پنج سال گذشته به انحاء مختلف کوشیده اند تا بین این سه مولفه تفرقه‌ و جدایی بیاندازند که البته با هوشیاری رهبری انقلاب و بصیرت و حضور به هنگام ملت تاکنون موفق به این کار نشده اند ولی تلاش آنان برای رسیدن به این هدف شوم همچنان ادامه دارد.

دشمنان ملت ایران از این مسئله غافل هستند که حمایت مردم ایران از انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن بر اساس باورهای دینی و تعهد انقلابی صورت می گیرد و به همین خاطر است که افزایش فشارها و توطئه ها از جمله تشدید تحریم‌ها نتوانسته در عزم و اراده آنان برای مقابله با توطئه های دشمنان خللی ایجاد نماید.

اطاعت از رهبری، همت، وحدت و احساس مسئولیت مردم ایران برای حفظ استقلال و دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی نتیجه جاری بودن روحیه آزادگی، استقلا‌ل‌خواهی، ایثار و فداکاری در میان آحاد ملت ایران است و این روحیه باید سرمشق همه مسئولان و کارگزاران نظام باشد تا در هر شرایطی با تبعیت از مقام معظم رهبری، حفظ وحدت و انسجام ملی را سرلوحه امور خود قرار داده و براساس تکلیف دینی و وظیفه انقلابی به خدمت صادقانه به مردم بیش از پیش همت گمارند.

بصیرت ملت ایران و بهره‌مندی آنان از تجربیات گران‌بهای سیاسی و تاریخی باعث گردیده تا در مواقع حساس و سرنوشت‌ساز با وحدت و انسجام در کنار یکدیگر به مقابله با تهدیدات دشمنان برخیزند و این حضور همیشگی بزرگ‌ترین مانع در راه عملی شدن نقشه‌های شوم دشمنان است.

در شرایط کنونی هم که سردمداران آمریکا و جنایتکاران صهیونیست بیش از هر زمان دیگر، تحرکات و برنامه‌های خود را بر پایه تضعیف قدرت ملی و کاهش اقتدار ایرانیان بنا نهاده اند، همه دلسوزان و علاقه مندان به مبانی دینی و مصالح ملی وظیفه دارند که با حضور پرصلابت خود در راهپیمایی باشکوه ۲۲بهمن فریاد رسای خود در پایبندی به آرمان های انقلاب اسلامی و اهداف شهدای را به گوش جهانیان برسانند.

گرامیداشت دهه فجر و بویژه شرکت در راهپیمایی ۲۲ بهمن، درس عملی از بصیرت و آگاهی و تجلی همبستگی ملی ایرانیان برای دفاع از اصول و آرمان‌های متعالی انقلاب اسلامی است و یقینا ملت سرافراز ایران با حضور گسترده در این مراسمات، برگ زرین دیگری بر دفتر سراسر شور و حماسه خود خواهند افزود.

* دبیر قرارگاه رسانه ای مقابله با تهدیدات نرم


تصویر جهانی ایران پشت صف طولانی سبد کالا

هر فردی که تجربه مدیریت یک سازمان ۲۰۰ نفره را هم داشته باشد، نیک می داند که توزیع متمرکز کالا و هدایا به افراد، علاوه بر ایجاد اخلال در روند عادی امور و فلج کردن سازمان در زمان توزیع، صف‌های طویلی پشت باجه توزیع شکل می دهد که نه صحنه های زشت آن و نه حواشی حضور در «صف»، قابل کنترل نیست. شاید برای کارمندان آن سازمان، ماجرا در همان روز توزیع خاتمه یابد، اما در نظر مراجعه کنندگان یا میهمانان و ناظران بیرونی، «تصویر عمومی» آن سازمان، مدیران و کارکنانش ملکوک خواهد شد.

در مثال سازمان، اگر وضعیت فوق الذکر منجر به خدشه دار شدن اعتبار عمومی سازمان و کارمندان در نگاه ناظر بیرونی می شود، درباره یک کشور، وضعیت های مشابه منجر به خدشه دار شدن تصویر عمومی کشور(Country Image) در محیط بین المللی می شود. صف های طویل مردم که طراحان سبد کالا برای ارائه مقداری برنج و مرغ و تخم مرغ شکل دادند و تصاویر ناراحت کننده آن منتشر شد، اگر نخستین حسی که در وجود ناظران داخلی و حاضران در صف‌ها ایجاد کرد «حس حقارت» بود، برای ناظران و بازیگران بین المللی، پیام هایی مخابره کرد که راقم این سطور از تحریر آنها اکراه دارد. اگر این ماجرا یک استثنا بود، می شد آن را حمل بر «بی تدبیری» کرد و از کارشناسان خواست به نقد «چگونگی» توزیع کالا بپردازند؛ اما مخابره سیستماتیک (تکرار شونده) چنین پیام هایی به دشمن، اجازه تقلیل ماجرا به یک بی تدبیری صرف را نداده و ما را ملزم به بررسی «چرایی»‌ این اقدام می کند.

در علم روابط بین الملل مشهور است که دولت‌ها هیچ گاه ارزیابی اطلاعاتی دقیقی از وضعیت قدرت یکدیگر ندارند و همین «احتمال خطای محاسبه»، آنان را در برگزیدن ابزارهای مختلف نیل به اهداف سیاست خارجی دچار تردید می کند. در راستای همین امر، دولت ها معمولا برای افزایش ضریب خطای محاسباتی رقبا، سعی دارند در محیط بین المللی تصویر عمومی قدرتمند و بی نقصی از خود به نمایش بگذارند. این تلاش، در شرایطی که دو دولت در حالت مخاصمه، شبه مخاصمه و یا مذاکره قرار دارند، صد چندان می شود.

در شرایط کنونی که دولت محترم در حال مذاکره با دشمن برای اثبات صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای است، طرف غربی علی رغم ضعف‌های عدیده‌ای که در حوزه های مختلف قدرت دارد، نه تنها ضعفی از خود نشان نمی دهد، بلکه پیوسته در حال تظاهر به قدرتی فراتر از واقعیت سطح قدرت خویش است. تهدید ایران به حمله نظامی، عمده ترین شکل این تظاهر به قدرت است که هرچند در محیط‌های آکادمیک و اتاق های فکر، با توجه به وضع کنونی ایالات متحده به عنوان طنز بدان نگریسته می شود، اما واشنگتن از قصد خود برای تحمیل گزینه نظامی به محاسبات طرف ایرانی، عقب نشینی نمی کند. آمریکایی ها خوب می دانند و به زبان هم آورده اند که «دیپلماسی در خلا عمل نمی کند و موفقیت یک کشور در عرصه دیپلماسی به قدرت آن وابسته است»، لذا طبیعی است که درباره سطح قدرت خود اغراق نمایند. اما در مقابل این اغراق، در کمال تعجب طرف ایرانی نه تنها میزان قدرت خود را بزرگنمایی نمی‌کند، بلکه به طرز غیرقابل باوری دقیقا متناسب با حوزه های ابراز قدرت طرف مقابل، به صورت غیرواقعی اظهار ضعف کرده و کشور را ضعیف تر از آنچه هست نشان می‌دهد! اگر آمریکا از تحریم اقتصادی سخن می گوید، برخی «خزانه خالی» را تکیه کلام خود می‌کنند؛‌ اگر دشمن و طرف مذاکره تهدید به حمله نظامی می کند، جناب آقای ظریف وزیر محترم امور خارجه در اظهار نظری به دور از واقعیت، می‌گویند «آمریکا اگر بخواهد می‌تواند در عرض ۱۰ دقیقه تمامی تاسیسات هسته‌ای و استراتژیک ایران را نابود کند»؛‌ اگر آمریکا می گوید اثر تحریم ها ایران را به میز مذاکره آورده است، بخش دیگری از سیستم اجرایی با به صف کشیدن مردم برای دریافت مرغ و برنج، برای ادعای دشمن مستندسازی می کند!

همانطوری که پیشتر گفته شد، متاسفانه تکرار سیستماتیک مخابره پیام ضعف به دشمن، ماجرای توزیع سبد کالا را از سطح یک مسئله اجرایی به یک مسئله امنیت ملی ارتقا داده است. نگرانی دوستداران دولت این است که اگر درباره سطح قدرت ایران اغراق نمی شود، چرا واقعیت های قدرت ایران تقلیل داده شده و یا پیام‌های ضعف به دشمن مخابره می‌شود؟

شاید واقعا در پس این موضع گیری ها و اقدامات، چیزی جز بی‌تدبیری و فقر اطلاعاتی نبوده و حتی تکرار سلسله‌وار این اشتباهات نیز، صرفا یک تصادف -هرچند نادر- باشد؛ اما به نظر می رسد با توجه به تاکیدی که دولت محترم بر کرامت انسانی و عزت ملی و همچنین موفقیت در مذاکرات هسته‌ای دارد، ضروری است حساسیت ویژه‌ای نسبت به این گونه امور به خرج داده شود. در صورتی که تعمدی در پس این خطاهای راهبردی باشد، بی‌تردید باید از وجود یک برنامه مشخص برای تخریب وجهه دولت در میان مردم و تلاش برای عدم موفقیت آن در عرصه بین المللی سخن گفت؛ لذا از ریاست محترم جمهور جناب حجت الاسلام روحانی انتظار می‌رود تیمی خبره را مامور بررسی پشت پرده این «سلسله اقدامات قابل تامل» کرده و دستور ویژه ای برای جلوگیری از تکرار موارد مشابه صادر نمایند.


ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

چقدر دوست دارم رییس جمهور و یا مسئولان وزارت خارجه کشور من هم مثل مسئولان سایر کشورهای دنیا، با خودشان و با مردمشان رک و راست باشند. خودشان باشند. ادای روشنفکران و قدیسان را در نیاورند. من رییس جمهوری روشنفکر یا تئوری پرداز نمی خواهم، رییس جمهوی می خواهم که سیاستمدار باشد، واقع گرا باشد، طبق اصول و عقاید و عرف و فرهنگ جامعه خودش حرف بزند. مثل رییس جمهور آمریکا یا وزیر خارجه آمریکا. آنها خودشان هستند، ادا در نمی آورند!

اصلا صداقت بهترین چیز است. من واقعا درک نمی کنم که چرا روسای جمهور ما (مخصوصا آقایان خاتمی و روحانی) دوست داشتند و دوست دارند که نقش مسیح را بازی کنند؟ اینکه بخواهیم چهره خوبی از خودمان در دنیا عرضه کنیم واقعا خوب است، اما آیا واقعا (واقعا، واقعا، واقعا…) خیال می کنیم که در میان این هیاهوی تبلیغاتی و رسانه ای و این نظام حاکم بر دنیا، با حرفهای قشنگ روسای جمهور ما چیزی عوض می شود؟ گیرم همه سوت و کف زدند و از سخنان زیبای ما هم تعریف و تمجید کردند، آخرش چه؟ فوقِ فوقش ما را با گفت و گوی تمدنهای خاتمی سرگرم می کنند و بعدش خیلی راحت اسم ایران را در لیست محور شرارت قرار می دهند! و یا بعد از سخنرانی روحانی درباره جهان عاری از خشونت، انگشت تعجب به دهانشان می گیرند و سپس همه گزینه هایشان را دوباره روی میز می گذارند!

سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی (منظورم آرمان نیست) من مخالف سخنرانی هایی که سرشار از حس امید و صلح دوستی باشد، نیستم ولی فکر نمی کنم دنیای پر از جنگ و جنایت ما، با این حرفهای قشنگ و شعارگونه و با آن به به و چه چه ظاهری، وضعیت بهتری پیدا کند. واقعیت این است که زورگوها رک و پوست کنده، از همان تریبونهایی که ما حرفهای قشنگ می زنیم، ما را تهدید می کنند. ما هم بخاطر اینکه با آنها تعارف داریم، فقط لبخند می زنیم. این برای من واقعا قابل تحمل نیست. احساس می کنم از دو طرف به من و به کشورم دارد توهین می شود. یکی از طرف آمریکایی ها و یکی هم از طرف مسئولین محترم کشور خودم!

آقای ظریف می گوید که باید مراقب حرف زدنمان باشیم و از کلمات مناسبی استفاده کنیم. مثلا ایران هسته ای در ادبیات بین الملل معنای خاصی دارد و باعث سوءتفاهم می شود! جالب اینجاست که گزینه نظامی، اصلا و ابدا باعث تعجب و سوءتفاهم نمی شود!

به خدا قسم که نه عقل این را می گوید، نه شرع، نه عرف و نه سیاست. کاش همین یک قلم را از همان دشمنمان یاد می گرفتیم که هم لبخند می زند و هم تعارف ندارد.


صفحه 5 از 14« بعدی...34567...10...قبلی »

مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.