آنچه هاشمی روایت کرد

درست ۱۳ آبان سال ۱۳۶۵ بود که هاشمی رفسنجانی در میان شعارهای مرگ بر امریکا پشت تریبون رفت و بعد از حمله به لیبرال ها و غربزده ها، تأملی کرد و گفت: «من نمونه بسیاری از استیصال امریکایی ها در سینه انباشته ام و مطالبی دارم که نمی شود اینجا همه آن را مطرح کرد و شاید در آینده چنین فرصتی پیش آید.»

رئیس وقت مجلس شورای اسلامی سپس به ماجرای درخواست امریکایی ها برای آزادی گروگان های خود در لبنان و واسطه گری نخست وزیر ژانپن اشاره کرد و در نهایت به واسطه گری دلال های اسلحه و ورود هواپیمای حامل سلاح و قطعات پیچیده برای ایران که تمام سرنشینان آن در حالی با پاسپورت ایرلندی وارد ایران شدند که به قول آقای هاشمی به علت این ورود با هویت جعلی، جمهوری اسلامی می توانست به جرم ورود غیرقانونی و جاسوسی آنها را بازداشت کند! هاشمی رفسنجانی در حالی که همه سکوت کرده بودند تا ببینند افشاگری ها تا به کجا پیش می رود، گفت: «در فرودگاه مهرآباد معلوم شد اینها آمریکایی هستند و از طرف ریگان برای مسئولین عالی رتبه کشور پیام آوردند ما فوری با دوستان خود جلسه گذاشتیم و اینها را سه ساعت و نیم در فرودگاه معطل و متوقف کردیم، خدمت امام مسأله عرض شد امام فرمود با اینها جلسه نگذارید پیامشان را هم نگیرید و ببینید اینها برای چه به ایران آمدند. آنها را به هتل منتقل کردیم و در هتل گفتند، هیأت با مدیریت مک فارلین از طرف ریگان هدیه آوردند، هدیه برای هریک از ما [رؤسای قوا] یک سلاح کمری و پیام هم می خواستند حضوراً در جلسه اعلام کنند. یک کیک صلیبی شکل هم آورده بودند که این کلید فتح روابط است، بچه ها که در فرودگاه معطل بودند و گرسنه کیک را گرفته بودند و خورده بودند و دیگر چیزی نمانده بود که به ما برسد. ما اینها را قبول نکردیم و کسی با اینها درست صحبت نکرد تا بفهمیم واقعاً آن فرد مک فارلین بوده یا نه! ما یکی از دوستان [محمدعلی هادی نجف آبادی] وارد به زبان را وارد اینها کردیم که البته مقام مسئول نیست هدف اینها این بود که بیایند یخ روابط را بشکنند هدف دیگر آنها ایجاد روابط حسنه و ایجاد دوران طلایی به قول خودشان بود تا نیازهای ایران را هم مرتفع کنند. آنها درخواست داشتند پیام رئیس جمهور کشورشان را به مقامات رسمی کشور تحویل دهند که ما حاضر نشدیم و گفتیم با امریکا قهر هستیم. بالاخره بعد از ۵ روز اینها را مرخص کردیم، تلفن هواپیماشان را هم اجازه ندادیم استفاده کنند و از تلفن عمومی که تحت نظر بود استفاده کردند و الان ما صدای مک فارلین را داریم یک انجیل هم با خط ریگان دادند که ما کپی آن را داریم و خود انجیل را نخواستیم.» (روزنامه جمهوری اسلامی ۱۴ آبان ۶۵)

سؤالی که پرسیده نشد

این افشاگری و مانور تبلیغاتی برای جامعه و بسیاری از سیاسیون کشور یک شوک محسوب می شد و سؤال های بسیاری را به وجود می آورد در حالی که هاشمی رفسنجانی افشاگری بیشتری را به آینده موکول می کرد. در این بین ۸ نفر از نمایندگان مجلس برای روشن شدن بیشتر ابعاد واقعه از وزیر امور خارجه سؤال پرسیدند، متن کامل این سؤال به شرح زیر است:

ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

احتراماً تقاضا دارد به وزیر محترم امور خارجه ابلاغ گردد تا طبق اصل ۸۸ قانون اساسی در مهلت مقرر در مجلس حاضر و به سؤالات ذیل پاسخ دهند.

با توجه به اینکه وزارت امور خارجه عهده دار اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی است و تعیین خط مشی با مقام معظم رهبری و مجلس شورای اسلامی است، در رابطه با جنجال تبلیغاتی از داخل و خارج کشور در خصوص ارتباط با دولت آمریکا اعلام دارند که این ارتباط در چه سطحی صورت پذیرفته است.

نظر به اینکه مجلس شورای اسلامی هیچگونه اطلاعی از این فعل و انفعالات نداشته اند، اعلام دارند چه مقامی یا مقاماتی تصمیم به این تماس و ارتباط گرفته اند.

شنیده می شود افرادی خارج از کادر وزارت امور خارجه یا هیأت آمریکایی تماس گرفته و مذاکره نموده اند، لطفاً اعلام دارید که این افراد مأموریتی از جانب وزارت امور خارجه داشته اند یا خیر و در صورتی که پاسخ منفی باشد مجوز قانونی تماس و ارتباط افراد مذکور کدام است؟

جریان سفر هیأت آمریکایی به ایران به چه صورت و با چه کیفیتی صورت پذیرفته و چه کسانی در ایران با آنها مذاکره نموده، محور مذاکرات چه بوده و مذاکرات به چه تصمیماتی منجر گردیده است.

ضمناً موضوع قبلاً با وزیر محترم امور خارجه در میان گذاشته شده و پاسخ مشارالیه مقنع نبوده است.

سید محمد خامنه ای، سید احمد حسینی سیرجانی، جلال الدین فارسی، نیکروش، موسویان، حسنعلی النجفی رهنانی، فهیم کرمانی (با سؤال بند چهارم موافقم-) اسرافیلیان.»

این سؤال اگرچه به علت احتمال به وجود آمدن بحران داخلی در شرایط جنگی کشور و به وجود آمدن اختلاف، به واسطه برخورد صریح امام توسط خود نمایندگان باز پس گرفته شد و هرگز در مجلس و حتی مطبوعات تا سال ها بعد مطرح نشد، اما همواره «ماجرای مک فارلین» به علامت سؤال و ابهامی در تاریخ سیاست خارجی کشور بدل شد.

به نحوی که آیت الله سیدمحمد خامنه ای سال ها بعد در واکنش به کاندیدا شدن هاشمی رفسنجانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در گفت و گو با خبرگزاری فارس گفت: اسلام نسبت به دو چیز حساسیت فراوان دارد یکی نفاق که قرآن آیات بسیاری را درباره طرد و مجازات منافق آورده و دیگری خیانت. خیانت درجاتی دارد و خیانت به جامعه و ملت (امّت) بزرگترین اقسام خیانت است. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید «و انّ اعظم الخیانه خیانه الامّه و اعظم الغشّ غشّ الائمه» یعنی بزرگترین خیانت، خیانتی است که به جامعه و امت بشود و بزرگترین فریبکاری و ناراستی، فریب رهبران است. نمونه خیانت به رهبر و امام، واقعه مک فارلین است، که خود آنها با تمهیداتی نزدیک به یک سال، معاون رئیس جمهور آمریکا را با وعده موفقیت به ایران آوردند و از طریق تشریفات فرودگاه از او پذیرایی و به هتل بردند و با او در آنجا ملاقات و به وسیله مترجم مشخص و معروفی مذاکره کرده و هدایا را رد و بدل کردند، ولی پس از افشاگری و کشف آن از طریق جراید لبنان به امام(ره) وانمود کردند که آن آمریکایی که یک مقام عالی دولت آمریکا بود به صورت احمقانه ای به ایران آمده و تبرش به سنگ خورده و برگشته و این را یک پیروزی وانمود کردند. این عمل مصداق صریح همان غشّ الائمه بود.

حتی چندی پیش نیز ماجرای مک فارلین باز هم حاشیه ساز شد و در حالی که چند مستندساز جوان در مستند «من روحانی هستم» با تکیه بر خاطرات شخصی هاشمی رفسنجانی و ساید شواهد و قراین مدعی شده بودند که حسن روحانی در مذاکرات با مک فارلین حضور داشه است، با موج سنگین حمله سیاسیون از علی لاریجانی تا وزیر ارشاد و معاون حقوقی رئیس جمهور مواجه شدند، که چرا به تاریخ دروغ می گویند؟!