صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

آرشیو موضوعی : روزنوشت

  • RSS

ابزارک ها

ابزارک

کربلا، عقل و عشق

مکرر از زبان برخى موافقین کم دانش و برخى مخالفین شنیده ایم، مثل این عبارت را که در کربلا در جنگ بین عقل و عشق، عشق پیروز شد، گویى کربلا صحنه عقب نشینى عقل است، گویى در کربلا عقل تعطیل شد و جاى خود را به عشق داد!
این تفکر که عقل و عشق جاى همدیگر را تنگ می کنند و اینها هووى یکدیگرند، تفسیر مسیحى – بودایى از عقل و عشق است، تفسیر اسلامى نیست، در تفسیر اسلامى، محبت بدون معرفت، محبت نیست و معرفت بدون محبت هم، معرفت نیست، یعنى نه تنها بین عقل و عشق تضاد و تزاحم نیست بلکه تلازم است.
اگر شما امر نیک را تعقل کردى، نمی توانى به آن عشق نورزى، و از آن طرف محال است که شما به چیزى عشق بورزى در حالی که آن را تعقل نکرده باشى و درکى از او نداشته باشى، اگر بدون تعقل به چیزى عشق ورزى، آن عشق نیست، تعصب است، و بین ایمان و تعصب در فرهنگ اسلامى تضاد است.

در روایتى هست که پیامبر فرمودند، هرکس تعصب بورزد یا بگذارد به نفعش تعصب بورزند، از دایره ایمان به خدا و قیامت خارج شده، یعنى مومن نیست.
همه در ذهنشان این است که ایمان نوعى تعصب است، فرهنگ عامه اینجور است که مومن یعنى متعصب، اما در فرهنگ پیامبر و اهل بیت این طور نیست، می فرمایند که ایمان از سنخ نور است و تعصب از سنخ ظلمت، ایمان از سنخ تواضع و خضوع در برابر حقیقت است و تعصب از سنخ استکبار است، ایمان، علم و معرفت و نوعى دانستن است و تعصب، جهل و نوعى ندانستن است.

ایمان محصول علم و درک است و تعصب محصول جهل، مومن چون می داند مومن می شود و جاهل چون نمی داند متعصب می شود برخى فکر می کنند هرجا که صداى چرتکه نیاید، منافع کوتاه مدت مادى نباشد، اینجا عقلانیت تعطیل شده، این یک تفکر مادى و ماتریالیستى است که بین ما مذهبى ها هم وجود دارد، که هرجا فداکارى شد، انگار عقلانیت تعطیل شده، این عقلانیت، عقلانیت بازارى است، یک عقلانیت هم، عقلانیت عاشورایى است، محاسبه هست، منتهى محاسبه با معیار حق و باطل است، اما در عقلانیت بازارى، محاسبه با میزان سود و ضرر مادى جرینگى شخصى آنى و فورى است، آن محاسبه شیطانى است و این محاسبه الهى ، وگرنه هر دو محاسبه و عقلانیت است، یکى عقلانیت کوتاه مدت و دیگرى بلند مدت، یکى محاسبه سود محور و دیگرى محاسبه حق محور است، عقلانیت بازارى و دیگرى عقلانیت حسینى.

تجلى خدا در تاریخ (٢)


شریح قاضی هم سرهنگ نبود!

شریح قاضی هم سرهنگ نبود!
او حقوق خوانده بود که کشتن حسین را امضا کرد!

ابن زیاد به مسجد کوفه رفت و اعلان عمومی کرد که همه باید به مسجد بیایند و نماز عشایشان را به امامت من بخوانند!

تاریخ می‌نویسد: مسجد کوفه مملو از جمعیتی شد که پشت سر ابن زیاد به نماز عشاء ایستاده بودند.
چرا چنین شد؟
بنده که نگاه می‌کنم، می‌بینم خواصِ طرفدارِ حق مقصرند و بعضی‌شان در نهایت بدی عمل کردند.
مثل چه کسی؟ مثل شریح قاضی.
شریح قاضی که جزو بنی‌امیّه نبود! کسی بود که می‌فهمید حق با کیست. می‌فهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتی هانی بن عروه را با سر و روی مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیله‌ی او اطراف قصر عبیداللَّه زیاد را به کنترل خود درآوردند.

ابن زیاد ترسید. آنها می‌گفتند:
شما هانی را کشته‌اید.

ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین اگر هانی زنده است، به مردمش خبر بده.
شریح دید هانی بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم هانی به شریح افتاد، فریاد برآورد: ای مسلمانان! این چه وضعی است؟! پس قوم من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمی‌آیند مرا از این‌جا نجات دهند؟! مگر مرده‌اند؟!
شریح قاضی گفت: می‌خواستم حرفهای هانی را به کسانی که دور دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس عبیداللَّه آن‌جا حضور داشت و جرأت نکردم!

جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین که ما می‌گوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام می‌داد، تاریخ عوض می‌شد. اگر شریح به مردم می‌گفت که هانی زنده است، اما مجروح در زندان افتاده و عبیداللَّه قصد دارد او را بکشد، با توجّه به اینکه عبیداللَّه هنوز قدرت نگرفته بود، آنها می‌ریختند و هانی را نجات می‌دادند. با نجات هانی هم قدرت پیدا می‌کردند، روحیه می‌یافتند، دارالاماره را محاصره می‌کردند، عبیداللَّه را می‌گرفتند؛ یا می‌کشتند و یا می‌فرستادند می‌رفت.

آن گاه کوفه از آن امام حسین علیه‌السّلام می‌شد و دیگر واقعه‌ی کربلا اتّفاق نمی‌افتاد!

بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) ۷۵/۰۳/۲۰


داستانک / تو بابای بدی هستی…

دخترک از میان جمعیتی که گریه کنان شاهد اجرای تعزیه اند رد می شود…
عروسک و قمقمه اش را محکم زیربغل می گیرد.
شمر با هیبتی خشن، همانطور که دور امام حسین می چرخد و نعره می زند، از گوشه ی چشم دخترک را می پاید…

دختر با قدم های کوچکش از پله های سکوی تعزیه بالا می رود.
از مقابل شمر می گذرد، مقابل امام حسین می ایستد و به لب های سفید شده اش زل می زند، قمقمه را که آب تویش قلپ قلپ صدا می دهد، مقابل او می گیرد…

شمشیر از دست شمر می افتد و رجزخوانی اش قطع می شود…

دخترک می گوید: “بخور برای تو آوردم” و بر می گردد روبروی شمر می ایستد…

مردمک های دخترک زیر لایه براق اشک می لرزد…
توی چشم های شمر نگاه می کند و با بغض می گوید:
تو بـــابـــای بــــــدی هستی…!


ملّت ایران به استادهای بدَلی برای درس کربلا نیازی ندارد

سید کمیل باقرزاده
ماه محرّم آغاز میشود و ملّت مسلمان ایران خود را آماده میکند از برکات معنوی و سیاسی موسم عزای سیدالشهداء هر چه بیشتر استفاده کند. بعضی هم تلاش کردند در آستانه این ماه، تفسیرهای انحرافی خودساخته خویش را به خورد ملّت دهند، که البته نتوانستند و نخواهند توانست در فهم صحیح مردم ما نسبت به عاشورا و کربلا خللی وارد کنند.
جامعه ایرانی جامعه ای است که از حیث قدرت تفکر و استدلال و سطح فهم و تحلیل بسیار پیشرفته و ممتاز است. یکی از برجستگیهای این جامعه، قدرت “تطبیق” وقایع تاریخی با مسائل روز است. تطبیق تاریخ با شرایط روز، هنری است که در کمتر ملّتی میتوان مشاهده کرد. بسیاری از جوامع یا با تاریخ آشنا نیستند و یا تاریخ را در گذشته خلاصه میکنند و نمیتوانند از آن برای آینده بهره بگیرند. اما جامعه ایرانی را میتوان از این جهت یک استثناء دانست.
ایرانی جماعت، نه تنها با گذشته آشنا است، بلکه به خوبی آموخته است که چگونه از گذشته چراغی بسازد تا در حال و آینده راه را به خطا نرود و اشتباهات تاریخی را تکرار نکند. جامعه ایرانی، شمر و عمرسعد زمان را میشناسد؛ طلحه و زبیرهای زمان را میشناسد؛ حسین و مسلم را هم به درستی تطبیق میدهد؛ نه دست از حسین برمیدارد و نه پشت مسلم را خالی میکند؛ نه امان نامه یزید را امضا میکند و نه طلحه و زبیر را با حرّ اشتباه میگیرد.
اینکه جامعه ایرانی چگونه به چنین قدرتی رسیده است جای بحث و بررسی و مطالعه دقیق جامعه شناسانه دارد؛ اما بی تردید نقش روشنگرانه علمای اسلام و خصوصا امام خمینی(ره) و رهبر انقلاب اسلامی را نمیتوان در ارتقاء این بینش و تعمیق آن در جامعه ایرانی نادیده گرفت. آنچه امروز ملت ایران به آن رسیده است حاصل استفاده و تمرین مکرر درس آموزی از تاریخ و خصوصاً تاریخ اسلام در بیانات امام راحل و مقام معظم رهبری است.
ملّت ایران سالها پیش پای منبر امام و رهبری با درسها و عبرتهای عاشورا آشنا شده است؛ ملت ایران نه فقط درسهای کربلا را آموخته است، بلکه در انقلاب و دفاع مقدس و محاصره اقتصادی و شبیخون فرهنگی و فتنه ۸۸ و… بارها و بارها از آزمونهای متعدد درسهای کربلا با نمره های عالی، سربلند بیرون است.
ملّت ایران منتظر ننشسته است تا بعد از ۳۵ سال از انقلاب، فلان عمامه به سر یا فلان استاد دانشگاه عمامه از سر برداشته درسهای عاشورا و کربلا را مطابق امیال حقیر حزبی و سیاسی خویش به آنان آموزش دهند و کربلا را تحریف و عاشورا را تفسیر به رأی کنند.
ملّت ایران درسهای عاشورا را از بَر است و امروز خودش استاد ملتهای دیگر شده است. ملتهای دیگر درس آزادی و آزادگی و استقلال و مقاومت و ظلم ستیزی و عزتمداری و ذلّت گریزی و شهادت طلبی و حیات طیّبه را از ملت ایران آموخته و می آموزند و دوشادوش یکدیگر به سوی “تمدّن نوین اسلامی” حرکت میکنند. در این میان، استادهای بدلی و تقلّبی عاشورا، فقط عِرض خود میبرند؛ و زحمتی هم البته برای ما نمیتوانند ایجاد کنند.


عاشورا، تعامل و مذاکره!

حسن روحانی در دیدار مردم زنجان گفت: “درس کربلا درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد.”!!!

یعنی آقای روحانی با این استراتژی قصد راه اندازی مسلخ دیگری برای تفکر حسینی در هزاره سوم را دارد؟

اگر نتیجه مذاکره و تعامل حضرت اباعبد الله الحسین [به تعبیر حسن روحانی] فجایع کربلا و به خاک و خون کشیده شدن آل الله و آوارگی و اسارت خاندان نبوی بوده است، پس تکلیف تعامل و مذاکرات شما هم پیشاپیش مشخص است!!

آقای رییس جمهور!
همگی ما این جمله را هزاران بار شنیده ایم که:
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.

حوادث محرم سال ۶۱ هجری به ما درس می دهد که هیچگاه به کوفیان زمان خویش اعتماد و اطمینان نکنیم، حتی اگر با لبخندها و وعده های توخالی برایمان نامه فدایت شوم فرستاده باشند!
اینها همان هایی هستند که بنده دنیایند و عهدشکنانی که شهوت قدرت و ثروت، راه را بر هر جنایتی در رفتارشان برای رسیدن به هدفشان توجیه می کند!

کمی چشمانتان را باز کنید و دل خوش به وعده و وعیدهای کوفیان و ابن زیادها و ابن ملجم های زمانه نبندید و شک نکنید که اگر توانش را داشتند، تاکنون ذبحتان کرده بودند!

هیهات که بگذاریم کربلای دیگری شکل بگیرد و حسین زمان را به مسلخ ببرند؛
چه دشمنان،
و چه دوستان نادان!
هیهات…


بخشنده تر از حاتم

بخشنده تر از حاتم

حاتم را پرسیدند که :« هرگز از خود کریمتر دیدی؟»
گفت: بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرودآمدم و وی ده گوسفند داشت.
فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت و پیش من آورد و مرا قطعه ای از آن خوش آمد، بخوردم.
گفتم: « والله این بسی خوش بود.»
غلام بیرون رفت ویک یک گوسفند را می کشت وآن موضع (قسمت) را می پخت وپیش من می آورد. و من ازاین موضوع آگاهی نداشتم.
چون بیرون آمدم که سوار شوم دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است پرسیدم که این چیست؟
گفتند: وی (غلام) همه گوسفندان خود را بکشت (سر برید).
وی را ملامت کردم که: چرا چنین کردی؟
گفت : سبحان الله ترا که مهمان من بودی چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟
پس حاتم را پرسیدندکه:« تو در مقابله آن چه دادی؟»
گفت: « سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفند.»
گفتند: « پس تو کریمتر از او باشی! »
گفت: « هیهات ! وی هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری؛ اندکی بیش ندادم.»


درخواست از رییس جمهور برای حل این مشکلات!

رئیس جمهور مردمی درخواست حل مشکلات زیر را می کنیم:

۱- کشاورزی هراسی (به اسم بحران آب) >>> توجیه واردات مواد غذایی و به خطر انداختن امنیت غذایی.
۲- بنزین داخلی هراسی (به بهونه آلودگی هوا) >>> افزایش واردات بنزین و تخریب ابنیه خودکفایی (و نه تخریب سازمان تحریم).
۳- هسته ای هراسی >>> ادامه وابستگی به نفت و زیر سوال رفتن استقلال ملی.
۴- شرکت های داخلی و قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء هراسی (مثلاً در صنعت نفت و پارس جنوبی) >>> افزایش قرارداد های نفتی مشکوک به نفع شرکت های خارجی (پورسانت مدیر ایرانی محفوظ است!).
۵- تورم هراسی >>> افزایش بی رویه واردات.
۶- مسکن مهر و مالیات بر املاک مازاد هراسی >>> دامن زدن به سیاست های سوداگری در بازار مسکن.
۷- رکود هراسی >>> توجیه بازگشت به نسخه های اقتصادی زنگ زده سازندگی (له شدن زیر چرخ توسعه).
۸- “صدور اسلام” هراسی >>> سکولاریزاسیون انقلاب اسلامی ایران.
۹- “اسلام هراسی” هراسی >>> منفعل کردن سیاست خارجی در حمایت از مستضعفین جهان.
۱۰- خزانه خالی هراسی >>> افزایش تولید نفت در زمان قیمت بز خر در شرایطی که کشور های بزرگ، نفت خود را ذخیره می کنند.
۱۱- “عدم توافق ناشی از سنگ اندازی مجلس” هراسی >>> دستیابی به اهداف حزبی و پیروزی در انتخابات مجلس به وسیله معامله با دشمن.
۱۲- استقلال هراسی >>> توجیه هر توافقی بجای عدم توافق با جامعه بین الملل (بخوانید کدخدا و چهارتا کشور زورگو).
۱۳- حقوق بشر هراسی (قضیه تفکیک جنسیتی شهرداری) >>> دنباله روی از روند فرهنگی غربی.

و در نهایت خدای ناکرده،
“کارآمدی جمهوری اسلامی” هراسی >>> …


نگران کننده ترین اظهارات حسن روحانی

کرزی رییس جمهور پیشین افغانستان چندی پیش به هیات وزیران این کشور ابلاغ کرد که زبان تدریس در دانشکده های طب و اینجبنیر (پزشکی و فنی- مهندسی) باید حتماً انگلیسی باشد! این تصمیم عمیقا استعماری با واکنش دانشمندان و ادبای افغانی مواجه شد و بسیاری این تصمیم برای محدود کردن میدان اثرگذاری زبان و فرهنگ فارسی دانستند.
هفته گذشته جناب حسن روحانی در دانشگاه تهران در کمال تعجب خواستار تاسیس دانشگاه هایی با زبان انگلیسی در ایران شد! از نظر او این اقدام راه اساتید خارجی را به ایران باز کرده و روابط ما با دنیا را بهبود می بخشد!
متاسفانه هیچ استاد شناخته شده ای نسبت به این اظهارات نگران کننده واکنش نشان نداد…حتی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی. و البته برخی رسانه ها از جمله رویترز با استقبال از این پیشنهاد تعابیر خاصی از آن داشتند.

حالا نگرش مقام معظم رهبری را در اینباره ببینید:
«از پیشرفت علمی در کشور برای گسترش و نفوذ زبان فارسی استفاده شود. زبان خیلی مهم است…اهمیت زبان ملی یک کشور برای خیلیها هنوز دانسته و شناخته نیست…کاری کنیم که در آینده، آن کسانی که از پیشرفتهای علمی کشور ما استفاده میکنند، ناچار شوند بروند زبان فارسی را یاد بگیرند. این افتخاری نیست که ما بگوییم حتماً زبان علمی کشور ما فلان زبان خارجی است. زبان فارسی اینقدر ظرفیت و گنجایش دارد که دقیقترین و ظریفترین علوم و دانشها میتوانند با این زبان بیان شوند.»

رهبری چندین سال پیش هم صراحتا این هشدار را داده بودند: “میدانید که استعمار دهها سال متمادی- شاید در بعضی جاها قرنها- تلاش کرد تا آثار فرهنگ ایرانی را که در خیلی از نقاط دنیا وجود داشت، بزداید؛ مثلاً در هند این معنا کاملاً واضح است. آن وقتی که کمپانی انگلیسی هند شرقی وارد هند شد، یکی از نخستین تلاشهایش این بود که زبان فارسی را کنار بزند.”
رهبری اخیرا از نگرانی شان درباره زبان فارسی سخن گفتند و اکنون با فاصله کمی روحانی چنین مطالبه ی شگفتی دارد. اظهارات عجیب و نگران کننده روحانی را بیش از همه نتیجه مشاوره مشاوران غربزده ای چون محمود سریع القلم می دانم…

پ ن: توجه دارید که کسی با آموختن انگلیسی مخالف نیست بلکه سوال اینجاست درحالیکه حتی آموزشگاه های زبان، کانون ترویج سبک زندگی و فرهنگ سکولار و اباحی گری غربی است چرا رییس جمهور ما به جای تاکید بر جهانی کردن زبان فارسی، به انگلیسی کردن دانشگاه های ایرانی می اندیشد؟! و آیا استعمار فرانو از این ایده ذوق زده نمی شود؟


کوبانی، داعش، کردستان و جهان وطنی ما

وحید یامین پور

امروز صبح که از جلوی سفارت ترکیه رد می شدم گروهی را دیدم که در حمایت از مردم کرد (کورد) کوبانی شعار مرگ بر ترکیه سر داده بودند. دنیای عجیب و پیچیده ای شده… حامیان چپ گرای کورد با الفاظی چون “فاشیست” ، “خبیث” و “آدم کش” از ترکیه، امریکا، اسرائیل و رسانه های آنها نام می برند.

مردم مظلوم کوبانی دارند قربانی تسویه حساب ترکیه و ناتو با پ ک ک می شوند. پ ک ک سی و پنج سال است علیه منافع ترکیه در حال جنگ است و کوبانی یکی از شهرهای تحت حمایت پ ک ک بحساب می آید. بنابراین حیوانات داعشی اینبار به طور جدی دارند دل ترکیه را خنک میکنند. این وسط بار دیگر مردم بی گناه اند که قربانی می شوند.

پان کوردیست های وطنی هم احتمالا در یک پارادوکس ناجور گرفتار شده اند. آیا آنها از ایران خواهند خواست که در حمایت از کوبانی علیه داعش بجنگد؟! و مگر غیر از ایران قدرت دیگری در دنیا وجود دارد که در صادقانه جنگیدنش با داعش بتوان اطمینان کرد؟ پارادوکس ناجوری است به خصوص برای آنهایی که با پژاک هم همگرایی دارند…

شبه روشنفکران شیرین عقل وطنی که طی سه سال اخیر درباره حمایت ایران از سوریه نق نق و غرغر می کردند هم سکوت کرده اند. خیلی بلاهت است که هنوز با بهانه ی دموکراسی مدعی حذف اسد و عدم حمایت ایران از او باشند. ایران بدون چشم داشت دارد علیه تروریسم می جنگد و کورد و ترک و عرب هم برایش فرقی نمی کند.

اگر ایران هم مبتنی بر بنیادهای سیاست سکولار و حیوانی امروز میخواست رفتار کند احتمالا سیاستی شبیه ترکیه را در قبال کوردها اتخاذ می کرد. این را امروز درک می کنند. فکر میکنم تاریخ شعار مبتذل “چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است” منقضی شده باشد.

جهان وطنی ما امروز مصداق عینی پیدا کرده… هرچند هزینه فهم این روشنفکران دیرفهم، هیولای خونخواری چون داعش بود.


عرفه‌ای در عرفات

عرفه عارف می‌خواهد به ذات خدا.
عاشق می‌خواهد به حبّ خدا.
عالم می‌خواهد به علم خدا.
و وقتی عارف شدی، باید قربانی کنی نفس خویش را.
و عید قربان، نمادی است از کشتن نفسی که عارف شده و رمی نموده، شیاطین جنی و انسی را.
خدایا؛ عارفم کن به ذات خویش و بپذیرم در عرفاتت تا درک کنم فضایی که مهدی فاطمه(عج) با دم مسیحایی‌اش آن را عطرآگین کرده.
خدایا؛ عرفه ای می‌خواهم در عرفات.
آمین یا رب العالمین


صفحه 5 از 61« بعدی...34567...102030...قبلی »

نظرسنجی

یک سال از آغاز برجام گذشت، به نظر شما آیا برجام گشایشی در زندگی مردم ایجاد کرد؟

مشاهده نتايج

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.