بچه های قلم

شرط قلندری!

فروردین ۸, ۱۳۹۴ @ ۵:۰۱ ق.ظ

fetneh-88داریوش سجادی در گوگل پلاس نوشت:

آرتور شوپنهاور فیلسوف سرشناس آلمانی معتقد بود:
ازدواج یک هیجان زودگذر است که مبدل به یک دغدغه دائمی می شود.

اکنون قرائت شوپن از ازدواج را می توان قرینه جنبش سبزی دانست که سال ۸۸ هیجان زده، جهان را زیر پای خود فتح شده می انگاشت و به همان سرعت نیز عرق اش درآمد و مبدل به یک ندامت دائمی شد!

ابراز ارادت اخیر مشاهیری از جنبش سبز نسبت به سردار قاسم سلیمانی را می توان مصداقی از همان جوزدگی مسبوق به سابقه دانست که اکنون منجر به آن شده تا فردی مانند «مسعود بهنود» در توصیف سردار سلیمانی متشبث به توصیف «سردار عارف» شود و «ابراهیم نبوی» نیز «سردار» را «آبروی ایرانیان» بنامد!

هر چند کمالات و فضائل و رشادت های سردار غیر قابل کتمان است اما در این میان آنچه که محل تحیُــّـر است ابتلای سبزها یا تمارض سبزها به نسیانی مصلحتی است.

ظاهرا ایشان فراموش کرده اند سردار سلیمانی یک استثنا نیست و آنچه که استثناست «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» است که برون دادش سردارانی از جنس سلیمانی است که به وقت مقتضی با همان درایت و صلابتی که فتنه را در لبنان و سوریه و عراق سرکوب می کنند با همان صلابت کوبنده سنگ بر فرق فتنه در آشوب ۸۸ بودند.

ظاهرا حافظه تاریخی سبزها بغایت نحیف است و به همین سرعت فراموش کرده اند خاستگاه «قاسم سلیمانی» همان جائی است که پیش از آن «سردار شوشتری» از آن روئیده و بالیده بود با این تفاوت که در ۸۸ وقتی «شوشتری» توسط «جنود الشیطان» تحت الامر «ریگی» به شهادت رسید غالب سبزهای جوزده به تناوب و تعدد و تکثر در وب سایت های خود بابت شهادت شوشتری به یکدیگر تبریک می گفتند(!) و اکنون مدیحه سرای سلیمانی شده اند.

ظاهراً سبزها به همین سرعت فراموش کرده اند که سردار همان کسی است که با درایت و به استعداد دیگر هم رزمانش در خطوط مقدم همان جبهه هائی مشغول سلحشوری است که پیش تر بابتش توسط «جماعت سبز» و با شعار «نه غزه ـ نه لبنان» مورد شماتت قرار می گرفتند!
ملالی نیست.

اما این بخش از سبزها چنانچه مایل به سهیم شدن و سهم بردن از افتخارات سردارانی مانند سلیمانی با خاستگاه سپاهی شان هستند قبل از آن موظفند با ابراز برائت خود از شیطنت ها و شرارت های ۸۸ شان، بستر بازگشت خود به آغوش عقلانیت را فراهم سازند.