صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : آمریکا


ابزارک ها

ابزارک

گام‌های راهبردی آمریکا برای نفوذ در ایران

گفتمان جمهوری اسلامی به‌عنوان یک الگوی هویتی و ارزشی متفاوت، همواره در مقابل گفتمان نظام سلطه قرار داشته است. پس سیاست مهار و مدیریت ایران با چشم‌انداز حداکثری تغییر نظام همواره در دستور کار آمریکا قرار داشته است. این موضوع البته در مقاطعی با رویکرد سخت نظامی و در مقاطعی مانند فتنه‌ی ۸۸ با استفاده از الگوی براندازی نرم، پیگیری شده است. بر همین اساس، نباید انتظار داشت که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز ایالات‌متحده به روند دشمنی و سیاست‌های مبتنی بر مهار، نفوذ، تغییر رفتار و براندازی نظام جمهوری اسلامی خاتمه دهد، بلکه به‌عکس، شواهد نشان می‌دهد که نظام سلطه مترصد فرصتی است تا از فضای سیاسی و اقتصادی ناشی از برجام حداکثر استفاده را ببرد و طراحی‌های خود را علیه جمهوری اسلامی ایران تعمیق بخشد. درست به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی، در دیدار امروز خود با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (۲۵ شهریور) با اشاره به نیت شوم دشمنان سلطه‌گر برای بازگشت و نفوذ در ایران اسلامی فرمودند: «در زمینه‌ی سیاسی نیز بیگانگان به‌دنبال نفوذ در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد، نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی هستند که در صورت تحقق این توطئه، جهت‌گیری‌ها، تصمیمات و حرکت عمومی کشور، بر اساس خواست و اراده‌ی بیگانگان، تنظیم و اجرایی خواهد شد.»

همه‌ی گام‌های این مبارزه‌ی راهبردی نفوذ برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ی قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه‌ی نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ی پذیرش این کشور به‌مثابه‌ی یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ی «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک استراتژی تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ی مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران، که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.»۱ در واقع برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آن‌ها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.۲ با توجه به این توضیحات می‌توان فرایند و هدف‌گذاری این نفوذ را در این موارد تشریح نمود:

۱. تغییر در دستگاه محاسباتی نظام
تلاش برای تغییر ادراک و اخلال در دستگاه محاسباتی تصمیم‌گیری و یا تصمیم‌سازی نظام جمهوری اسلامی از جمله رویکردهایی بوده است که همواره در کوران حوادث سیاسی، توسط نظام سلطه علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. این رویکرد در نگرش راهبردی نظام سلطه به‌ویژه معطوف به مقاطعی است که آن‌ها احساس می‌کنند در برخی از قسمت‌های ساختار سیاسی کشور اشتیاقی جهت تعامل با غرب وجود دارد. لذا عمده‌ی تمرکز این رویکرد بر دولتمردان سیاسی است و اساساً با استفاده از مجموعه‌ای از رویکردهای سخت و نرم، تلاش می‌کند نخبگان سیاسی کشور را در مسیر اهداف غرب هدایت کند و استحاله‌ی نظام را رقم بزند. نظام سلطه برای پیشبرد این روند، از طرح فروپاشی شوروی برای جمهوری اسلامی ایران بهره می‌گیرد که سابقه‌ی به‌کارگیری آن را می‌توان در اواسط دهه‌ی هفتاد شمسی نیز ملاحظه کرد. بر این مبنا، تلاش کرده‌اند رویکرد نخبگان سیاسی کشور را با اعمال فشارها و تهدیدات فزاینده به‌سویی تغییر دهند که آنان احساس کنند «هزینه‌ی» تقابل با غرب و ایستادگی بر آرمان‌های انقلاب اسلامی، بسیار بیشتر از «فایده‌های» آن است. همین ایده و وجود گروه‌های سیاسی برانداز داخلی با سابقه‌ی انقلابی، زیربنای پروژه‌ی انقلاب رنگی نیز به‌شمار می‌آید؛ امری که مقام معظم رهبری با شناخت روند برنامه‌ریزی‌های نظام سلطه، بیان داشتند: «تنها امید دشمنان این است که انقلاب به دست کسانی به شکست برسد که خود در انقلاب نقش داشتند.»۳

بنابراین همان‌طور که در دوران مقاومت برای افزایش دارایی‌های چانه‌زنی در پرونده‌ی هسته‌ای، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌های داخلی سیاسی برای تغییر ادراک سیاسی و سرگشتگی ساختار تصمیم‌گیری کشور طراحی شد، در دوران پس از برجام (در صورت تصویب) نیز گزینه‌های افزایش فشارهای منطقه‌ای، تغییر ذائقه‌ی فرهنگی و چماق تحریم‌ها، همان کارکرد تغییر ادراک را پیگیری می‌کند. هدف آن است که جمع‌بندی مسئولان جمهوری اسلامی به این‌سو معطوف گردد که در صورت ارزش‌مداری در سیاست داخلی و خارجی، با فشارهای خارجی زیاد و احتمال گسترش اعتراضات داخلی مواجه خواهند شد.

۲. تقویت شبکه‌ی حامیان غرب در داخل
این مشروط‌سازی و محدودسازی سیاست داخلی کشور، به‌طور مستقیم منجر به تقویت جناح‌های سیاسی غرب‌گرا خواهد شد و گام بعدی طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی در ایران است. در واقع همه‌ی این اقدامات با هدف تهی کردن ساختار نظام از محتوای ارزشی آن صورت می‌گیرد. همان‌گونه که این تصور باطل در دوران اصلاحات نیز به وجود آمد و در همان زمان نیز رهبر انقلاب با اشاره به وجود یک طرح همه‌جانبه‌ی آمریکایی برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی، چنین بیان داشتند: «این طرح، طرح بازسازی‌شده‌ای است از آنچه که در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اتفاق افتاد. به نظر خودشان می‌خواهند همان طرح را در ایران اجرا کنند. دشمن این را می‌خواهد.»۴

اما به‌هرصورت آمریکا در قالب الگوی نفوذ، تلاش می‌کند تا طرح بازسازی‌شده‌ی فروپاشی شوروی را در جمهوری اسلامی نیز پیگیری نماید. بر همین اساس، اندیشکده‌ی «بنیاد دفاع از دموکراسی» در گزارشی صراحتاً به این موضوع اشاره می‌کند که «در توافق هسته‌ای، این جنبه‌ی مثبت وجود دارد که شاید این توافق برایمان تنها ده سال زمان به‌منظور نابود ساختن حکومت ایران خریده باشد. با در نظر داشتن این مسئله، این مدت‌زمان باید به‌طور کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. تکرار موضع ایالات‌متحده درباره‌ی تضمین فروپاشی پرده‌ی آهنین، یک نقطه‌ی آغاز محسوب می‌شود. آنچه در فاصله‌ی سال‌های ۸۰-۱۹۷۹ در لهستان اتفاق افتاد، یک نمونه‌ی برجسته قلمداد می‌شود. اعتصاب سال ۱۹۸۰ در کارخانه‌ی کشتی‌سازی لنین در گدانسک، در نهایت به فروپاشی امپراتوری شوروی منجر شد. ایالات‌متحده می‌بایست از فضای به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌ای با ایران استفاده کرده و شبکه‌ی حامیان غرب در ایران را فعال کند تا از این طریق، تغییرات سیاسی در ایران به وجود آورد. در واقع توافق هسته‌ای کنونی، فرصت منحصربه‌فردی را برای تمرکز بر تغییر ایران به دست می‌دهد.»۵ این همان موضوعی است که می‌توان در گفتار دولتمردان آمریکایی از جمله باراک اوباما و جان کری نیز مشاهده کرد. جان کری در دوم مرداد گذشته در شورای روابط خارجی آمریکا، با اظهار اینکه آمریکا نسبت به آینده‌ی ایران حساب باز کرده است، بیان داشت: «من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقی می‌افتد، جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی در کشورها رخ خواهد داد.»۶

۳. تغییر ذائقه‌ی فرهنگی
شاید بتوان یکی از مهم‌ترین راه‌های نفوذ را، نفوذ در حوزه‌ی «فرهنگ» جامعه و به‌ موازات آن، زمینه‌سازی برای تغییر ذائقه‌ی فرهنگی جامعه دانست. همان‌گونه که «جوزف نای» با خوشحالی از شلوارهای جین آبی جوانان شوروی یا پخش سریال‌های آمریکایی در تلویزیون نیکاراگوئه در حین تضاد با حکومت آمریکا و آهنگ و شوهای تلویزیونی، به‌عنوان اثرات و منابع قدرت نرم آمریکا یاد می‌کرد،۷ اینک نیز همان الگوی فرهنگی برای تغییر ارزش‌های فردی و سبک زندگی جامعه‌ی ایرانی به کار می‌رود. این تهدیدات نرم‌افزاری که رهبر انقلاب از آن‌ها تحت عنوان «ناتوی فرهنگی» نام برده‌اند، برای کسب قدرت سیاسی با ابزار تخریب اخلاق، مصرف‌گرایی، بی‌اعتنایی به هویت ملی، دلبستگی به ارزش‌های آمریکایی و… اعمال می‌شوند. این شکل از تهدیدات در کوتاه‌مدت در قالب مسائلی چون مهاجرت نخبگان و تنش‌های سیاسی به‌شکل اغتشاش در مشروعیت، انسجام و ظرفیت نظام‌های سیاسی به‌عنوان مؤلفه‌های نرم امنیتی، بروز می‌کند، ولیکن در بلندمدت با تغییر در ذائقه‌ی عمومی جامعه، به تزلزل اساسی در آن مؤلفه‌های نرم امنیتی و تغییر در جهت‌گیری‌های کلان یک جامعه می‌انجامد. به نظر می‌رسد یکی از اولین گام‌ها در فرایند تغییر ذائقه‌ی فرهنگی، اخبار حضور و فعالیت مک‌دونالد در کشور است. نمادسازی مبتنی بر مک‌دونالد، تعبیری جز پذیرش سبک زندگی آمریکایی ندارد.

نتیجه‌ی این سه رویکرد آن است که فضای افکار عمومی و سیاست داخلی کشور به‌شدت مشروط می‌گردد؛ چراکه در واقع مشروط‌سازی فضای سیاسی داخل کشور و جهت‌دهی به انتخاب مردمی، دو نتیجه‌ی طبیعی در پی خواهد داشت: اولاً تغییر در ادراک سیاسی تصمیم‌گیران نظام و ثانیاً هموارسازی برای قدرت یافتن نخبگان غرب‌گرا.

پی‌نوشت‌ها:
۱. هارل، پیتر، باید به‌دنبال ترویج اصلاحات سیاسی در ایران پساتوافق باشیم/ ارتباط با نهادهای غیردولتی و مدنی ایران باید تقویت شود، به نقل از مؤسسه‌ی مطالعات آمریکا، قابل رؤیت در:
۳ http://asipress.ir/vdci۵wa۳.t۱aqw۲bcct.html
۲. محمدی، مهدی، هشدارهای امنیت ملی در فضای پساتوافق، روزنامه‌ی وطن امروز، ۲۶ مرداد ۱۳۹۴.
۳. بیانات رهبر معظم انقلاب در دانشگاه علم و صنعت، ۲۴ آذر ۱۳۸۷.
۴. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی ایران، ۱۹ تیر ۱۳۷۹.
۵. Weinthal, Benjamin, Analysis Iran Nuclear agreement wont improve Human Rights, Foundation for Defense of Democracies, ۲۳ jul ۲۰۱۵, available in: http://www.defenddemocracy.org/media-hit/benjamin-weinthal-analysis-iran-nuclear-agreement-wont-improve-human-rights
۶. http://www.state.gov/secretary/remarks/۲۰۱۵/۰۷/۲۴۵۲۵۳.htm
Obama Barak, we are prepared to use all elements of our power to secure our interests in the middle east, Al Shargh Awsat, available in: http://english.aawsat.com/۲۰۱۵/۰۵/article۵۵۳۴۳۴۲۲/obama-we-are-prepared-to-use-all-elements-of-our-power-to-secure-our-interests-in-the-middle-east
۷. جوزف نای، قدرت نرم، ترجمه‌ی محمد حسینی‌مقدم، فصلنامه‌ی راهبرد، شماره‌ی ۲۹، پاییز ۱۳۸۲.


نبرد نامتقارن و پایان عصر خیالی امپراتوری آمریکا

جعفر عظیم‌زاده

«اولاً غلط می‌کنید،‌ ثانیاً همانطور که در زمان ریاست‌جمهوری قبلی آمریکا (منظور جورج دبلیو بوش) هم گفتم، ‌دوران «بزن و دررو» تمام شده است و ملت ایران کسی را که بخواهد به او تعرض کند، ‌رها نخواهد کرد».

جملات فوق پاسخ کوبنده مقام معظم رهبری خطاب به جنگ‌سالاران آمریکایی مبنی بر تهدید به حمله نظامی آمریکا علیه ایران در صورت شکست مذاکرات هسته‌ای بود.

تحلیل محتوای بیانات مقام معظم رهبری در سخنرانی‌ای که در دیدار جمعی از معلمان سراسر کشور داشتند؛ گویای ۲ واقعیت اساسی پیرامون مولفه‌های حاکم بر مناسبات و روابط میان ایران و ایالات‌متحده آمریکاست. اول اینکه ایشان مجدداً انتقاد مستقیم و صریح خود را از سیاست «چماق و هویج» دولتمردان آمریکایی در برخورد با پرونده هسته‌ای ایران، ابراز داشتند و به‌صورت کاملاً شفاف اعلام کردند نیازمندی استراتژیک طرف آمریکایی به راهبرد مذاکره در حل و فصل پرونده هسته‌ای بیش از طرف ایرانی است و لذا جمهوری اسلامی تحت هیچ شرایطی از خطوط قرمز و اصلی خود عدول نخواهد نکرد؛ ایشان همچنین ادامه روند مذاکرات را مشروط به رعایت عزت و عظمت ملت ایران از جانب طرف مقابل کردند.

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای صراحتاً اعلام کردند مذاکره زیر سایه شبح تهدید و ارعاب سندیت و اعتباری ندارد و لذا تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران باید با رعایت مثلث سه‌گانه «عزت، ‌حکمت و مصلحت» در راستای بیشینه‌سازی منافع ملی جمهوری اسلامی ایران گام بردارد.

واقعیت اساسی دیگر این است که نشانه‌شناسی فرمایشات معظم له مبنی بر اینکه «دوران بزن و دررو تمام شده است» بیان‌کننده ماهیت استراتژی درگیری و نبرد ایران در مقابل ایالات‌متحده است. با توجه به ماهیت و منطق تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، به اعتقاد بسیاری از ناظران سیاسی و استراتژیست‌های نظامی در حمله احتمالی آمریکا، ‌ایران لقمه آسانی برای ماشین جنگی آمریکا نخواهد بود و ظرفیت‌های ژئواستراتژیک و ژئوپلیتیک ایران، توان مصاف و رویارویی کشور را ارتقا داده و کوچک‌ترین تحرک نظامی علیه ایران، با واکنشی کوبنده پاسخ داده خواهد شد و منطقه به گورستان امپراتوری رو به مرگ آمریکا تبدیل می‌شود.

اگر منطق حاکم بر سیاست خارجی و امنیتی یک کشور را تصور نقش منطقه‌ای و جهانی مطلوب آن یا راهبرد سیاست خارجی آن کشور مبتنی بر برداشت از قدرت و منافع ملی‌اش تعریف کنیم؛ باید بگوییم منطق سیاست خارجی و امنیتی حاکم بر ذهنیت و تصورات دولتمردان ایرانی و آمریکایی به‌عنوان مفهوم سامان‌بخش عملکرد این ۲ کشور در معادلات امنیتی منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. با استناد به دیدگاه نظریه‌پردازان «رئالیسم ساختاری» بویژه «کنت والتز»، نظام تک‌قطبی در مقایسه با سایر ساختارهای نظام بین‌المللی بی‌ثبات‌تر است، زیرا دولت هژمون به دلیل سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه و مداخله‌جویانه‌خود، اقدام به نوعی «خودزنی» می‌کند و روح مقاومت‌گرایی، چالش‌سازی و تهدیدزایی را در کالبد سیاست امنیتی سایر بازیگران می‌دمد. به عبارت دیگر، به باور نئورئالیست‌ها، در ساختار نظام تک‌قطبی، یک کشور موقعیت خود را براساس مولفه‌های هژمونیک‌گرا تعریف می‌کند از این‌رو در روابط قدرت هژمون و قدرت‌های منطقه‌ای، گرایشات و تمایلات هژمونیک‌محور باعث می‌شود بازسازی روابط و عادی‌سازی با محدودیت و مشکل مواجه شود و لذا ما شاهد رشد فزاینده و تساعدی تنش‌های استراتژیک در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی در بین بازیگران و در موضوعات مختلف هستیم.

به نظر می‌رسد این گزاره‌ها تا حدودی می‌تواند از روابط و مناسبات امنیتی ۲ کشور ایران و ایالات‌متحده رمزگشایی کند. از این‌رو، به اعتقاد نگارنده فارغ از اینکه پرونده هسته‌ای ایران از طریق و شیوه‌های مسالمت‌آمیز نظیر مذاکره، بده بستان و… حل و فصل شود‌ یا مقامات آمریکایی دچار خطای محاسباتی شده و اشتباه تاریخی هیتلر در تصمیم به حمله نظامی به شووری در طول جنگ دوم جهانی را مجدداً تکرار کنند و ایران را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، باید بگوییم در هر دو حالت متصور شده، محیط امنیتی جدید در روابط ایران و آمریکا مبین این مدعاست که الگوی منازعه حاکم در مناسبات امنیتی و نظامی ایران الگوی نبرد نامتقارن است و ظرفیت‌ها و توان نامتقارن ایران مانع تحقق نظام تک‌قطبی آمریکا حداقل در منطقه خاورمیانه خواهد شد. از طرف دیگر آمریکا نیز توانسته است با یک قدرت‌سازی مجازی، تصوری غیرواقعی از تهدیدات ایران در منطقه ایجاد کند و با خلق یک فضای مبهم امنیتی و دستکاری اذهان و ادراک سایر بازیگران و کنشگران منطقه در راستای پروژه ایران‌هراسی، محدودسازی و انزوای مرحله‌ای ایران را در دستور کار سیاست امنیت خود قرار دهد.

اگر بخواهیم نگاهی واقع‌‌بینانه به تحولات منطقه خاورمیانه داشته باشیم، راهبرد مقاومت‌گرایی و چالش‌سازی کاملاً در راهبرد امنیتی و منطقه‌ای ایران مشهود است و لذا سودای هژمونیک‌گرایی آمریکا در نقاط مختلف منطقه خاورمیانه توسط ایران و گروه‌های همسو و وابسته به ایران به چالش کشیده شده است و پایه‌های نظم هژمونیک و منطقه‌ای مطلوب آمریکا سست و لرزان شده است. به همین خاطر است که به باور نگارنده حتی اگر در فرآیند مذاکرات هسته‌ای، بر فرض محال، آمریکا بتواند همه ارجحیت‌ها و مطلوبیت‌های خود را به مذاکره‌کنندگان ایرانی تحمیل کند، باید بگوییم بازی هنوز تمام نشده است و پیروزی آمریکا و متحدانش، پیروزی موقت و زودگذر خواهد بود؛ چون ایران دست از اقدامات تلافی‌‌جویانه برنخواهد داشت و با اتکا به ظرفیت‌های نامتقارن خود بهشت شیرین و خیالی آمریکا در خاورمیانه را درکامش تلخ خواهد کرد.

نشانه‌شناسی تحولات منطقه در کشورهایی نظیر سوریه، عراق و یمن حاکی از آمادگی ایران جهت رویارویی نامتقارن با هژمونی منطقه‌ای آمریکا ست. بازگردیم به سناریوی حمله آمریکا و متحدانش به ایران؛ سوالات بیشماری پیرامون این رویداد مطرح است؛ در صورت ارتکاب حماقت استرات‍ژیک آمریکا و تصمیم به تهاجم نظامی علیه ایران، تا چه حد جنگ‌سالاران آمریکا موفق خواهند شد نسخه ایران را بپیچند؟ راهبردها و تاکتیک‌های ایران در مقابله با تهاجم آمریکا چه خواهد بود؟

«هنری کیسینجر»، وزیر اسبق خارجه و مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا در مقاله خود در سال ۱۹۶۹ در تحلیل جنگ آمریکا و ویتنام نوشت: «ما جنگ نظامی کردیم، دشمنان ما جنگ سیاسی، ما به دنبال فرسایش فیزیکی بودیم، دشمنان ما در جست‌و‌جوی فرسودگی روانی ما. در این جریان ما از توجه به یکی از ارکان اساسی نبرد نامتقارن غافل ماندیم؛ نیروی نامتقارن در صورتی که شکست نخورد، پیروز است و ارتش متعارف اگر برنده نشود شکست خورده است».

اینکه مقامات آمریکایی گوش به توصیه‌های سلف خویش خواهند داد یا نه، مهم نیست؛ آنچه اهمیت دارد این است که به هر حال هر چقدر آمریکا و متحدانش حملات هوایی هدفمند به زیرساخت‌های ایران داشته باشند، جهت تعیین تکلیف نهایی جنگ، باید روی زمین مقابل ایران صف‌آرایی کنند. بدون شک تجربیات جنگ ۸ ساله فرماندهان و رزمندگان ایرانی و اطلاعاتی که فرماندهان ایرانی از طریق پروکسی‌های (Proxy) خود -که در برهه‌های زمانی مختلف در عراق و افغانستان با نیروهای آمریکایی، غیرمستقیم درگیر بودند- کسب کرده‌اند، منزلت نامتقارن ایران را افزایش خواهد داد. از طرف دیگر اگر آمریکا وارد جنگی بدون نتیجه مشخص با ایران شود، ایرانی که هیچ تهدید مستقیمی علیه موجودیت و امنیت ملی ایالات متحده ندارد، همزمان با افزایش تلفات و بالارفتن هزینه‌های جانی و مالی جنگ، آمریکا را با مشکل کسب مشروعیت و مقبولیت تهاجم روبه‌رو خواهد کرد.

این متغیرها، دقیقاً همان ملاحظاتی است که آل‌سعود را در شروع حملات زمینی به یمن دچار تردید کرده است. کیفیت رزم سربازان آمریکایی هم در تعیین نتیجه نهایی نبرد خیلی مهم است؛ قطعاً سربازان حرفه‌ای نیز در نبردی که به خاطر دفاع از موجودیت و بقای کشور و ملتشان نباشد دست و پا بسته هستند و نمی‌توانند مهارت‌های خود را عملیاتی کنند. از دیگر سو، فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «دوران بزن و دررو تمام شده است و ما تجاوزگر را رها نخواهیم کرد» نشان راهبرد فرسایشی کردن جنگ از سوی طرف ایرانی است؛ چون در جنگ فرسایشی اگر هزینه‌های جنگ افزایش یابد بدون آنکه نوری در انتهای تونل قابل رویت باشد، ما شاهد شکاف بین نیروهای مهاجم خواهیم بود و تردید در ادامه جنگ در چارچوب منافع ملی، باعث خدشه‌دار شدن اعتبار و حیثیت کشور مهاجم خواهد شد و هرگونه تلاش برای حل یک تناقض به تشدید تناقض‌های دیگر منجر می‌شود. برپایه دکترین نبرد نامتقارن، ناهمترازی میان ایران و آمریکا به معنای نجنگیدن نیست بلکه شکل جنگ به نوعی تغییر می‌کند که طرف قوی کارآمدی خود را از دست می‌دهد و این ناهمترازی در ابعاد نیروی انسانی، تکنولوژی‌ها و فناوری‌های تسلیحاتی و قدرت‌افکنی عملیاتی باعث می‌شود طرفی که شاید ضعیف به نظر برسد در مقطع زمانی کوتاه‌مدت ضربات مهلک‌تری به طرف قوی وارد کند.

در دکترین نبرد نامتقارن ایران آمده است که با توجه به تغییر ماهیت جنگ‌های آینده، توسعه و تولید انبوه جنگ‌افزارهای کم‌هزینه و ساده به منظور خنثی کردن فناوری‌ها و تکنولوژی‌های نوین نیروهای آمریکایی، آموزش نیروها و عوامل شبه‌نظامی نظیر حزب‌الله و هدف قرار دادن منافع اقتصادی آمریکا در خلیج‌فارس نظیر سکوها و میادین نفتی و تحلیل و کسب اطلاعات از شبه‌نظامیانی که روزگاری در افغانستان و عراق درگیر نبرد با آمریکایی‌ها بودند، بدون شک توان جنگی ایران را ارتقا خواهد داد. همچنین حملات موشکی حزب‌الله به قلب آمریکا در خاورمیانه یعنی اسرائیل، بستن تنگه هرمز و تهدید جدی خطوط انتقال انرژی و… صحنه نبرد را از کنترل ژنرال‌های آمریکایی خارج خواهد کرد و قایق‌های تندرو نیروی دریایی ایران که اغلب قابلیت حمل موشک نیز دارند، می‌توانند با کمک زیردریایی‌های ایرانی، تاکتیک بستن تنگه هرمز را جامه عمل بپوشانند. از طرف دیگر تشخیص و پاکسازی مین‌های دریایی ایران، عرصه رزم دریایی را برای آمریکایی‌ها به بازی موش و گربه تبدیل خواهد کرد. در رزم‌های دریایی نامتقارن یک مین دریایی می‌تواند قدرت مانور و ابتکار عمل را از یک ناو جنگی سلب کند.

در جمع‌بندی مطالب فوق، نگارنده معتقد است محیط جدیدی که در بستر تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی و در فضای رقابت ژئوپلیتیک ایران و ایالات‌متحده شکل گرفته است، حاوی ویژگی‌ها و مولفه‌‌های متمایزی است که در درک و تحلیل الگوی منازعه ایران و آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد. اولین واقعیت حاصل از این محیط جدید این است که همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند دوران بزن و دررو تمام شده است و دولت ایران با همه ظرفیت‌ها و پروکسی‌های خود منافع آمریکا را در اقصی نقاط دنیا تهدید خواهد کرد. به عبارت دیگر آمریکا دیگر توانایی عایق‌‌بندی خود و متحدانش در مقابل حملات نامتقارن ایران را نخواهد داشت.

واقعیت دوم این است که ایران کشوری است که دارای ظرفیت‌های بالایی در طرح‌ریزی هوشمند جنبه‌های استراتژیک و عملیاتی صحنه رزم است و با داشتن قابلیت تطبیق بالا، می‌تواند به سرعت در صورت تهدید شدن، نیروهای خود را بازتولید و وارد صحنه نبرد کند. هم ارتش و هم سپاه در طول سال‌ها، آموزش‌های متناسب و لازم برای نبردهای اینچنینی را کسب کرده‌اند.


از جنگ با آمریکا استقبال می کنیم

سردار سلامی: توصیه من به تیم هسته ای مان این است که اگر دیدند آمریکایی ها مجدداً با ادبیات ارعاب یا تهدید و یا تحقیر در مذاکرات به دنبال برتری طلبی سیاسی هستند میدان مذاکره را ترک کنند و این قضیه را به ما بسپارند تا در فضای تهدید با آنها تعیین تکلیف کنیم و کار را ادامه دهیم.


۱۵ سابقه نقض پیمان آشکار توسط آمریکا

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل دولت موقت تاکنون که حدود چهار دهه از عمر انقلاب می‌گذرد، هر زمان که درباره از سرگیری روابط با آمریکا صحبت می‌شود، یکی از مهمترین موانعی که راه را برای این فرآیند سخت و تا حدی بعید می‌کند، حس “بی‌اعتمادی” شدید ایران به آمریکا است. این بی‌اعتمادی شدید که در طول این چهار دهه در مقاطع و موارد مختلف نمود داشته است، محصول عملکرد دولت آمریکا در نقض وعده‌ها و تعهدات خویش است؛ از این رو به مواردی معدودی از این عهدشکنی‌ها اشاره می‌کنیم:

۱-کودتای ۲۸ مرداد و نقض اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورها

بند ۴ ماده ۲ از منشور سازمان ملل تاکید دارد که کلیه اعضای ملل متحد، متعهد هستند که از تهدید به زور یا کاربرد زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشور دیگر اجتناب کنند. در بند ۷ همان ماده نیز تاکید شده هیچ یک از مقررات این سند به سازمان ملل اجازه نمی‌دهد در اموری که ذاتاً در صلاحیت داخلی هر کشور است دخالت کند و اعضا نیز ملزم به رعایت این اصل هستند، اسنادی که فارن پالسی همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد منتشر کرد، به طور رسمی شواهدی کافی مبنی بر نقض این اصل حقوق توسط آمریکا ارائه می‌دهد.

۲- نقض بی‌طرفی در جنگ ایران و عراق

از آغاز و در طول ۸ سال جنگ میان ایران و عراق دولتمردان این کشور همواره اعلام کردند در مورد این جنگ موضع بی‌طرفی اتخاذ کرده‌اند اما اسنادی که پس از جنگ توسط رسانه‌های داخلی و خارجی منتشر شد، به خوبی نشان می‌داد آمریکا نه تنها بی‌طرفی را نقض کرده است، بلکه در برخی از مقاطع جنگ با تمام توان عراق را برای جلوگیری از پیروزی ایران حمایت و تجهیز کرده است.

۳- نقض حقوق بین‌الملل در حادثه ایرباس ایران

۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران با شلیک موشک هدایت شونده از ناو یواس‌اس وینسنس متعلق به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بر فراز خلیج‌فارس سرنگون شد و در پی آن تمامی مسافران این هواپیما جان خود را از دست دادند. این حمله نقض حقوق بین‌الملل و قواعد اساسی تضمین امنیت و سلامت هواپیمایی بین‌المللی کشوری و نیز نقض تعهدات بین المللی ایالات متحده آمریکا در حمله به یک هواپیمای غیرنظامی و صرفاً مسافربری است. نکته بسیار مهم در مورد این حادثه این است که فرمانده ناو ایرباس به دلیل اینکه هواپیمای جمهوری اسلامی را هدف قرار داد و باعث کشته شدن ۲۹۰ سرنشین بی‌گناه شده بود مدال افتخار دریافت کرد.

۴- اضافه کردن افراد و شرکت‌های جدید به لیست تحریم شوندگان در عین جریان داشتن توافق هسته‌ای اولیه

بر اساس توافقنامه موقت ژنو که ایران و گروه ۱+۵ در آذرماه سال ۹۲ به آن دست یافتند، ایران متعهد شده که برنامه هسته‌ای خود و غنی‌سازی اورانیوم را به شکلی محدود ادامه خواهد داد و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بر تأسیسات خود تسهیل خواهد کرد و طرف مقابل هم بخشی از تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران را تعلیق کند و از وضع تحریم‌های جدید اعم از بین‌المللی، چندجانبه و یک‌جانبه خودداری خواهد کرد اما در حالی که ایران به تعهدات خود پایبند بود و بازرسان آژانس نیز این مسئله را تایید می‌کردند آمریکا چندین شخصیت و شرکت و مؤسسه را بر خلاف تعهداتش، به لیست تحریم شدگان اضافه کرد.

۵- نقض حقوق بشر در حوزه تحریم‌ها

از دیدگاه حقوق بین‌الملل و حقوق بشر تحریم‌های یک جانبه آمریکا نیز ناقض حقوق بشر اعم از حق فعالیت اقتصادی، حق توسعه، حق تعیین سرنوشت و اصل مسئولیت فردی در مجازات است.

۶- تحریم‌های آمریکا علیه ایران

الف: عهدنامه ۱۹۵۵ مودت، روابط اقتصادی و کنسولی میان ایران و آمریکا که از نظر دیوان بین‌المللی دادگستری بخشی از مجموعه قوانین قابل اعمال در روابط میان ایران و آمریکاست را نقض می‌کند. طبق بند ۱ ماده ۱۰ این عهدنامه “بین قلمروهای طرفین معظمین متعاهدین آزادی تجارت و دریانوردی برقرار خواهد بود.” به موجب بند ۲ ماده ۸ نیز “هیچ یک از طرفین معظمین متعاهدین محدودیت‌ها ممنوعیتی نسبت به ورود هرگونه محصول طرف معظم متعاهد دیگر یا نسبت به صدور هرگونه محصولی به قلمرو دولت معظم متعاهد دیگر قائل نخواهد شد.”

ب: با بیانیه الجزایر که در ۱۹۸۱ میان ایران و آمریکا به منظور پایان دادن به بحران گروگانگیری و مابقی اختلافات سابق و آینده میان این دو کشور به امضا رسید، مغایرت دارد. بند ۱۰ بیانیه اعلام می‌کند: “ایالات متحده آمریکا در قبال ایران متعهد شده است که کلیه تحریم‌هایی را که از نوامبر ۱۹۷۹ علیه ایران تحمیل کرده است، الغا کند». بر این اساس، تعهد آمریکا طبق بند ۱۰ بیانیه الجزایر دایر بر لغو تمام تحریم‌های تجاری علیه ایران پس از نوامبر ۱۹۷۹، نیز اجازه وضع مجدد تحریم‌های مشابه را به آن دولت نمی‌دهد.

ج: به‌علاوه، هدف تحریم‌های آمریکا، قطع روابط ایران با سایر دولت‌ها و تاثیرگذاری بر امور داخلی این کشور، همراه با اجبار و بدون هرگونه توجیه حقوقی است، بنابراین با بند ۱ بیانیه فوق که هرگونه مداخله آمریکا در امور ایران را منع می‌کند، مغایرت دارد. هر چند آمریکا پس از این موافقتنامه که اکثر تحریم‌های اعمالی از طرف خود را رفع کرد اما مجدداً از سال ۱۹۸۳ تاکنون آمریکا اعمال تحریم‌ها را علیه ایران از سر گرفت که ناقض تعهد مزبور به شمار می‌رود. موارد فوق همگی فرصت‌ها و مستمسک‌های قانونی برای دستگاه دیپلماسی و معاونت حقوقی ریاست جمهوری در راستای استیفای حقوق ملت ایران در محاکم بین‌المللی فراهم می‌آورد.

۷- نقض تعهدات در برابر افغانستان پیرامون برقراری امنیت

جمیز کنینگهام، سفیر ایالات متحده امریکا در کابل چندی پیش در نشست خبری‌ با رسانه‌ها اعلام کرد بر اساس موافقتنامه استراتژیک میان آمریکا و افغانستان، کشورش مکلف نیست که در برابر حملات راکتی پاکستان به خاک افغانستان دفاع کند.

این درحالی‌ است که بر مبنای ماده نهم پیمان استراتژیک امریکا با افغانستان، این کشور مکلف است که هر گونه حملات خارجی بر خاک افغانستان را با اخذ مشورت از این منشور دفع کند. کینگهام در این نشست اضافه کرد که گفته است: “موافقتنامه همکاری‌های دراز مدت استراتژیک میان امریکا و افغانستان نیروهای امریکایی را مکلف به اقدام مشخصی در برابر حملات راکتی پاکستان به خاک افغانستان نمی‌سازد.”

۸- نقض تعهدات به افغانستان با معاوضه سرباز آمریکایی با آزاد نمودن مقامات طالبان

ایالات متحده آمریکا در ازای آزادی بوبرگدال، سرباز ارتش این کشور که به مدت پنج سال در مناطق تحت کنترل طالبان قرار داشت، پنج تن از مشهورترین و خشن‌ترین مقامات پشین گروه طالبان را آزاد کرد؛ این مقامات که دارای مشاغل و رتبه نظامی هستند، از دوازده تا سیزده سال در زندان گوانتانامو محبوس بودند و طبق ادعای سخنگوی وزارت خارجه افغانستان، آمریکا طبق توافق باید آنها را به دولت افغانستان تحویل می‌داد ولی اکنون آنان در قطر مستقر شده‌اند و رهبر طالبان نیز آزادی این گروه از اعضای ارشد پشین خود را نتیجه تلاش‌های این گروه و پایداری اعضای آن خوانده است.

۹- نقض پیمان منع گسترش سلاح هسته‌ای

حدو یک ماه پیش روسیه اعلام کرد اقدام آمریکا در آموزش خلبانان کشورهای متحد خود برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای به منزله نقض پیمان منع اشاعه سلاح‌های هسته‌ای است. در این راستا خلبانانی از کشورهای غیرهسته‌ای عضو ناتو مانند لهستان برای استفاده از سلاح هسته‌ای آموزش می‌دیدند. میخائیل اولیانوف، رئیس بخش منع گسترش هسته‌ای در وزارت امور خارجه روسیه، به تازگی اعلام کرد: اقدام آمریکا به آموزش خلبانان کشورهای متحد خود برای استفاده از سلاح‌های هسته‌ای “به منزله نقض پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای” است.

۱۰- نقض حقوق بشر در زندان گوانتانامو

زندان گوانتانامو در اواخر سال ۲۰۰۱ پس از حمله آمریکا به افغانستان با این هدف تأسیس شد که مظنونان به فعالیت‌های تروریستی در اقصی نقاط جهان ربوده و به این مکان آورده شوند تا بازجویان آمریکایی به هر شکلی که مایل باشند، زندانیان را تحت فشار و شکنجه قرار دهند. از آنجا که خلیج گوانتانامو خارج از حوزه اداری دستگاه قضایی آمریکا قرار دارد، هیچ یک از مقررات آیین دادرسی آمریکا در مورد زندانیان آن رعایت نمی‌شود.

۱۱- نقض مفاد معاهده ان پی‌تی

بیش از چهل سال است که آمریکا عضو ان‌پی‌تی است اما:

الف: تا کنون به ماده ۴ این معاهده – تاکید بر ارائه کمک‌های فنی به اعضا برای برنامه‌های هسته‌ای است، در واقع همه اعضاء این معاهده متعهد می‌شوند که تبادل هر چه وسیع‌تر تجهیزات، مواد دانش و اطلاعات فنی را جهت مصارف صلح جویانه انرژی هسته‌ای تسهیل کنند– متعهد نبوده است. آمریکا به ماده ۶ معاهده ان‌پی‌تی – تمام هم‌پیمانان متعهد می‌شوند، مذاکرات به منظور توقف مسابقه سلاح‌های هسته‌ای و خلع سلاح هسته‌ای و انعقاد پیمانی جهت خلع سلاح کامل و عام با مقررات دقیق و مؤثر را با حسن نیت و در اسرع وقت آغاز کنند – هم پایبند نبوده و به ماده ۳ این معاهده نیز – دولت‌های فاقد سلاح‌های هسته‌ای در این پیمان باید به منظور انجام تعهدات خود در قبال این ماده به طور انفرادی یا همراه با سایر دولت‌ها در چارچوب ضوابط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی موافقت‌نامه‌هایی منعقد کنند، متعهد نبوده است.

ب: تحت ماده ۶ معاهده ان‌پی‌تی آمریکا باید سلاح‌های هسته‌ای خود را از بین ببرد اما با نقض آشکار این اصل و در تضاد با تعهداتش آمریکا زرادخانه‌های هسته‌ای خود را نوسازی و مرمت می‌کند.

۱۲- نقض توافقنامه کشور میزبان با عدم صدور ویزا برای ابوطالبی

آمریکا به عنوان میزبان سازمان ملل متعهد به صدور ویزا برای نمایندگان کشورهای گوناگون است. بر اساس “موافقتنامه مقر” که در سال ۱۹۴۷ امضاء شده، آمریکا باید برای دیپلمات‌های کشور‌ها در سازمان ملل ویزا صادر کند. ماده چهارم “توافقنامه کشور میزبان” که سال ۱۹۴۷ به امضای وزیر خارجه وقت آمریکا و دبیرکل سازمان ملل رسیده است، جلوگیری از ورود سفرای کشورهای خارجی در سازمان ملل به خاک آمریکا را ممنوع اعلام می‌کند.

بر طبق این توافقنامه، “دولت فدرال، مقامات ایالتی و محلی ایالات متحده نبایستی که هیچ‌گونه محدودیتی را نسبت به هرگونه رفت و آمد از و یا به مقر سازمان توسط نمایندگان و اعضای آن اعمال کنند. هم چنین حل و فصل مسایل و مشکلات طبق این توافقنامه بایستی با تفاهم دو طرف حل و فصل شود.”

۱۳- نقض ادعای مبارزه با تروریسم با خارج کردن منافقین از لیست گروه‌های تروریستی

آمریکا در سال‌های اخیر همواره ادعای مبارزه با تروریسم را داشته است و به همین اقدامات خودسرانه، تلافی جویانه و جنگ طلبانه بسیاری، از جمله حمله به افغانستان و عراق، انجام داده است. این درحالی است که دولت آمریکا چند سال پیش نه تنها گروهک تروریستی منافقین که چندین و چند جنایت تروریستی مرتکب شده بودند را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کرد، بلکه برخی از سیاستمداران از سیاست های قبلی آمریکا به دلیل قرار دادن این گروهک در لیست گروه‌های تروریستی انتقاد کردند.

۱۴- نقض حقوق سیاه پوستان

از ابتدای تاریخ سیاسی ایالات متحده، سیاه پوستان همواره مورد تبعیض و تجاوز قرار گرفته‌اند. این مسئله وقتی پررنگ می‌شود که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند که مروج و حامی حقوق اقلیت‌ها در آمریکا و سایر نقاط جهان هستند. در سال ۲۰۱۳ در هر ۲۸ ساعت یک آمریکایی وسط پلیس یا نیروهای امنیتی کشته شده است. ۴۱ درصد از کسانی که در فاصله سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ با اسلحه یا شوکر پلیس کشته شده‌اند، سیاه پوست بوده‌اند. قتل مریام کاری، ترایون مارتین و مایکل براون مواردی هستند که در همین اواخر اتفاق افتاده‌اند.

این آمار تنها بخشی از مسائل مربوط به حقوق قضایی سیاه‌پوستان است که این اواخر به دلیل افزایش قتل سیاه پوستان پررنگ‌تر شده است و این درحالی است که حقوق سیاه‌پوستان در حوزه قانونگذاری نیز همواره نادیده انگاشته می‌شود.

۱۵- نقض ماده ۱۲ اعلامیه حقوق بشر

بر اساس این ماده ” هیچ کس نمی‌تواند به هیچ عنوانی در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی دخالت کند. این درحالی است که نهادهای امنیتی آمریکایی به بهانه‌ها و شیوه‌های مختلف حریم خصوصی مردم آمریکا و جهان را نقض می‌کنند، بنابر آمارهای منتشر شده از سوی گوگل، سازمان‌های دولتی و محلی و فدرال آمریکا در سال ۲۰۱۲ میلادی، ۱۳ هزار و ۷۵۳ مورد درخواست برای خواندن پست‌های الکترونیکی و یا جمع آوری دیگر اطلاعاتی که از طریق شرکت جی‌میل و یا دیگر نهادهای خدماتی ارسال می‌شود، ثبت کرده‌اند. بیش از نیمی از این درخواست‌ها بدون مجوز و حکم قانونی بوده است. شنود انبوه مکالمات تلفنی نیز از دیگر اقدامات آمریکا در این زمینه است.


نـشـانـه‌های سـقـوط آمـریـکـا

اگر عبارات «سقوط آمریکا» یا «پایان امپراتوری آمریکا» را در اینتریت جستجو یا به قولی سرچ کنید بین ۱۲۰۰۰۰۰۰ تا ۱۱۴۰۰۰۰۰۰۰ مورد را به عنوان Result بر روی صفحه کامپیوتر خود دریافت می کنید. برخی وقوع آن را تا سال ۲۰۱۶ و عده ای دیگر تا ۲۰۲۰ پیش بینی کرده اند.تاریخ نشان می دهد که تمام امپراتوری ها، دولت ها و قلمروهای قدرتمند مانند مصر باستان، بابل و روم سقوط کردند. طبق گفته یک مطلع سیاسی بنام Kevin Phillips، تمامی امپراتوری های بزرگ یک سیکل سقوط قابل پیش بینی ای را طی مدت ۱۰ تا ۲۰ سال پس از اوج قدرت پیموده اند و تمامی نشانه ها یکی بوده است:حرکت سرمایه های اقتصاد از تولید به سمت احتکار و سوداگری، بالا بودن قروض، نابرابری اقتصادی در سطح وسیع و هزینه های بیش از حد نظامی. John Bagot Glubb ژنرال و تاریخ‌دان انگلیسی در کتاب The Fate of Empires and the Search for Survival در سال ۱۹۷۸ در مورد سقوط امپراطوری های گذشته، الگوی مشترکی که سقوط برخی امپراطوری ها را در برمی گیرد توصیف کرده است. او می گوید تمامی امپراتوری ها سیکل مراحل شروع، توسعه، رشدو بلوغ، نزول و سقوط را طی می کنند.

Alfred McCoy نویسنده و پروفسور تاریخ در مورد سقوط امپراتوری ها می گوید: مدت زمان سقوط برای پرتغالی ها یک سال، برای شوروی ۲ سال، برای فرانسه ۸ سال، برای عثمانی ۱۱ سال، برای انگلیس ۱۷ سال بوده و از سال ۲۰۰۳ ، ۲۲ سال هم برای آمریکا محاسبه شده است. تاریخ نویسان آینده حمله جرج بوش به عراق را آغاز سقوط آمریکا قلمداد می کنند. به جای خونریزی، سوزاندن شهرها، سلاخی کردن شهروندان به عنوان نشانه های پایان بسیاری از امپراتوری ها، سقوط امپراتوری قرن ۲۱ با سقوط اقتصادی ساکت و غیر قابل رویت ویا با جنگ سایبری همراه است . شورای امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار پذیرفت که قدرت جهانی آمریکا در مسیر سقوط قرار دارد. آمریکا در سال ۲۰۲۶ در رتبه دوم بعد از چین ( که الان اقتصاد دوم جهان را داراست) و در سال ۲۰۵۰ بعد از هند قرار خواهد گرفت. چند روز پس از آنکه اوباما گفت من رتبه دوم را برای آمریکا نمی پذیرم، معاون وی -جو بایدن- اعتراف کرد که تحقق پیشگویی کِنِدی برای ایجاد یک ملت بزرگ به شکست انجامیده چون کنترل اقتصادی از دست ما خارج شده و بیش از اندازه طول کشیده است. طبق نظر سنجی که در آگوست ۲۰۱۰ انجام شد ۶۵ درصد مردم آمریکا معتقدند که کشورشان اکنون در وضعیت سقوط قرار گرفته است. آنچه که تفوق آمریکا در اقتصاد جهان را تهدید می کند یکی نزول ابداعات تکنولوژیکی آمریکا و دیگری پایان وضعیت ممتاز دلار به عنوان پول رایج ذخیره جهانی است.

نشانه های سقوط
تحلیلگران، تاریخدانان، سیاسیون و دیگر اندیشگران غرب با مصاحبه ها و مقالات متعددی به نشانه های سقوط آمریکا پرداخته اند که مختصر و فشرده آن از نظرتان می گذرد:
– خانواده: واحد خانواده پی و اساس یک جامعه است. در آغاز امپراتوری روم پدر و مادر در آموزش و تعلیم فرزندان نقش بسیار جدی داشتند ولی به تدریج والدین به سمت نازپروری و در نتیجه تباه کردن فرزندان خود روی آوردند. روابط نامشروع زن و مرد و خارج از چهارچوب خانواده منجر به افزایش آمار طلاق شد. مشابهتاً واحد خانواده در غرب تحت هجوم مداوم هستند و اکنون خانواده های از هم پاشیده یک امر عادی است و تک والدی رواج دارد. بچه های نازپرورده امروزی با احساس ” ترس از خدا ” و اینکه « قبل از خود به دیگران بیندیشند » بار نمی آیند بلکه همیشه « حق با آنهاست ». والدین امروزی معتقدند که بهتر از به وجو دآورندگانشان (پدر و مادر) چیز می دانند. بچه های امروز بچه هایی هستند که برای والدینشان قانون وضع می کنند و احترامی برای پیران قائل نیستند.

ادامه مطلب…


کشتار ووندد نی

چگونه از “ایالات متحده” ای که تاریخ شکل گیری اش بر قتل و غارت و شکنجه و زمین خواری بنیان نهاده شده است می توان توقعی جز این داشت که از اسراییل حمایت کند؟

پی نوشت: این تصویر مربوط به قتل عام بومیان آمریکا در سال ۱۸۹۰ در ایالات داکوتای جنوبی است که به قتل عام Wounded Knee معروف شد.


آیا اسرائیل واقعاً‌ از توافقنامه ژنو ناراضی است؟

از ابتدای امضای توافقنامه ژنو در سوم آذرماه ۱۳۹۲ یکی از پاسخ های طرفداران دولت به منتقدان این توافقنامه – که امضای آن را بیشتر حافظ منافع غرب می دانستند تا ایران – این بود که رژیم صهیونیستی از امضای این توافقنامه ناراضی است و ناراضی بودن دشمن، خود دلیلی بر درستی مسیری است که دولت در امضای این توافقنامه در پیش گرفته است.

اما آیا اسرائیل واقعاً‌ از توافقنامه ژنو ناراضی است؟

ادامه مطلب…


کمک‌های عمو سام به عراق / کاریکاتور

واشنگتن: داعش خطری برای کل منطقه است. کمک‌های لازم را به عراق ارائه می‌کنیم.


چه فکر می کردند و چه شد!

یکی از تعهدات ۵+۱ به ایران در توافق ژنو، «توقف تلاش برای کاهش فروش نفت ایران» بود اما به تازگی آژانس بین المللی انرژی اعلام کرده که در دو ماه گذشته به طور قابل ملاحظه ای صادرات نفت ایران کاهش یافته و به میزان قبل از انعقاد توافق ژنو بازگشته است.

جالب اینکه «توقف تلاش غرب برای کاهش فروش نفت ایران» یکی از بزرگترین امتیازهای ۹ گانه آمریکا و اتحادیه اروپا به ایران محسوب می شد که در قبال ۲۷ تعهد ایران به طرف مقابل باید انجام می شد!

با این اوصاف مشخص می شود که یکی دیگر از امتیازات بزرگ! آمریکا به ایران در عمل چه اندازه «پوچ و دروغ» بوده است چرا که اساسا مفهوم «تعهد ۱+۵ برای توقف تلاش های قبلی جهت کاهش فروش نفت ایران» یک تعبیر بسیار کلی و غیر قابل اندازه گیری است و اکنون که فروش نفت ایران کاسته شده و به میزان قبل از توافق ژنو بازگشته است، ایران هیچ شکایتی نسبت به این مساله نمی تواند ابراز کند چرا که:
اولاً طرف مقابل می تواند صورت مساله را به راحتی پاک کرده و مدعی شود کاهش فروش نفت ایران در دو ماه گذشته ربطی به تلاش های آمریکا نداشته است.
ثانیاً: در صورت پذیرش این موضوع نیز می تواند ادعا کند «توقف تلاش برای کاهش نفت ایران» منحصر به همان ماه اول اجرای توافق ژنو بوده و بعد از آن آمریکا و اتحادیه اروپا ترجیح داده اند بار دیگر تلاش خود را برای کاهش فروش نفت ایران از سر بگیرند چرا که در متن اصلی توافق ژنو هیچ قید زمانی برای این مساله مشخص نشده بود.

لذا جا دارد بار دیگر یادی کنیم از جمله تاریخی دکتر حسن روحانی در ۲۴ دی ۱۳۹۲:

می دانید توافق ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرت های بزرگ در برابر ملت بزرگ ایران!


پل عابر پیاده دیدنی «فورت ونکوور» واشنگتن / عکس

پل عابر پیاده فورت ونکوور (fort vancouver land bridge) یکی از زیباترین پل های پیاده واقع در واشنگتن آمریکاست که به علت نامش بعضی تصور می کنند در کانادا قرار دارد.


صفحه 1 از 41234

مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.