صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : اصلاح طلبان ایرانی


ابزارک ها

ابزارک

مجلس اقتصادمحور یا مجلس سیاست‌باز؟!

سیدمحسن میرشمسی

بعید است کسی در این گزاره که «اقتصاد»، اولویت اصلی کشور و مهم‌ترین دغدغه ملت در سال‌های اخیر بویژه در حال حاضر بوده و هست، تردید داشته باشد.
مؤید درستی این گزاره، انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم است که آقای دکتر حسن روحانی با شعارهای اقتصادی و وعده‌های متعدد برای رفع مشکلات اقتصادی توانست آرای مردم را به سمت خود جلب کند و ردای ریاست جمهوری را بر تن خود بپوشاند.
رونمایی از کلید حل مشکلات، وعده ۱۰۰ روزه حل مشکلات اقتصادی، وعده چرخاندن چرخ زندگی و معیشت مردم و قول ایجاد رونق اقتصادی و حل معضلات اقتصادی کشور از طریق مذاکره و توافق با کدخدا [آمریکا] و رفع تحریم‌ها تنها مشتی از نمونه خروار وعده‌های انتخاباتی روحانی در سال ۹۲ بود که منجر به پیروزی وی شد.

روحانی در طول بیش از ۲ سال و نیم گذشته و همزمان با مذاکرات هسته‌ای نیز وعده‌های اقتصادی دیگری به مردم داد. روحانی به مردم قول داد با توافق هسته‌ای و رفع تحریم‌ها، مشکل جیب مردم، مشکل اشتغال، مشکل صنعت، مشکل بانک‌ها، مشکل خرید گندم، مشکل مواد غذایی، مشکل سرمایه‌گذاری، مشکل ساخت سد، مشکل تأمین آب کشاورزی، مشکل دارو و تجهیزات پزشکی، مشکل محیط‌زیست و حتی مشکل آب آشامیدنی و نان مردم را رفع می‌کند و رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی برای مردم به ارمغان می‌آورد. همه اینها ثابت می‌کند موضوع اقتصاد و مشکلات و معضلات اقتصادی اولویت و دغدغه اصلی ملت و مملکت است.

اساساً ۲ سال تمام، کشور معطل مذاکرات هسته‌ای ماند تا مشکلات اقتصادی رفع شود. با این وجود، به‌رغم همه وعده‌های اقتصادی روحانی، غیر از کاهش تورم- که احساس آن برای مردم سخت به نظر می‌رسد و آنچنان قابل لمس نیست- وعده‌های دیگر همچنان روی کاغذ باقی مانده و مشکلات اقتصادی بعضاً تشدید شده است. وعده ۱۰۰ روزه حل مشکلات اقتصادی ۱۰۰۰ روز است محقق نشده، بیکاری افزایش یافته، اقتصاد کشور در باتلاق رکودی عجیب، عظیم، بی‌سابقه و تاریخی فرورفته، هزاران بنگاه تولیدی و صنعتی و… به محاق تعطیلی رفته‌اند، تعطیلی تولید ادامه‌دار است، خبری از سرمایه‌گذاری نیست، چرخ زندگی مردم نمی‌چرخد، مشکل محیط ‌زیست همچنان پابرجاست، دولتی‌ها رونق اقتصادی را با وجود به سرانجام رسیدن توافق هسته‌ای و به‌رغم ادعای رفع تحریم‌ها به سال‌های آینده- حتی ۱۵ سال بعد(!)- حواله داده‌اند، روحانی رسماً آب پاکی را روی دست مردم ریخته و گفته است در پسابرجام از دولت رفاه نخواهید، از خدا بخواهید! و قس علی هذا! دولت غالباً سرگرم مسائل حاشیه‌ای و جنجال‌آفرینی است و معیشت مردم به امان خدا رها شده!

با این تفاسیر، تا چند روز دیگر قرار است انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شود. قرار است مردم نمایندگانی را روی کرسی‌های سبز هرم سفید بهارستان بنشانند که علی‌القاعده اولویت‌شان در شرایط کنونی کشور و با توضیحات فوق‌الذکر باید اقتصاد باشد.
طبیعتاً در شرایطی که کشور با معضلات اقتصادی روبه‌روست و وقتی مردم بیش از همه چیز، دغدغه معیشت و رفاه و مسائل اقتصادی خود را دارند، مجلس آینده نیز باید مساله اقتصاد را در صدر اولویت‌های خود قرار دهد. مجلس آینده هم می‌تواند دولت را از حاشیه به متن برگرداند و قطار دولت را از ریل جنجال به «ریل اقتصاد» بیاورد و هم می‌تواند مطالبات اقتصادی و معیشت مردم را زیر آوار حاشیه‌ها و جنجال‌ها و سیاست‌بازی‌های دولتی‌ها که با هدف انحراف افکار عمومی از «اقتصاد» صورت می‌گیرد، دفن کند!

آنچه مشخص است، این است که مردم نمایندگانی را می‌خواهند که رفع مشکلات اقتصادی را از دولت مطالبه کنند و دولت را به حل معضلات اقتصاد و بهبود معیشت مردم ملزم و مکلف کنند و این کاری است که از «وکیل‌الدوله‌ها» و «مجلس کاملا همسو با دولت» برنمی‌آید. اصولاً وکیل‌الدوله‌ها و مجلس باب میل دولت، به‌جای اینکه دولت را پاسخگو کرده و بازخواست کنند، مؤید رفتار و گفتار دولت و توجیه‌گر مشکلات ناشی از عملکرد دولت هستند! طبیعی است در این شرایط، این نمایندگان اقتصاددان هستند که می‌توانند در مجلس آینده بیش از سایر نمایندگان مفید و مؤثر باشند.

با این حال دیده می‌شود در لیستی که اصلاح‌طلبان و حامیان دولت برای انتخابات مجلس دهم در تهران مشخص و منتشر کرده‌اند، حتی یک اقتصاددان هم حضور ندارد(!) و اثری از توجه به اقتصاد و مشکلات اقتصادی و معیشت مردم در این لیست دیده نمی‌شود! در واقع اصلاح‌طلبان و حامیان دولت که بر هم‌سویی با دولت در مجلس آینده تأکید می‌ورزند و در صورت ورود به مجلس، «وکیل‌الدوله» بهترین تعبیر برای توصیف آنان است، حتی یک اقتصاددان را در لیست خود نگنجانده‌اند و این نشان می‌دهد مشکلات اقتصادی مردم تا چه اندازه برای اصلاح‌طلبان و حامیان دولت حائز اهمیت است!

البته شاید برخی این سوال را مطرح کنند که در شرایطی که چهره‌های اصلی اصلاح‌طلب تایید صلاحیت نشده‌اند، لیست قوی‌تر و بهتری نمی‌شد بست! که در پاسخ باید گفت اولا چنین نیست؛ ثانیا حتی در میان ردصلاحیت‌شدگان اصلاح‌طلب و حامی دولت نیز اقتصاددان برجسته‌ای به چشم نمی‌خورد که نشان‌دهنده توجه و اهمیت دادن اصلاح‌طلبان و حامیان دولت به مساله اقتصاد باشد. حتی اگر به فرض محال، اقتصاددانانی در میان ردصلاحیت‌شدگان اصلاح‌طلب و حامی دولت حضور داشته‌اند، باز این سوال مطرح است: اگر اصلاح‌طلب‌ها و سمپات‌های دولت به اقتصاد و معیشت مردم اهمیت می‌دهند و دغدغه رفع مشکلات اقتصادی ملت و مملکت را دارند، چرا در تعیین لیست خود برای تهران از اقتصاددانان مستقل مشهوری که در میان کاندیداهای انتخابات مجلس شورای اسلامی هستند، استفاده نکرده‌اند؟! آیا اصلاح‌طلبان و حامیان دولت که برخی کاندیداهای مشهور به اصولگرایی را در لیست خود قرار داده‌اند، نمی‌توانستند اقتصاددانان مستقل را در لیست خود بگنجانند؟! غلبه کامل چهره‌های سیاسی و غیراقتصادی بر اقتصاددانان در لیست اصلاح‌طلبان و حامیان دولت و حتی در ثبت‌نام‌کنندگان این طیف در انتخابات مجلس، دلیلی بر این مدعاست که عناصر این طیف و این جریان بیش از آنکه به فکر زندگی مردم و اقتصاد کشور باشند، درگیر مسائل سیاسی و سیاست‌بازی هستند و با اغماض و ارفاق می‌توان گفت اقتصاد اولویت آخر آنها در حال حاضر و در مجلس آینده در صورت پیروزی بوده و خواهد بود! البته این مساله جدیدی نیست!

اصلاح‌طلبان در دولت دوم خرداد نیز به صراحت نشان دادند سیاست را بر اقتصاد ارجح می‌دهند و آشکارا اعلام می‌کردند توسعه سیاسی مهم‌تر و مقدم بر توسعه اقتصادی است! مجلس ششم که مجلسی کاملاً اصلاح‌طلب و هم‌سو و یکدست با دولت وقت بود، آنقدر که درگیر مسائل حاشیه‌ای و سیاسی بود، اهمیتی به اقتصاد نمی‌داد! حتی به‌خاطر مسائل سیاسی در آن مجلس شاهد تحصن و استعفای دسته‌جمعی نمایندگان اصلاح‌طلب بودیم اما شاهد دغدغه‌مندی برای اقتصاد و معیشت مردم هرگز! اگر به اظهارات اصلاح‌طلبان در دوران دوم‌ خرداد هم رجوع کنیم، آنقدر که سخن از سیاست و ضدیت با شعائر دینی و اصول انقلاب و اینگونه حواشی جنجالی دیده می‌شود، کلمه‌ای از «اقتصاد» به چشم نمی‌خورد به غیر از اینکه توسعه سیاسی مقدم بر توسعه «اقتصاد»ی است!

درباره نسبت حامیان دولت یازدهم با اقتصاد و معیشت مردم نیز باید گفت وقتی دولت در ایامی که باید تمام توان و تلاشش را بر حل مشکلات اقتصادی متمرکز کند، با جنجال‌سازی‌هایی مانند تبدیل موضوع بررسی صلاحیت‌ها به مساله اصلی کشور، مسائل اقتصادی و زندگی مردم را به حاشیه می‌برد و به اولویتی دست‌چندم بدل می‌کند، حامیان دولت در مجلس آینده نیز غیر از این عمل نخواهند کرد!
علی‌ایحال انتخاب با مردم است! مردم با ۲ لیست اصلی مواجه هستند! یک لیست که لیست ائتلاف اصولگرایان است و اقتصاددانان سرشناس و باسابقه، حضور و نقش پررنگی در آن دارند و لیست دوم که لیست اصلاح‌طلبان و حامیان دولت است که حتی یک اقتصاددان در آن نیست و رنگ و بویی از اقتصاد ندارد و سیاست در آن بر اقتصاد می‌چربد! مردم ۲ گزینه پیش روی خود دارند! مجلس اقتصادمحور و مجلس سیاست‌باز! مجلسی که فکر و ذهنش درگیر مسائل اقتصادی است و دغدغه معیشت مردم را دارد و مجلسی که صدر تا ذیلش درگیر سیاست‌زدگی و حاشیه و جنجال است.

انتخاب با مردم است!


چرا اصلاح‌طلبان به غربی‌ها پیغام دادند که باید از مردم ایران انتقام گرفت؟

شکست در فتنه ۸۸ و برملا شدن چهره تعداد زیادی از فتنه‌گران برای مردم سبب شد که بدنه اجتماعی آنها به‌شدت دچار ریزش شود؛ بنابراین اصلاح‌طلبان در ارتباط با آمریکا به‌دنبال تحریم و تشدید مشکلات اقتصادی بودند تا از این طریق بین مردم ایجاد نارضایتی کنند.

دکتر رضا سراج

۱٫ چرا از وقایع سال ٨٨ تحت عنوان فتنه نام می‌بریم؟
دلایل فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد حوادث سال ۸۸ که در بستر انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری و پس از آن رخ داد؛ یک فتنه و توطئه بود و این فتنه و توطئه علیه نظام اسلامی، در بستر جنگ نرم و با طراحی استکبار جهانی در خارج از کشور و پیاده‌سازی آن در داخل به وقوع پیوست. مدل استفاده شده برای طرح‌ریزی این حوادث در بستر انتخابات ۸۸، انقلاب‌های رنگی یا به عبارت صحیح‌تر کودتاهای مخملی است.
اساساً بستر وقوع کودتاهای مخملی، انتخابات است. در این نوع روش براندازی، غرب در کشورهای هدف، جریان غرب‌گرا را از طریق انتخابات، در حالی که امکان رأی آوری ندارد، با برهم زدن بازی انتخابات و فریب حاکمیت، به قدرت می‌رساند. ادعای انجام تقلب در انتخابات از سوی نظام حاکم بر اساس یک دروغ بزرگ و تأکید بر آن با بسیج هواداران متحدالشکل در خیابان‌ها و تجمعات و به‌کارگیری قدرت رسانه‌ای، فریب افکار عمومی را در پی خواهد داشت. با فریب افکار عمومی و متهم شدن حکومت به انجام تقلب در انتخابات، مسئولان حکومتی چاره‌ای جز پذیرش خواسته معترضان مبنی بر ابطال انتخابات و تن دادن به برگزاری انتخابات مجدد با سازوکارهای جدید و بعضاً با پذیرش نظارت بین‌المللی ندارند.
در چنین فضایی، چون حکومت و جریان پیروز در انتخابات، در افکار عمومی به فساد سیاسی و خیانت در امانت (رأی مردم) متهم شده‌اند، در انتخابات بعدی که با سازوکارهای دیگری برگزار خواهد شد، محکوم به شکست خواهند بود و این گونه جریان غرب‌گرا با پیروزی در انتخابات تجدید شده، قدرت را به دست می‌گیرد. تمامی این شرایط باعث ایجاد شرایط تشکیک و تردید نسبت به حقانیت حکومت می‌شود. بنابراین فتنه ۸۸ را می‌توان فتنه تشکیک در مشروعیت و مقبولیت نظام دانست.

۲٫ بسترهای وقوع این فتنه چه بود؟
نگاه به روندهای کلان داخلی، منطقه‌ای و جهانی در سال ۱۳۸۸ به ما نشان می‌دهد که وقوع فتنه بر منطق تحلیل روند کاملاً منطبق است و از منظر نگاه راهبردی تقابل غرب با انقلاب اسلامی، شرایط و روندهای منطقه‌ای وقوع آن را نشان می‌داد؛ برای مثال ما در سال‌های قبل از وقوع فتنه در داخل کشور روند دوری از گفتمان اصلاح‌طلبی و تسری روزافزون گفتمان اصولگرایی را شاهد هستیم و فضای گفتمانی مسلط در کشور گفتمان کارآمدی، عدالت‌طلبی، آرمان‌خواهی و خدمت‌رسانی اصولگرایی است.
همچنین روند رو به جلوی پیشرفت هسته‌ای و سایر پیشرفت‌های علمی هم از جمله روندهای داخلی در آن سال‌هاست. از طرفی در عرصه منطقه‌ای می‌توان به روند شکست سیاست‌های آمریکا در افغانستان و عراق و پیروزی‌های پی در پی محور مقاومت در برابر رژیم نامشروع صهیونیستی اشاره کرد.
نشاط و اعتماد به نفس بالای ملی ایجاد شده در سال‌های پیش از فتنه و افزایش قدرت ملی و نرم جمهوری اسلامی ایران نیز از جمله روندهای قابل مشاهده در آن سال‌هاست.
بنابراین می‌توان فتنه را ترمز قدرتمند تداوم این روندهای نگران‌کننده برای غرب داست. غربی‌ها برای متوقف کردن و معکوس کردن روندهای فوق دقیقاً انگشت بر نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی مردم‌سالاری گذاشتند و در یک طراحی هوشمندانه و همه‌جانبه سعی در آسیب‌رسانی از همین نقطه و تبدیل آن به چالش اساسی نظام کردند.
از منظر دیگر هماهنگی و سرعت و دقت عمل شگفت‌انگیز غرب و عواملش در بازیگردانی و بازیگری و هدایت صحنه فتنه نشان‌دهنده آمادگی قبلی و برنامه‌ریزی شده آنان برای پیاده‌سازی این طرح بود.
بنابراین می‌توان بستر فتنه ۸۸ را تلاش کلان غرب برای جلوگیری از عمق‌پذیری راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه با استفاده از شکاف‌های سیاسی – اجتماعی داخل کشور دانست.

۳٫ نظام سلطه در این فتنه چه نقشی داشت؟
با یکسان دانستن فتنه و انقلاب‌های رنگین در سایر کشورها می‌توان به محوریت آمریکا و انگلیس در این وقایع پی برد. مهم‌ترین محورهای نقش‌آفرینی نظام سلطه به محوریت این دو کشور در فتنه ۸۸ را می‌توان به شرح ذیل دسته‌بندی کرد:
۱- فعال‌سازی مؤسسات و بنیادهای فعال در زمینه انقلاب رنگین مانند بنیاد سوروس از دهه ۸۰ شمسی
۲- استفاده از ظرفیت سفارتخانه‌های کشورهای مختلف در جهت نفوذ به برخی مراکز نظام و ارتباط‌گیری برای جاسوسی آشکار
۳- تلاش برای نفوذ و هدایت ستادهای تبلیغاتی کاندیداهای مورد حمایت خود
۴- تبدیل سفارتخانه‌ها به محلی برای پشتیبانی همه‌جانبه از فتنه‌گران
۵- تقویت شبکه شایعات علیه نظام از طریق رسانه‌ها و افراد تربیت‌شده
۶- ایجاد بستر مجازی به‌عنوان سلاحی جدید در انقلاب‌های رنگین
۷- تلاش برای فشار وارد کردن از طریق مجاری قانونی در حمایت از فتنه‌گران همانند قطعنامه‌های هسته‌ای بعد از سال ۱۳۸۸
۸- تلاش برای مشروعیت‌بخشی به ضدانقلاب در قالب دولت انتقالی و عناوینی اینچنین
بنابراین می‌توان نقش نظام سلطه را در سه سطح توجیه تئوریک فتنه، پشتیبانی مستقیم از فتنه‌گران و زمینه‌سازی برای رشد اعتراضات و مشروعیت بخشی به آنها تحلیل کرد.

۴٫ ریشه دروغ تقلب از کجاست؟
بحث تقلب در انتخابات ۸۸ که به اعتراف اعضای جریان فتنه در اصل رمز آشوب بود، اصلی‌ترین و مهمترین ادعایی بود که فتنه ۸۸ را رقم زد. در بررسی ورود بحث تقلب به فضای انتخابات سال ۸۸، می‌توان به آقای هاشمی رسید.
تلاش‌های وی برای زمینه‌سازی ورود لفظ تقلب به ادبیات سیاسی کشور را می‌توان در دو سخنرانی وی در همایش «۳۰ سال قانون‌گذاری و نظارت در مجلس شورای اسلامی» و نماز جمعه شش ماه مانده به انتخابات رد گیری کرد. اما نکته مهم و قابل تأمل این است که علی‌رغم اینکه «دروغ بزرگ تقلب»٬ مهم‌ترین و اصلی‌ترین بهانه‌ی اهالی فتنه در راه اندازی و پیشبرد فتنه ۸۸ بود، آقای هاشمی بعد از گذشت چهار سال، در اسفند ۹۲ مجدداً موضوع تقلب را پیش کشید و این‌بار مدعی تقلب در انتخابات ۸۴ (که خود بازنده‌ی آن بود) شد و گفت: «اتفاقی که در انتخابات ۸۴ افتاد٬ همان اشتباه اصلاح‌طلب‌ها بود. نفهمیدند که چه اتفاقی دارد می افتد. نفهمیدند که این افرادی که رد صلاحیت شدند را چطور برگرداندند؟ برای چه برگرداندند؟ این درست موقعی بود که فهمیدند که من می‌آیم. می‌دانستند رأی من بالاست، گفتند در رأی هاشمی تفرقه بیندازیم. اصلاح‌طلبان نفهمیدند و اشتباه کردند، طرف مقابل هم که از خدا خواسته دید یک راهی برایشان در ناامیدی پیدا شد و آن‌طور شد که همه میدانید. حتی مرحله دوم، استاندارها (که همه اصلاح طلب بودند) کار را به کلی رها کردند، اصلاً کاری نداشتند که چه اتفاقی در صندوق‌های رأی اتفاق بیفتد!» بدین ترتیب هاشمی با این ادعا مهر تأییدی بر ادعای جریان فتنه مبنی بر تقلب در انتخابات ۸۸ زد. بنابراین ریشه تقلب را می‌توان روحیه خود مرکز پندار هاشمی و اهالی فتنه دانست که مردم‌سالاری را در هماهنگی با منافع خود تعریف می‌کنند.

۵٫ جریان داخلی و افراد دخیل در فتنه کدام جریان و افراد هستند و آیا در فتنه گری علیه نظام سابقه دارند؟
فتنه ۸۸ را می‌توان شبیه‌سازی دوباره جنگ احزاب دانست. جنگی که تمام طوایف و قبایل علیرغم اختلافات درونی در نابودی حکومت نبوی هم‌صدا شده و به مدینه حمله کردند. از این جهت فتنه ۸۸ را نیز می‌توان جنگ احزاب انقلاب اسلامی دانست. نگاهی به افراد و گروه‌های فعال در فتنه بیانگر صدق این گفته است. بنیاد سوروس، اندیشکده بروکینگز، بنیاد NED، مرکز اطلاع رسانی اطلاعات و تروریسم وابسته به موساد، بنیاد باران و مؤسسات زیر مجموعه آن (همچون توسعه دانش و پژوهش ایران، مؤسسه گفتمان جهانی مسلمانان، جمعیت توحید و تعاون، مطالعات فرهنگ و تمدن ایران زمین)، احزابی همچون مشارکت و مجاهدین انقلاب، گروهک‌های سلطنت طلب، سازمان منافقین، گروه‌های تروریستی مانند پژاک و جندالله، بهایی‌ها و افرادی که وابسته به بیوت برخی علمای معلوم‌الحال بودند بخش از این سازمان عظیم عوامل انسانی فتنه بودند. با بررسی سوابق این جریان‌ها و افراد می‌توان چهار عنصر کینه قدیمی و شخصی از رهبری، طرد شدن از سوی انقلاب و دور ماندن از مناصب دولتی، سرکوب شدن و آسیب خوردن از اقتدار نظام و در نهایت ضدیت ایدئولوژیک را علت حضور آنها در فتنه دانست. نکته مهم در این باره این است که همین اتحاد را می‌توان در فتنه خرداد ۱۳۷۸ نیز مشاهده کرد و با اندکی برگشت به عقب اتحاد و ارتباط عمیقی بین همه این افراد در گذشته را ردیابی کرد. مواردی که ریشه همه آنها ضدیت با ولایت فقیه بوده است.

۶٫ تأثیر فتنه و فتنه گران بر مسائل معیشتی مردم و وضعیت اقتصادی کشور و تشدید تحریم‌ها چه بود؟
بررسی روند رفتار نظام سلطه با پرونده هسته‌ای ایران تا سال ۸۸ نشان می‌دهد که غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی عملاً توانایی برخورد را از دست داده است. اما ناگهان با نزدیک شدن ایام انتخابات ریاست جمهوری، آمریکایی‌ها و متحدانش در گروه ۱+۵ مذاکرات را متوقف کردند و منتظر نتایج انتخابات شدند. انتخاباتی که می‌توانست با ثبت رکورد حضور ۸۵ درصدی مردم برگ زرینی در کارنامه انقلاب باشد. بلافاصله و با درخواست افرادی همچون مهدی هاشمی و با واسطه گری اصلاح طلبان فراری چون نیک آهنگ کوثر پس از ایام فتنه، شورای امنیت قطعنامه ۱۸۸۷ در زمینه مسائل هسته‌ای را صادر کرد. قطعنامه مذکور به مسائلی نظیر اجرای قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، تقویت رژیم عدم اشاعه و سرعت بخشیدن به امضاء، تصویب و اجرایی شدن معاهده منع جامع آزمایشهای هسته‌ای پرداخت. اگرچه این قطعنامه کشور خاصی را مد نظر قرار نداده است اما با توجه به لحن آن و نیز اشاره به قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت، مشخص بود جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار داده است و وظیفه آماده‌کردن فضای بین‌المللی و شورای امنیت برای وضع قطعنامه‌های شدید تحریمی علیه ایران را بر عهده دارد.
خرداد ۱۳۸۹ (۹ ژوئن ۲۰۱۰) چند ماه بعد از برچیده شدن بساط فتنه‌ی ۸۸ توسط مردم، شورای امنیت قطعنامه ۱۹۲۹ خود علیه ایران را با دو رأی مخالف (برزیل و ترکیه) و یک رأی ممتنع (لبنان) تصویب کرد.
برخی مفاد مهم این قطعنامه:
• عدم فعالیت اقتصادی در مسائل مربوط به هسته‌ای و موشکی که ایران از آن منتفع شود؛
• ممنوعیت فروش سلاح‌های نظامی به ایران (حتی از نوع متعارف)؛
• جلوگیری از انتقال فناوری‌ها یا مساعدت­های تکنیکی مربوط به موشک­های بالستیک قادر به حمل تسلیحات هسته‌ای و ممنوعیت انجام هر فعالیتی توسط ایران در این زمینه؛
• تحریم سپاه پاسداران و شرکت کشتیرانی؛‌
• تصویب پروتکل الحاقی و CTBT؛
• اجازه بازرسی تمام محموله‌های هوایی و دریایی (حتی در دریاهای آزاد) به مقصد ایران و یا از این کشور به خارج را در صورتی که مظنون به این باشند که آن محموله‌ها حاوی مواد اتمی، موشکی یا نظامی ممنوع اعلام شده است و نیز اجازه توقیف و انهدام آنها مبتنی بر شرایط؛
• تحریم خدمات مالی مرتبط با اشاعه سلاح هسته‌ای (مشتمل بر بیمه، مسدود کردن دارایی‌ها، هوشیاری هنگام معامله با بانک‌ها و نهادهای سپاه و کشتیرانی، عدم سرمایه‌گذاری مشترک با بانک‌ها، جلوگیری از تأسیس شعب تازه بانک‌های ایرانی و …)
این قطعنامه آغازی بود برای سیل عظیم تحریم‌ها علیه کشور که با تحریم‌های دولت اوباما و شدیدتر از آن قانون تحریمی CISADA کنگره که عملاً نظام بانکی و فروش نفت کشور را هدف قراردادند شروع شده و تا امروز نیز ادامه دارند.

۷٫ چرا اصلاح طلبان به غربیها پیغام دادند که باید از مردم ایران انتقام گرفت؟
شکست در فتنه ۸۸ و برملا شدن چهره تعداد زیادی از فتنه‌گران برای مردم سبب شد که بدنه اجتماعی آنها به شدت دچار ریزش شود. بنابراین اصلاح طلبان در ارتباط با آمریکا به دنبال تحریم و تشدید مشکلات اقتصادی بودند تا از این طریق در بین مردم ایجاد نارضایتی کنند و از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. برای مثال می‌توان به نقش افرادی چون مهدی هاشمی و نیک آهنگ کوثر و همچنین نامه خائنانه جمعی از سران اصلاحات به سران آمریکا جهت تشدید فشارها به جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. همچنین ادعای صادق خرازی مبنی بر در اختیار داشتن لیست افرادی از اصلاحات‌طلبان را که در گرا دادن به دشمن برای حمله اقتصادی به ایران فعال بودند، می‌توان اعتراف این قشر دانست؛ بنابراین اصلاح طلبان ثابت کرده‌اند همچون دوستان خود در گروهک جبهه ملی و نهضت آزادی نه تنها از مبانی دینی عدول کرده‌اند بلکه از مرزهای ملی و انسانی نیز رد شده و دین و ملت را وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌های خود می‌دانند.

۸٫ چرا نظام اسلامی رأفت نشان داد و هشت ماه متوالی با فتنه گران صبوری کرد؟
بررسی رفتار سیاسی رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) در مواجهه با مسائلی از این دست به یک تشابه رفتاری با حضرت امام خمینی (ره) می‌رسیم. رفتاری که در آن اصل بر پرورش سیاسی آحاد جامعه و ضرورت روشنگری پیرامون یک مسئله خاص برای آنهاست. بر این اساس رهبر معظم انقلاب علیرغم توانایی در برخورد با فتنه گران به دنبال این مسئله بودند که جامعه خود با درک واقعیت‌های فتنه ۸۸ و شناسایی عوامل و سران آن برخورد با فتنه گران را به‌عهده مردم بگذارند. وقوع حماسه ۹ دی را نیز می‌توان تجلی این پرورش سیاسی و روشنگری هشت ماهه توسط مقام معظم رهبری دانست. بنابراین برای همیشه تاریخ می‌توان فرونشاندن فتنه را نتیجه شعور سیاسی مردم و درک مفهوم فتنه توسط آنان دانست.

۹٫ نقش آقای هاشمی در فتنه ٨٨ چه بود؟
فتنه۸۸ را می‌توان صحنه نقش آفرینی هاشمی رفسنجانی در عرصه تنازعات سیاسی کشور دانست. شکست‌های پی در پی وی در انتخابات‌های مختلف و دور افتادن از مرکزیت تصمیم سازی در کشور برای شخصیتی که از ابتدای انقلاب با عنوان ستون انقلاب شناخته شده می‌شد سنگین بود. از سویی نفوذ و تأثیرگذاری افرادی از طیف‌های معاند انقلاب بر شخصیت ایشان باعث شد وی در انتخابات ۱۳۸۸ در ظاهر در رأس مخالفان رییس جمهور وقت و در وقع درست در مرکز فتنه قرار گیرد. این عوامل سیاسی و روانی در کنار عواملی همچون زاویه داشتن با ولی فقیه زمان در بحث رهبری باعث شد هاشمی به صورت عامدانه در فتنه ۸۸ نقش پدرخوانده این جریان را به‌عهده بگیرد. به نظر می‌رسد همان جریان نفوذی که باعث انحراف مرحوم منتظری از خط امام شد این بار با زحمتی کمتر به دنبال سر دست گرفتن هاشمی و تبدیل وی به منتظری دوم هستند.

۱۰٫ نهم دی چگونه شکل گرفت وچرا مزین به نام یوم الله شد؟
۹ دی را می‌توان در قالب راهبرد عملیاتی رهبر معظم انقلاب برای مقابله با فتنه دانست. در این راهبرد مقام معظم رهبری دو هدف را دنبال کردند. هدف اول متوجه قشری بود که بر اثر فتنه ذهنیت منفی در آنها نسبت به نظام ایجاد شده بود که با روشنگری و صبر رهبری در نمایاندن واقعیت فتنه این قشر به اشتباه خود پی بردند. قشر دوم نیز دوستداران انقلاب و نظام بودند که در قالب تقویت رابطه میان امام امت و امت امام با آنها رفتار شد. ۹ دی در زمانی رخ می‌دهد که راهبردهای مقام معظم رهبری در ناکام گذاردن فتنه به بار نشست و اعتماد مردم به نظام تقویت گردید. از سویی فتنه گران نیز با در یک اقدام ناشیانه ماهیت ضد دین و ضد ارزشی خود را به تمام و کمال در عاشورای ۸۸ با توهین به مقدسات دینی نمایان ساختند.
مجموعه این روندها در تقاطع با اعتقادات و حساسیت‌های دینی و انقلابی ملت ایران سبب شد تا مردم به این نتیجه برسند که نیاز به یک حرکت اساسی برای پایان دادن به فتنه انگیزی‌ها دارند.
از منظر روندشناسی نیز، با توجه به نقطه عطف بودن این روز در تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخی بودن آن را تقویت کرده است. شکست پروژه ۲۰ ساله نفوذ و استحاله، مسئله‌ای مهم بود که در روز ۹ دی تبلور یافت و انقلاب را در مقابل چنین سناریوهایی بیمه کرد، از این حیث این روز برای آینده نظام و انقلاب نیز مهم است. یعنی زمینه‌ای برای شکست پروژه‌های دشمنان در ایجاد «گفتمان تغییر در اصول و ارزش‌های انقلاب» با تثبیت الگوی امام و امت در جامعه ایمانی، خواهد بود.

۱۱٫ چرا ٩ دی باطل السحر فتنه ٨٨ شد؟
برای فهم این موضوع باید به جایگاه سران فتنه در بین طرفداران خود پرداخته شود. حضور دو روحانی که یکی سید است و شخصی که شعار خودرا بازگشت نخست‌وزیر امام (ره) به عرصه قرار داده بود و همچنین استفاده از نمادهایی که باورها و اعتقادات و احساسات دینی مردم را نشانه رفته بود باعث شده بود این افراد دارای چهره دینی و انقلابی در بین طرفداران خود باشند. روند هشت ماهه روشنگری توسط جبهه انقلاب سبب شد این تصویر سازی از بین برود، ولی در این میان ۹ دی و اتفاقات عاشورای سال ۸۸ سبب شد که حجت بر بسیاری آر افراد آشکار شود و عملاً شاهد هستیم بعد از این حادثه محتوای بیانیه‌های سران فتنه از عناصر مذهبی تهی می‌شود. بنابراین می‌توان از ۹ دی به خاطر نمایاندن چهره واقعی سران فتنه به عنوان باطل‌السحر فتنه یاد کرد.

۱۲٫ پیام ٩ دی به چه بود؟
با بررسی نشریات داخلی و نتایج کار اندیشکده های غربی می‌توان نتیجه گرفت تمام تلاش‌های صورت گرفته در فتنه ۸۸ بر مبنای این تحلیل صورت گرفت که روند استحاله فرهنگی در دوران بعد از رحلت امام خمینی(ره) به بهترین وجه صورت گرفته است و تنها یک ضربه کاری مانده است تا کار نظام یکسره شود. در واقع برداشت فتنه و عوامل آن از جامعه این بود که با یک جمعیت غربی شده سکولار مواجه هستند که می‌توانند از ظرفیت آنها برای مقابله با نظام استفاده کرد. اما وقوع ۹ دی در اعتراض به حرمت شکنی روز عاشورا و شعارهای راهپیمایی این تظاهرات و همچنین هم‌صدایی ملت با هم علی‌رغم اختلافات سیاسی در مقابله با توهین به باورهای مذهبی خود نشان داد که تحلیل‌های صورت گرفته پیرامون وضعیت فعلی جامعه ایران از اساس اشتباه است و کماکان دین و ملیت دو عنصر هویت بخش جامعه ایرانی است. در واقع می‌توان ۹ دی را هشداری به نظام سلطه، فتنه گران و خواص بی بصیرت مبنی بر خطوط قرمز دانستن این دو عنصر از سوی ملت ایران دانست.


شکست های دموکراتیک برای هاشمی رفسنجانی

هاشمی رفسنجانی در آخرین گفت وگویی که از او در روزنامه شرق به چاپ رسید درباره انتخابات ریاست خبرگان رهبری گفته بود: “بعضی ها هستند که من مصلحت نمی دانم در راس خبرگان باشند.

روز رای گیری مشخص می شود چه کسانی می خواهند بیایند و همانجا تصمیم می گیرم”، او بالاخره تصمیم گرفت، آمد و با اختلاف زیاد از آیت الله محمد یزدی شکست خورد. آیت الله یزدی تقریباً دو برابر هاشمی رای آورد تا “هاشمی قهرمان” تجربه شکست در همه انتخابات های جمهوری اسلامی را در کارنامه داشته باشد.

طعم نخستین شکست از اصلاح طلبان
نخستین شکست هاشمی را اصلاح طلبان به او چشاندند، انتخابات مجلس ششم با ۷۴۹٬۸۸۴ رای و جایگاه سی ام برای هاشمی رفسنجانی و هواداران معدودش کابوسی بود که آینده ای مبهم را نوید می داد.

او آن روزها البته آنقدر هوش سیاسی داشت که وارد مجلسی نشود تا مانند یک نماینده عادی از صندلی های مجلس به جایگاه هیات رئیسه چشم بدوزد. در شلوغی ابطال چند حوزه و اعتراضات، هاشمی بی سر و صدا انصراف داد.

هاشمی اما تلخ ترین شکستش را در رقابت با محمود احمدی نژاد چشید، با کمتر از ۱۱ میلیون رای میدان را به رقیب جوان و گم نامش واگذار کرد. او در بیانیه ای در اعتراض به انچه “تخلف ها” در انتخابات نامید نوشت: ” در مرحله نخست انتخابات، حضور مردم حماسه‌ای عظیم را رقم زد و اگر اشکالاتی بروز کرد غفلت مدیریت و نظارت بود که در نتیجه، شاهد برخی تخلف‌ها از جمله تخریب‌های زننده و دخالت‌های ناروای سازماندهی شده بودیم.

متأسفانه همان تفکری که در دوران مبارزه در مقابل امام (ره) و همراهان ایستادگی می‌کرد و امام(ره) را مسئول خون‌های ریخته شده در راه انقلاب معرفی می‌کرد، امروزه پوستین اسلام را وارونه پوشیده و ریاکارانه به فریبکاری مشغول است و اصرار دارد که افکار معیوب خود را به جای معارف اصیل اسلام به دیگران تحمیل کند”

رفسنجانی البته دو سال بعد توانست سرانجام با شکست آیت الله یزدی جانشین مرحوم آیت الله مشکینی در ریاست خبرگان بشود. ریاستی که سه سال بعد آن را به مرحوم آیت الله مهدوی کنی تحویل داد.

عملکرد دو پهلو و به نعل و به میخ هاشمی در کوران فتنه ۸۸ جبهه انقلاب را به طور کلی از او ناامید کرد تا سرانجام در انتخابات روز گذشته با رویگردانی فقهای خبرگان باز شکست تلخ دیگری را چشید.

حالا هاشمی رفسنجانی تنها کسی است که سابقه شکست طی سه انتخابات در سطوح مختلف را دارا است.
هم مردم تهران به وی در انتخابات مجلس رای نداده اند ، هم ایرانی ها در انتخابات ریاست جمهوری او را انتخاب نکردند و هم در خبرگان دست رد به سینه اش زده اند، به غیر از مُهر رد صلاحیتی که بر پرونده اش خورد، حالا در روزهای منتهی به اعلام رای دادگاه مهدی هاشمی آیت الله احتمالاً به سختی خواهد توانست با تلخی این شکست کنار بیاید. به هر حال اعلام حکم برای فرزند رئیس مجلس خبرگان سخت تر هم بود و شاید اندکی انتظار طولانی تر هم می شد.
اما حالا شاید بهتر باشد وابستگان رسانه ای هاشمی به جای ساختن وازه هایی همچون، استوانه و شناسنامه برای او به دنبال فضای آرامتری برای پذیرش حکم مهدی هاشمی باشند. حکمی که دستگاه قضا قول داده به زودی ان را اعلام خواهد کرد.

راستی خوب شد حاج خانوم به دفاع از حاج آقا مردم را تشویق به ریختن توی خیابان ها نکرد!


دکتر حسن عباسی | افسردگی سیاسی

دکتر حسن عباسی در این سخنرانی به بررسی افسردگی سیاسی بین دولتمردان ایرانی و سابقه تاریخی آن و تأثیرات آن بر روی ملت ایران می پردازد.

همچنین در این سخنرانی دکتر عباسی نقدهای صریح و بی پرده به رفتار سیاسی دولت یازدهم و اصلاح طلبان و تأثیرات داخلی و بین المللی آن دارد.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


عافیت طلبان انقلابی!

استاد حسن رحیم پور ازغدی

ما یک جریان واقعى در لایه هاى جمهورى اسلامى و انقلاب داشتیم و داریم که گاهى ضعیف و گاهى قوى می شود که همواره خواسته اصول و ارزشهاى انقلابى، آرمان هاى اسلامى و فرمایشات امام و قانون اساسى که از دهه اول ترسیم شده را یا مبهم کند یا جابجا کند یا تغییر بدهد یا رقیق کند و خنثى کند تا جائى که اصلاً معلوم نباشد ماهیت و هویت آن چیست و فقط اسمى از آن باقى بماند.

اصولى که در ابتداى دهه چهارم انقلاب باید براى نسل شما مجدداً غبارزدایى شود و شفاف سازى شود، در ظرف بیش از سه دهه، سیصدهزار شهید و جانباز و مفقود داده است. سیصد هزار شهید براى این اصول فدا شده اند. بعضى خانواده ها چهارتا چهارتا شهید داده اند و هیچکس دیگر در خانه شان نمانده. چندصد هزار شهید و جانباز و مفقود داده ایم، آنوقت یک عده می خواهند با سى تا کشته انقلاب را پس بگیرند و بردارند بروند! خیلیه آقا! سى تا تا سیصدهزارتا! سیصدهزار باید بدهید! سیصدهزار بدهید، تحویلتان می دهیم! معامله را بهم نمی زنیم، سه هزار تا بدهید تحویلتان می دهیم! ( خنده حضار) ما سیصد هزار از این بچه هاى پاک که عکس شان به دیوار است داده ایم و جلوى چشم ما اینها پرپر شده اند!

جریان تحریف، جریان سازش و خط تسلیم طلبى در برابر غرب، یک جنبش ارتجاعى است. ارتجاع به دوران ماقبل انقلاب و ارزش هاى ماقبل انقلاب. البته گاهى براى این ارتجاع ممکن است از ادبیات انقلاب استفاده شود، از شاخصه هاى مذهبى و نمادهاى جمهورى اسلامى استفاده شود.

اشخاص هم مهم نیستند، اشخاص تغییر کرده اند و بازهم خواهند کرد ولى خط همان خطى است که از دهه اول انقلاب جلوى امام ایستاد. یک عده سیاهى لشگر هم همیشه فریب ظاهر سازى و عوام فریبى این جریان را می خوردند و مورد استفاده قرار می گرفتند.

این جریانى که می خواهیم به آن توجه دهیم، جریانى است که ارزش هاى اسلامى و انقلابى را صرفاً دنیاگرایانه، لذت جویانه و سوداگرایانه فهمیده و تفسیر می کند. یعنى مدام سعى کرده انقلاب را به رنگ حاکمان جهان درآورد. انقلاب ما اپوزیسیون است در برابر قدرت حاکم بر جهان اما مدام عده اى خواسته اند با انواع توجیهات، آنرا به رنگ حاکمان جهان درآورند.

“انقلاب، خطر استحاله در نبرد ایدئولوژیک ١” سال ١٣٨٨


اهانت وقیحانه به فرجی دانا

روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد در شماره روز شنبه یکم شهریور ۹۳ وزیر برکنارشده دولت را به یک متجاوز جنسی تشبیه کرده است!!!

درست است که ما منتقد دولت و برخی سیاست های تعدای از وزرا و شخص رییس جمهور دولت یازدهم هستیم ولی انصاف هم خوب چیزی است آقایان اصلاح طلب! یعنی یا اینها واقعاً در حمایتشان از دولت اعتدال، «خاله خرسه» هستند و نمی‌فهمند چه می‌کنند یا در مخالفت و وقاحت، روی همه را کم کرده‌اند.


چه کسی می لرزد آقای روحانی؟! + ویدئو

برای این‌که بعضی حقوق‌دان‌های مدعی ِ شجاعت، که بسی سفت هستند و اصلاً نمی‌لرزند، روشن بشوند، جملاتی از لابی ِ رسانه‌ای‌ شده آقای دکتر ظریف با دکتر البرادعی رو که اولین بار در مستندِ «ایران و غرب»ِ بی‌بی‌سی پخش شد، مرور کنیم.

مذاکره‌ کنندۀ ایرانی، دکتر ظریف برای گرفتن امتیاز، این‌طوری درخواست می‌کنه:

“بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری [ایران] از شکست مذاکرات ما سود می‌برند. [رقبا] موفقیتی در این گفت‌وگوها نمی‌بینند. و در ضمن آن‌ها آدم‌های با نفوذی هستند. اعتبار اروپایی‌ها و مذاکره‌کننده‌های ایرانی، هر دو، در ایران از دست رفته است. این فقط مشکل اعتماد به آن‌ طرف [اروپایی‌ها] نیست، این مشکل اعتماد به جبهۀ ما هم هست، اعتبار ِ خودِ ما در خانه [زیر سؤال رفته]…”

لحن ِ به تته‌پته‌ افتاده آقای ظریف که بسیار شجاعانه! به لکنت افتاده و خاضعانه از البرادعی تقاضای امتیاز می‌کنه تا انتخاباتو به احمدی‌نژاد نبازن.
دیدینیه آقای دکتر روحانی!

 

فیلم درخواست عاجزانه ظریف از البرادعی

 

فیلم مستند ایران و غرب (مشاهده و دانلود همه بخش ها از اینجا)

 

 


آزادی های یواشکی محصول روزنامه های زنجیره ای

این جریان در سال‌های ۱۳۶۸ به بعد و بالأخص در دوران ریاست جمهوری هفتم و هشتم با در دست داشتن تریبون‌های مختلف همانند روزنامه‌های زنجیره ای، تریبون اساتید و انجمن‌های به اصطلاح مردمی و سازمان‌های دولتی (کانون مدافعان حقوق بشر، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، حلقه‌ی کیان، مرکز استراتژیک ریاست جمهوری و…) سعی در القای مفهومی از سکولار بودند تا بتوانند مقاصد و اندیشه‌های خود را عملی نماید.

ادامه مطلب…


وقتی مرگ ۳۰۰ انسان اتفاق بزرگی نیست اما مرگ ۲ نفر نیاز به استعفا دارد!

احمد خرم، وزیر راه خاتمی در واکنش به کشته شدن ۳۰۰ نفر در انفجار قطار نیشابور در سال ۸۲ به خبرنگار شبکه یک گفت:
اتفاق خیلی بزرگی نبود؛ صداوسیما بزرگش کرد…!!!

داشت در مورد پودر شدن ۳۰۰ نفر انسان حرف می زد.
اگر در شهرداری تهران و آتش نشانی زیردستش کسی در مورد کشته شدن دو زن در آتش سوزی خیابان جمهوری کم کاری کرده، باید استعفا داده و با او برخورد شود؛ اما اگر کسی فکر می کند روی جنازه این دو زن عقده های قدیمی اش از قالیباف و حرص شهردار شدن دکتر و شهردار نشدن محسن هاشمی را پیاده کند و ما آنقدر احمق باشیم که فکر کنیم دلش برای مردم و آن دو زن سوخته، کاملاً در اشتباه است…

مثلاً روزنامه های شرق و آفتاب یزد و شورای شهری هایی که خواستار استعفای قالیباف شده اند؛
خوابش را ببینند…


وقتی جای شاکی و متشکاکی عوض می‌شود!

اصلاح طلبان می‌خواهند سال ۸۸ را به عنوان یک طلب همیشگی از نظام با خود داشته باشند یا از آن عبور می‌کنند؟
اصلاح طلبان در همان سال ۸۸ از طلب شان گذشتند.

این پرسش و پاسخ از افاضات محمدرضا خاتمی است و لطف او به نظام!!!

اینجاست که باید گفت: وقتی آب سر بالا برود، قورباغه ابوعطا می‌خواند و به جای اینکه در جایگاه متهم بنشیند، طلبکار هم می‌شود!


صفحه 1 از 41234

مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.