صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : امام خامنه‌ای


ابزارک ها

ابزارک

۲۰۳۰؛ امضای مسئولین ساده اندیش، بر سند اسارت فرهنگی

بررسی سند ۲۰۳۰ در گفتگو با «دکتر حسین روزبه»

یکی از مسائلی که در دیدار رهبر انقلاب با معلمان و فرهنگیان آموزش و پرورش مطرح شد و در سایه فضای انتخاباتی حاکم بر کشور،‌کمتر مورد توجه و پرداخت قرار گرفت، سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همه‌ی حوزه‌های آموزشی کشورها بود که در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. جمهوری اسلامی ایران نیز که از کشورهای شرکت‌کننده در این اجلاس بود، متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با معلمین و فرهنگیان، ضمن مطرح کردن عمومی این بحث،‌ با به چالش کشیدن صلاحیت مجموعه های بین المللی در برنامه ریزی برای ملل، نسبت به روند دولت در پذیرش و اجرای بی سرو صدای این سند انتقاد نموده و فرمودند:
«اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرتهای بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّتهای گوناگون، با تمدّنهای مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است.اگرچنانچه با اصل کار شما نمیتوانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش مشی دارد، خطّ‌و‌ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما میدانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»
در همین خصوص و با توجه به ضرورت تبیین اهداف و عواقب اجرای این سند، گفتگویی با «دکتر حسین روزبه» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل انجام دادیم که در ادامه ارائه می گردد؛

– با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار «مصداق» قرار دادید؛ لطفا ‌در ابتدای بحث شرایط،‌ جوانب و اطراف و اهداف سند ۲۰۳۰ را به نحو ساده و روشنی تشریح کرده و نحوه تقابل دولت با این سند بین المللی را تشریح بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
در خصوص بحث پیرامون سند ۲۰۳۰،‌ باید قدری عقب برویم و ابتدا ریشه تقابل گفتمانی جمهوری اسلامی و غرب را بررسی کنیم. امروز در جهان یک تقابل جدی وجود دارد، دو نحله فکری و آبشخور فکری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در مقابل هم صف بندی کرده اند.
یک جریان در ایران وجود دارد با ادعای اینکه ما از لحاظ تاریخی صاحب فکر و تمدنیم و از نظر هویتی کاملا یک تفکر ریشه داری مثل اسلام داریم. یعنی تمدن ایرانی به علاوه هویت اسلامی داریم که قادر و مایل است نظام سازی- اعم از اقتصاد، فرهنگ، سیاست،اجتماع، ‌خانواده و ….- و فرهنگ سازی کند. این ادعای یک جریان است که ایرانیان می توانند با این بحث هویتی و مایه های قوی تاریخی و اسلامی نظام سازی کنند. جریان دوم در برابر این جریان هویتی و اسلامی قائل به تحمیل سبک و سلیقه و نظامات فکری و اجرایی به مردم جهان است که ما از آن با نام جریان سلطه یاد میکنیم.
در جریان ما، مردم انقلاب کردند که بگویند نظامات حاکم بر جهان را نمی خواهند. که در ۲۲ بهمن ۵۷ این انقلاب به مرحله پیروزی می رسد. اما این پیروزی، ‌برای این جریان پایان کار نبوده و تازه آغاز دوران ساختار سازی تفکری است.
قدرت سیاسی ای که به دست آمده، به جلو حرکت میکند، یعنی به کجا؟ نظام اسلامی را بسازد. بعد ساختار سیاسی و قانون اساسی و اجزای حاکمیت بنا نهاده شود، و اصلاح ساختار موجود به سمت ساختار جدید رو به جلو انجام پذیرد. که اتفاقا به بهترین وجه انجام شد. یعنی در حوزه ساختار مردمی یک ساختار اثر بخش کارآمد، یک سبک معجزه بخش نظیر جهاد سازندگی ایجاد می شود، در حوزه امنیت ساختاری مثل سپاه و بسیج شکل می گیرد و سپاه به عنوان عقبه راهبردی تجهیزکننده به میان می آید. با همین دو بخش نظام امنیت و اجتماع را ساخته و اقتصاد را هم در دل جهاد سازندگی می سازد. اینجا بد نیست اشاره کنیم اتفاقا دوستانی که دائم مردم مردم می کنند، ضدمردمی ترین حرکتی که کردند انحلال مردمی ترین نهاد این کشور یعنی جهاد سازندگی بود.

– این تعارض و تقابلی که می فرمایید چگونه با ۲۰۳۰ ارتباط پیدا می کند؟
خب این تفکر هویت بخش (جریان ایرانی- اسلامی) حتما معارض دارد. به صد دلیل که کوچکترین دلیلش موقعیت ژئوپولوتیک ایران است. یعنی در منطقه ای قرار دارد که خیلی خاص است و برای هر نحله ای مهم است. چه دست جریان انقلاب اسلامی باشد و چه دست نظام سلطه، رقابت بر سر این است.

خب در این تقابل یک ایرانِ الان داریم و یک ایرانِ آینده. ایران آینده را کسی می سازد که الان مهد کودک است. سن و سال ما جنگ را دید و امام یادمان می آید، ولی اینها دارند همان حرکتی که سال ۴۲ یا قبل تر حتی سال ۳۷ شروع کرد و طیفی از جریانات و طبقه ای از نخبگان ایرانی و اسلامی را تربیت کرد، آورد در صحنه،‌ نسل را ساخت و انقلاب کرد، همین حرکت را علیه ما مهندسی معکوس می کنند. ۲۰۳۰ به نظرم با تمام فجایعی که در حوزه نظام آموزشی دارد، در واقع خطر اصلی اش آنست که میرود به سمت نهادهای پایه ای ما؛ کسی که می آید دانشگاه تقریبا ریشه ها و بنیان های فکری اش شکل گرفته، یعنی تغییرش کمتر است و شخصیتش شکل گرفته است. هویت و ساختار سیاسی و فرهنگی و اجتماعی اش شکل می گیرد و تعلقاتش معلوم می شود. خب اینها دارند ریل گذاری روی تعلقات می کنند، ریل گذاری روی هویت می کنند. این سند میخواهد ایدئولوژی زایی کند، یعنی آموزش و پرورش بدون ایدئولوژی باشد؛ خب این خودش یک ایدئولوژی است، یعنی نوع نگاه میدهد. ایدئولوژی یعنی عینکی که باهاش می بینید. اینها می گویند هیچ عینکی جز عینک ما قبول نیست. خب داستان چیست؟ این عینک هست یا نه؟ نگرش هست یا نه؟ پس اینکه به بهانه آموزش و اینها آمده اند جلو چیز دیگری است. آموزش بدون ایدئولوژی مسخره و خنده دار است است،‌ مثل هوا بدون هوا، فرهنگ بدون فرهنگ،‌ نگرش بدون نگرش! پس آموزش بدون ایدئولوژی نمی شود،‌حالا باید بحث کنیم که چرا ایدئولویی شما؟ اصلا کدام ایدئولویی؟

دم دستی ترین تحلیل اینست که پذیرش سند ۲۰۳۰، امضای مسئولین ساده لوح و ساده اندیش ماست در پای سند بی کفایتی مردم ایران. مسئولین با پذیرش این سند، ملت را بی کفایت تفسیر کرده اند. یعنی ملتی بدون کفایت عقلی که توان تربیت فرزند خود را نداریم.”ما” که می گویم یعنی هم من پدر و مادر، هم من مسئول و هم من حاکمیت. این اوج خود باختگی فرهنگی است. برخی حواشی انسان را آزار می دهد. مثلا در بحث آموزش جنسی می گوید باید آموزش باشد تا رفتار جنسی مناسبی داشته باشند که بعدا در زندگی مجبور به جدایی نباشند. خب زندگی با فهم مشترک شکل می گیرد و اینطور پایدار است. باشد ما همان آموزش جنسی که شما میگویید را می دهیم ولی سوال این است الان در جاهایی که آموزش داده اند همه چیز درست شده است؟

یا امروز که آموزش جنسی بیش از گذشته است منجر به کاهش تبعات و عواقب آن شده یا افزایش آن؟ پس ببینید بعضی اوقات سم رو در زر ورقی از طلا و الماس به مردم می دهند. زر ورق قابل خوردن نیست آن سم داخلی قابل خوردن و اثر است. اگر آموزش جنسی باعث بالارفتن کیفیت زندگی می شود پس چه کسی باید پاسخگوی طلاق ها باشد؟ ظاهرا جامعه بازتر شده است. این واقعیت است، این تاثیر سیاست این دولت است. ولی آیا آمار طلاق کاهش پیدا کرده؟ بیایند بگویند.بگویند آمار فحشا کاهش پیدا کرده؟
اصلا ۲۰۳۰ از دید من تصرف جایگاه های تصمیم ساز نظام اسلامی در حوزه آموزش و تربیت توسط نظام سلطه است. این به این معنا نیست که ما تعامل نمی کنیم با کسی، اتفاقا ما نتیجه تجربه های بشر را دیده ایم و تاکید داریم که خودمان مدل داریم.

خب بنده به بعضی از کسانی که این سند را امضا کرده اند گفتم ۲۰۳۰ یعنی که ما دیگر توان ساختن رئیس جمهوری مثل شما را نداریم. ما یک تفکری داشتیم،‌ یک برنامه ای داشتیم که شما را ساخته؛ شما الان خودت برای این مملکت رییس جمهور می سازی ولی ۲۰۳۰ می خواهد یکی دیگر در آینده برای ما رئیس جمهور بسازد.
از نگاه کلان، سند۲۰۳۰ ادغام ایران در نظامات بین المللی است. ادغام ایران یعنی دست شستن از آنچه که ایران اسلامی است. «حیا» با همه تاکیداتی که دین اسلام دارد یک عنصر به شدت ایرانی است. به شدت انسانی است. شما نمیتوانید در هیچ جای فرهنگ سنتی ایرانی، حتی در بخش غیرمنبعث از اسلام، حیا را کنار بگذاری. بی حیا در ایران فحش است. خب ما رسمی آمدیم حیازدایی کردیم با این سند. ایدئولوژی زدایی یعنی حیازدایی. حذف ایدئولوژی یعنی ما میخواهیم بچه های بدون پدر و مادر تربیت کنیم.

خب ما می گوییم شما با این ایدئولوژی با تجارب جهانی ای که دارید جایی بوده که این مدل را پیاده کنید؟ می گویند بله در اکثر کشورها. می گوییم خب می شود به ما بگویید رفتارش در حوزه خانواده چیست؟ می گویند برنامه و مدل این سند ۲۰۳۰ یعنی توضیح دستگاه و روش تولید انسان، اینکه آدمها اینطور ساخته می شوند. در حوزه رفتار جنسی People Unlimited ؛ مردمان بدون مرز، بدون حد. خب یعنی چه؟ یعنی آموزش هم جنس بازی.

برنامه این سند در حوزه رفتاری زن یا شوهر چیست؟ تعهد زدایی از رفتار طرفین نسبت به هم؛ شما ببینید در غرب، هرچقدر خانواده ابهت و اصالت دارد، بعد از اجرایی شدن این سند در داخل همانطور خواهد شد. تعهد زن به شوهر و شوهر به زن. اصلا این تجربه جهانی و نمونه های آن مضحک است. اگر می خواهید بپذیرید خب جوانب و اطراف آن را بدانید و بپذیرید. نه اینکه آ« را زیر الفاظ رنگی پنهان کنید.

مشکل ما و در واقع مشکل جریان انقلاب برای دفاع از خودش و مظلومیت نظام، این است که ما در الفاظ گیر میکنیم و الفاظ بسیار مغلل و مبهم است و حتی بعضی مواقع خیلی خوشگل و آبدار است و این کار را سخت می کند. مثلا ما که مخالف توسعه نیستیم. تازه وقتی development ترجمه می شود به توسعه و توسعه از واسع العلیم می آید، خب شد یک کلمه زیبا و جذاب با عقبه قرآنی!! اینطور می آیند مفایم زیبا با محتوای زشت را غالب می کنند به مردم.

– حتی استدلال کرده بودند اولین چیزی که خدا به پیامبر وحی کرد إقرأ است. پس ما باید دنبال سند ۲۰۳۰ باشیم.
درست است که اولین کلمه إقرأ بود ولی اگر با نگاه پیامبر به إقرأ بپردازیم، از دل این نگاه سند ۲۰۳۰ در نمی آید. إقرأ با کدام نگاه؟ پیامبر یا جان لاک؟ این دو نگاه است.
مشکل ما در تبیین و رساندن پیام خطرناک سند ۲۰۳۰ به جامعه، مبهم گویی و کلی گویی بوده و هست. این خطای راهبردی ما در طول تاریخ انقلاب بوده. ما بلد نیستیم به زبان ناس با مردم صحبت کنیم. سند ۲۰۳۰ یعنی قمه کشی فرزند علیه پدر. یعنی خانه سالمندان بیشتر. یعنی افزایش فحشا و زنای بیشتر. افزایش فرزندان نامشروع و تجاوزهای جنسی بیشتر در حوزه رفتار جنسی. افزایش طلاق بیشتر. یعنی از هم پاشیده شدن بنیان خانواده، این مدل در کشورهای دیگر تجربه و پیاده شده. باید نتایج آن را دید.

– جایگاه خانواده در این سندکجاست؟
ما به جای اینکه بگوییم جایگاه خانواده در این سند ۲۰۳۰ کجاست باید بگوییم شما نمونه عینی از استحکام بنیان خانواده پس از اجرای سند در جاهای مختلف رو نشان بدهید. ما فقط می گوییم این با ارزشهای دینی در تضاد است. ولی فراتر از آن از تولید کنندگان و امضا کنندگان باید سوال کنیم که نمونه اجرا شده ی این مدل چیست؟‌کجاست و چه شکلی است؟‌
بنده وقتی فرزندم را به مدرسه می فرستم، توقع دارم به عنوان پدر به من احترام بگذارد. با اجرای سند۲۰۳۰ این توقع تبدیل به توهم می شود. ما خیلی ساده باید این را به مردم بگوییم. پیچیده نکنیم موضوع را.

نخبگان ما امروز نسبت به این سند گنگ و مبهمند که واقعا با اجرای این سند در سطح جامعه چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ چه خانه ای ساخته می شود. خانه ی روی آب؟ خیر اصلا خانه ای نخواهد بود که حالا روی آب باشد. توهم خانه است. خانواده در غرب فروپاشیده. در سند تصریح دارد به خانواده های تک والدی. خانواده های با دو والد یکسان. اینکه دیگر خانه نیست. باغ وحش از این بهتر است. منتها ما اینها را نمی گوییم.

یا در حوزه فرهنگی- فارغ از نگاه اسلامی و خارج از آن- جایگاه زن کجاست؟ مادر جایگاهش کجاست؟ همسر جیگاهش کجاست؟ اصلا ما میخواهیم ایرانی باشیم اسلام به کنار. برخی ها فقط ادعا می کنند می خواهند ایرانی باشند. اتفاقا ما میخواهیم بگوییم اینطور نیستید، چون خیلی از خطوط قرمزی را که اسلام تعیین کرده در نگاه ایرانی پررنگ تر و تند نر است. مثلا بحث ناموس در فرهنگ ایرانی کجاست؟ ایدئولوژی زایی سند ۲۰۳۰، یعنی ناموس زایی از اندیشه ایرانی. حالا میخواید قبول کنید؟ خب بفرمایید. حالا نکته بعد ما این است اجازه می دهید ما با خود شما شروع کنیم؟ خب بسم الله امضا کردید خودتان هم شروع کنید و انجام بدید. چرا زن و فرزند خودتان را می برید در خانه و هزار پستو تا کسی نگاه چپ به اینها نکند ولی به زن و بچه مردم که می رسید ایدئولوژی زایی می شود؟ به ما می گویند این نگاه شما ، نگاه قرون وسطایی است. عیبی ندارد اصلا با همین نگاه قرون وسطایی، چرا خودتان نمی آیید جلو؟ چرا نوبت به خودتان که می رسد فرزندانتان را می برید در مدارس خاص مذهبی سال۱۳۵۰ ؟ مدارس شبکه ۱۳۵۰٫ اولین چیزی که به آنها آموزش می دهید همان چیزی است که با امضای این سند زدید زیر آن.


از وضعتان مطلعم…

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی به‌مناسبت آغاز سال ۱۳۹۶، سال جدید را سال «اقتصاد مقاومتی: تولید – اشتغال» نام‌گذاری کردند. ایشان در این پیام فرمودند: تلخی‌ها و سختی‌‌ها عمدتاً مربوط به مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است؛ طبقات متوسّط و ضعیف در طول سال درگیر این مشکلات بودند و همچنان هستند؛ چون از وضع مردم مطّلع هستم، لذا تلخی را با همه‌ی وجود حس میکنم.


با مردم هم‌دردی کنید

با مردم هم‌دردی کنید که مردم احساس کنند، همان رنجی را که او می‌برد شما هم می‌برید و نشان بدهید که عزم راسخ دارید که با این قضیّه [حقوق‌های نجومی] برخورد کنید و جلویش را بگیرید و اجازه ندهید.


جنجال برای نفوذ

بخشی از این حق‌الناس، همین حق رأی شورای نگهبان است؛ همین حق نظارت استصوابی و مؤثر شورای نگهبان است؛ این جزو حق‌الناس است، این را باید رعایت کرد، این را باید حفظ کرد.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


اشعث ها و ابوموسی اشعری های جمهوری اسلامی را بهتر بشناسید!

اشعث ها و ابوموسی اشعری های جمهوری اسلامی را بهتر بشناسید!
دکتر حسن عباسی و استاد پناهیان تبیین می کنند.


شما سیاست آمریکا را خنثی کردید

رهبر انقلاب خطاب به رئیس‌جمهوری روسیه آقای ولادیمیر پوتین: همکاری مناسب تهران – مسکو در عرصه‌های سیاسی – امنیتی و مواضع شما در یک ‌سال و نیم اخیر، خیلی خوب و مبتکرانه بوده است. آمـریکایی‌ها همیشه تلاش می‌کنند رقبای خود را در موضع انفعال قرار دهند اما شما این سیاست را خنثی کردید. ۹۴/۹/۲


پیام ژئوپلتیک دیدار پوتین با رهبر انقلاب

بسیاری از اندیشمندان حوزه‌ی سیاست خارجی برآن‌اند که جهان دستخوش تغییرات عمده‌ای در حوزه‌ی ژئوپلیتیک شده است. ظهور قدرت چین در شرق آسیا، برزیل در آمریکای لاتین، آلمان در اروپا، هند در جنوب آسیا، روسیه در شرق اروپا، و ایران در منطقه‌ی غرب آسیا سبب شده است تا نظم پیشین، که برای چندین دهه نظمی آمریکایی بود، دستخوش تغییرات عمده‌ای شود. برای مثال، ظهور چین در شرق آسیا تا حدی اهمیت دارد که سبب شده است آمریکا در همین هفته‌ی گذشته از بیم سیطره‌ی نظم چینی در آسیای شرقی، موافقت‌نامه‌ی ترانس‌پاسیفیک (TPP) را با یازده کشور حاشیه‌ی اقیانوس آرام امضا کند.

نظم سنتی و آمریکایی در منطقه‌ی مهم غرب آسیا که از سال ۱۹۷۳ (یعنی جنگ اعراب و اسرائیل) با حضور آمریکا برای بقای موجودیت رژیم صهیونیستی تأسیس و سبب حضور و دوام چهاردهه‌ای در این منطقه شده نیز اکنون فروپاشیده است. «نظم آمریکایی براساس تغییر رژیم در کشورهایی که واشنگتن علاقه‌ی چندانی به آن‌ها نداشت پایه‌ریزی شده بود.»۱ ویژگی مهم نظم آمریکایی، «پراکندگی خصومت» و «ایجاد تنش و درگیری» در این منطقه بوده است. حمایت از صدام، جنگ کویت، یورش به افغانستان و پاکستان و عراق، جنگ‌طلبی علیه لبنان، حمایت از کشتار مردم بی‌گناه غزه، حمایت مالی و نظامی از گروه‌های تروریستی در سوریه و حمایت از حمله‌ی وحشیانه به مردم مظلوم یمن، نشان‌دهنده‌ی این است که نظم مورد نظر آمریکا، نظمی مبتنی بر درگیری و تشدید اختلافات قومی و مذهبی و سیاسی بوده است. این همان چیزی است که خبرگزاری «شینهوا» این‌گونه آن را بیان کرده است: «اکنون هرجا اسمی از آمریکا برده می‌شود، ما شاهد خشونت و کشمکش، فقر و آوارگی هستیم.»

حال اما آمریکایی‌ها در ایجاد «نظم مبتنی بر جنگ و درگیری» نیز دچار ناتوانی شده‌اند. این ناتوانی تا حدی بوده است که حتی سیاست‌مداران جنگ‌طلبی چون زبیگنیف برژینسکی نیز با جنگی جدید مخالفت کرده‌اند؛ آنجایی که وی خطاب به سناتورهایی که در مخالفت با توافق هسته‌ای غرب با ایران، به رهبران ایران نامه نوشتند، گفت: «مانع‌تراشی در مقابل توافق با ایران، بازی سیاسی نیست، بلکه بازی با آتش است.» او اضافه کرد: «سناتورها باید از خودشان بپرسند که آیا وقوع جنگ دیگری می‌تواند منافع آمریکا را تأمین کند.»۳

همه‌ی این‌ها یعنی آنکه جهان آن‌گونه که مقامات آمریکایی تصور می‌کردند، پیش نرفته است. بنابراین «سنگ‌بنای نظم فعلی باید تغییر کند و زیربنای نظم آمریکایی به زیربنای نظم غیرآمریکایی تبدیل شود.»۴ کنت شورتگن، کشورهای عضو گروه بریکس را در حال قدرت یافتن بیشتر و پایان دادن به سلطه‌ی چهارصدساله‌ی غرب برای تعیین سرنوشت جهان دانسته و پیوستن کشورهای روبه‌توسعه در آینده به این گروه را یکی از اتفاقات مهم و تأثیرگذار سال‌های آتی خوانده است. شورتگن این اتحاد اقتصادی را موجب شکل‌گیری اتحاد بزرگ سیاسی علیه بلوک غرب برشمرده است.۵

در مقابل نظم مبتنی بر درگیری آمریکایی‌ها، نظم مبتنی بر «مردم‌سالاری» جمهوری اسلامی قرار دارد. نظمی که در آن «خواست مردم»، «حفظ استقلال و عزت» کشور و «روابط صمیمانه» اولویت اساسی دارد و اساساً بر همین مبناست که سیاست‌های ایران با آمریکا در منطقه، ۱۸۰ درجه با یکدیگر اختلاف دارند. چراکه مدل نظمی که این دو کشور برای حل مشکلات و بحران‌های منطقه در نظر گرفته‌اند، با یکدیگر تفاوت دارد. یکی خواهان ادامه و شاید افزایش خصومت‌ها و تنش‌ها و درگیری‌هاست و دیگری خواهان استقلال و عزت و روابط دوستانه‌ی کشورها با یکدیگر. تجربه‌ی حوادث سال‌های اخیر در منطقه نشان داده است آن نظمی که جواب‌گوی حل بحران‌های منطقه‌ای است، نظم و منطق جمهوری اسلامی است. این مهم در ناگزیری غرب از دعوت از ایران۶ برای حل مسئله‌ی سوریه، به‌دلیل قدرت و منطق مستدل ایران، خود را نشان داده است. تردیدی نیست که غربی‌ها به‌دلیل رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به حضور در منطقه، مایل به قبول قدرت ایران و مشارکت این کشور در حل معادلات منطقه نبوده و نیستند، اما ازآنجاکه نظم سنتی خود را عاجز از حل مسئله‌ی سوریه می‌دانند، مجبور به دعوت از ایران شده‌اند.

پیوند روسیه و ایران و تغییر ژئوپلیتیک منطقه
در ماه‌های اخیر اما اتفاق جدیدی در این نظم جدید صورت پذیرفت و آن پیوستن روسیه به ائتلاف محور مقاومت برای مبارزه با گروه‌های تروریستی در سوریه بود. با شروع حمایت هوایی روس‌ها از سوریه و اعلام هماهنگی این کشور با ایران که در رسانه‌های غربی از آن تحت عنوان «ائتلاف ۴+۱» (ایران، روسیه، عراق و سوریه به‌همراه حزب‌الله) یاد شد، میخ محکمی بر تابوت «نظم‌سازی منطقه‌ای» آمریکایی‌ها وارد شد. فرید زکریا در یادداشتی تحت‌عنوان «توقف غش‌وضعف در برابر پوتین» در روزنامه‌ی «واشنگتن‌پست»، هنگامی که درصدد توجیه ناتوانی آمریکا برای تنظیم مسائل غرب آسیا برآمد، نوشت: «ولادیمیر پوتین موجب شد تشکیلات سیاست خارجه آمریکا دچار غش‌وضعف شود.» وی سپس به نقل از آمریکایی‌هایی که در این دیدگاه اتفاق‌نظر دارند، بیان می‌کند: «یک ستون‌نویس، قاطعیتی را که موجب شده او [پوتین] در خاورمیانه در صندلی راننده پشت فرمان قرار بگیرد، تحسین کرد. یک دیپلمات کهنه‌کار هشدار می‌دهد: این تنزل‌یافته‌ترین موقعیت نفوذ و مشارکت آمریکا در منطقه از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون است. یک کارشناس بدبین نیز می‌گوید: از زمان پایان جنگ سرد در ۲۵ سال پیش تاکنون روسیه هیچ‌گاه به این میزان جسور و واشنگتن هیچ‌گاه به این میزان سازش‌کار نبوده است.»۷

هنری کسینجر نیز با اظهار تأسف از این «ائتلاف جدید شکل‌گرفته»، نگرانی خود را نسبت به از بین رفتن نظم منطقه‌ای آمریکا، این‌چنین بیان می‌کند: «حضور نیروهای روسی در منطقه (با هر انگیزه‌ای که باشد) و همچنین مشارکت آن‌ها در عملیات جنگی، سبب ایجاد چالش برای سیاست آمریکا در قبال منطقه‌ی خاورمیانه شده [است]؛ سیاستی که به‌مدت چهار دهه به چالش کشیده نشده بود.»۸

ایوان تیموویف، مسئول برنامه‌ی شورای روابط بین‌الملل روسیه در راشا دایرکت نیز برآن است که «استراتژی جدید روسیه در سوریه، بخش اعظم معادلات در این منطقه را به هم ریخته و فضای تازه‌ای باز کرده است که به زاویه‌های نوینی وصل می‌شوند.» وی در بیان اصول جدید سیاست خارجی روسیه اظهار می‌دارد: «روسیه در حال تبدیل شدن به یک بازیگر سیاسی-نظامی فعال‌تر در بیرون از مرزهای خود است. اگرچه این نقش‌آفرینی به‌علت منابع محدود روسیه، گزینشی و هدفمند خواهد بود.»۹

به نظر می‌رسد که آمریکایی‌ها بیش از هر چیزی، از این پیوند بین روسیه و ایران، که سبب شده است سیستم موازنه‌ی قدرت قدیمی و نظم سنتی-آمریکایی در منطقه‌ی غرب آسیا (که همیشه به نفع آمریکا و متحدان منطقه‌ای او تصویر می‌شد) دچار تغییرات عظیمی شود، نگران‌اند. این موضوع (از بین رفتن موازنه‌ی قوا و نظم سنتی به‌عنوان شاکله‌ی نظم غربی) سبب شده است تا سیاست‌مداران کهنه‌کاری چون کسینجر نسبت به آن هشدار دهند.۱۰

حضور ولادیمیر پوتین در ایران و ملاقات او با رهبر انقلاب نیز از همین زاویه قابل تحلیل و اهمیت است. از یک‌سو نشان‌دهنده‌ی قدرت تعیین‌کننده‌ی ایران است و از دیگر سو، نشان‌دهنده‌ی شکل‌گیری نظمی جدید است که کاملاً متناقض با نظم غربی است؛ نظمی که قابلیت ترسیم و تنسیق معادلات نه‌تنها در بُعد منطقه‌ای، که در بُعد بین‌المللی را نیز دارد.


بهانه‌ها تمام شد…

امام امت تکلیف را روشن کرد.
دیگر هیچ بهانه‌ای برای توجیه و تفسیر شخصی و جناحی، برای هیچکس باقی نماند.

دولت‌مردان بسم الله!


ما به سوی میدان نبرد پرواز می‌کنیم

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در اولین نماز جمعه پس از آغاز دفاع مقدس با اشاره به ادعای رادیو عراق، پاسخ دشمن بعثی را اینگونه دادند: «ما به سوی میدان جنگ پرواز می‌کنیم».

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


دعا کن…

آقا؛
دعا کن برای ما…


صفحه 1 از 1312345...10...قبلی »

مستضعفین تی وی

نظرسنجی

یک سال از آغاز برجام گذشت، به نظر شما آیا برجام گشایشی در زندگی مردم ایجاد کرد؟

مشاهده نتايج

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.