صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : توافقنامه ژنو


ابزارک ها

ابزارک

اعتراف عراقچی در به رسمیت نشناختن حق ایران در توافق ژنو + صوت

اعتراف عباس عراقچی عضو تیم مذاکره کننده هسته ای به عدم به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران از جانب ۱+۵ به خصوص آمریکا و این موضوع که آقای رئیس جمهور در نامه به رهبری اشتباه کرده اند!


ماشالله بدجور داره می چرخه!

رسانه ها: افزایش چشم گیر وارادات کالاهای لوکس و لوازم آرایشی از اروپا پس از توافقنامه ژنو


چرا دولت قلم منتقدین ژنو را شکسته می خواهد؟

کبری آسوپار

نقد نکنید!
توافقنامه هسته‌ای ژنو در ایران فرصت نقد نیافت؛ چه آنکه قبل از رسیدن به نقد، به جشن و شادمانی و پیام تبریک رسید و قبل از انتشار متن توافقنامه، متن پیام تبریک به رهبری منتشر شد و همگان در برابر جشنی قرار گرفتند که هنوز دلیل آن برایشان روشن نبود. در حالی که هنوز ساعتی از امضای توافقنامه نگذشته، رئیس‌جمهور امریکا در تلویزیون ظاهر شد و صراحتاً از توقف برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران سخن گفت، این سو اما در داخل مرزهای جمهوری اسلامی، قوه مجریه و همراهان رسانه‌ای‌اش جشنی را اجرا می‌کردند که هنوز دلیل آن روشن نبود! سرعت برپایی جشن و شادمانی از سوی دولتی‌ها آنقدر زیاد بود که حتی از پاسخ رهبری به تبریک زودهنگام (اگر نگوییم بی‌دلیل) ریاست جمهوری مشهود بود که حضرت ایشان نیز سخن گفتن در این باره را زود هنگام دیده‌اند و صرفاً از آنچه رئیس‌جمهور مرقوم داشته بودند، تشکر کردند…

رسانه‌های حامی دولت هنوز ساعتی از امضای توافقنامه نگذشته، بی‌آنکه حتی متن توافقنامه را خوانده باشند، موج مدح و ثنا از توافقنامه و فتح الفتوح نامیدن آن را آغاز کردند و همه چیز حکایت از آن داشت که برای این جشن خودجوش! تفاوتی نبود که متن توافقنامه چه باشد؛ از قبل همه چیز آماده بود که توافقنامه را فتح‌الفتوح نشان دهند!

توافقنامه هسته‌ای ژنو بعدتر نیز در هاله‌ای از هراس نقد شد؛ هنوز مسافران ژنو به تهران نرسیده و از جزئیات آنچه در تهران می‌گذرد، مطلع نشده بودند که منتقدین ژنو را هم صدا با اسرائیل خواندند تا نقد دیپلماسی لبخند در ژنو، ننگی شود که همگان از آن در هراس باشند! با این همه، اگر کسی هم در می‌یافت که پادشاه لخت است، آیا جرئت بیان آن را می‌یافت؟

گرچه منتقدین توافقنامه ژنو با انواع تخریب شخصیت از سوی دولتمردان یازدهم مواجه شدند و هم‌صدا با اسرائیل و کم سواد و افراطی و… لقب گرفتند، اما تلاش برای خاموش‌کردن صدای مخالفین توافقنامه صرفاً در همین برچسب‌زدن‌ها خلاصه نشد و در اوج ژست‌های آزادی بیان و ایجاد فضای باز برای مطبوعات که از شعارهای دولت یازدهم و به ویژه وزیر ارشاد هست، دولت سیاست شکایت قضایی از منتقدین توافقنامه را در پیش گرفت و در اولین قدم، روزنامه وطن امروز و نویسنده آن راهی دادسرا شدند.

تکلیف دولت و منتقدین ژنو و آنهایی که دوست ندارند همگام پایکوبی دولت در بستن نیروگاه‌های اتمی شوند، هنوز معلوم نیست؛ دولت نشان داده که دوست ندارد کسی توافقنامه ژنو را بدون گفتن از اینکه ما پیروز شده‌ایم، نقد کند و با این حساب آیا باید منتظر شکایت‌های قضایی بیشتری باشیم که از سوی دولت به دادسرای فرهنگ و رسانه تحویل داده می‌شود؟

نقل قول نکنید!

دولت در تعیین چارچوب و خط مشی برای رسانه‌ها در تقریر و تحلیل توافقنامه ژنو به همین میزان هم اکتفا نکرد و این روزها وقتی هیئت دیپلماتیک دولت یازدهم با موج انتقاداتی روبه‌رو شد که سکوت وزارت خارجه دولت یازدهم را در برابر توهین‌های تحقیرآمیز مقامات امریکایی علیه ایران برنمی‌تافتند، به جای پاسخ به بی‌ادبی‌های امریکایی‌ها از رسانه‌ها خواست که سخنان آنها را پوشش ندهند!

ظریف در بازگشت از دور اخیر مذاکرات در وین می‌گوید: «دلیلی وجود ندارد، هر حرف نامربوط یا مربوطی که در خارج از ایران گفته شد ما مجبور باشیم فوراً به آن واکنش نشان دهیم… به اشاعه کذب و حرف مفت معتقد نیستم… برخی در امریکا حرف‌های بدتری را مطرح می‌کنند اما این دلیل نمی‌شود هر لاطائلی که یک نفر در امریکا گفت، مدام در ایران مطرح شود!»

این واکنش‌ها پس از موضعی هست که سخنان مقامات امریکایی را با ادعای اینکه صرفاً مصرف داخلی دارد، بی‌جواب می‌گذاشت. بنابراین حالا در کنار تلاش برای نقد نشدن توافقنامه ژنو توسط منتقدین، خط مشی جدیدی برای رسانه‌ها تعیین می‌شود؛ سخنان مقامات امریکایی‌ها را هم منعکس نکنید!

دولت علاقه‌ای به چالش حتی از نوع کلامی‌اش با امریکا ندارد و ترجیح می‌دهد در برابر توهین‌های آنان به ایرانیان سکوت کند تا مبادا مشاجرات لفظی بر چهره بزک کرده‌ای که از ژنو برای مردم ساخته شده، خط بیندازد و اصل ماجرا بر مردم نمایان شود. دولت می‌خواهد دولت دیپلماسی لبخند بماند؛ حتی اگر عزت ملی‌مان را واژگان امریکایی خدشه‌دار کند. و حال که نمی‌خواهد پاسخی در خور به امریکایی‌ها بدهد، از بستن دهان آنها که ناتوان است، لاجرم بر منتقد داخلی فشار می‌آورد و او را از بازتاب سخنان امریکایی‌ها برحذر می‌دارد.

دانستن حق کیست؟

امریکایی‌ها همواره در اولین فرصت پس از مذاکرات راهی اسرائیل می‌شوند تا ضمن مطلع کردن هم‌پیمان خویش از جزئیات آنچه گذشته است، به او اطمینان دهند که منافعش حفظ شده است. امریکایی‌ها حتی متن توافقات را هم منتشر می‌کنند و بسیاری از رسانه‌های ایرانی خبرهای خود در مورد مذاکرات هسته‌ای کشورشان را از منابع غربی دریافت می‌کنند؛ چه آنکه در داخل تیم سیاست خارجی دولت یازدهم کسی علاقه‌ای ندارد که به مردم یا نمایندگان مردم گزارشی از آنچه روی داده، ارائه کند؛ آنها فقط می‌خواهند توافقنامه ژنو فتح الفتوح دانسته شود، باقی‌اش مهم نیست!

وقتی مردم در جریان مذاکرات قرار نمی‌گیرند؛ وقتی راه نقد و تحلیل توافقنامه بسته می‌شود و وقتی می‌گوییم سخنان امریکایی‌ها نیز منتشر نشود، پس ما از کجا باید دریابیم که این مذاکرات و این توافقنامه جای جشن و تبریک دارد یا غم و سیاهپوشی؟! رئیس‌جمهوری اساتید را دعوت به نقد توافقنامه ژنو می‌کند؛ اما استادی که تحلیل موافق و مخالف و نظر مقام ایرانی و غربی را نسبت به توافقنامه نمی‌داند، چگونه به نقد توافقنامه بنشیند و از آن مهم‌تر آنکه از کجا ایمن باشد که هم‌صدا با اسرائیل یا کم سواد و افراطی لقب نمی‌گیرد یا حتی به دادگاه احضار نمی‌شود؟

آیا همین برخوردهای تند با منتقدین ژنو و تلاش برای سکوت آنها نشان از آن ندارد که در جریان توافقات اتفاقاتی روی داده که دولت از اینکه مردم در جریان آنها قرار بگیرند، می‌ترسد؟

می شود ننوشت؛ می‌شود انتقاد نکرد؛ می‌شود بازتاب نداد؛ اما آیا می‌شود نفهمید؟

دست مزن! چشم، ببستم دو دست
راه مرو! چشم، دو پایم شکست

حرف مزن! قطع نمودم سخن
نطق مکن! چشم، ببستم دهن

هیچ نفهم! این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان مکن


نقش یک خانواده در از دست رفتن حدود نیمی از خاک ایران!

حالا که نوشتن درباره ی ژنو ممنوع شده درباره ی ترکمانچای می نویسیم!
درباره ی عهدنامه های ترکمانچای و گلستان و سایر عهدنامه های ننگین دوره ی قاجار چیزهایی شنیده اید. تا پیش از قرن سیزده هجری، افغانستان، ترکمنستان، ارمنستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، قسمت غربی پاکستان، شرق ترکیه، شرق عراق، کشورهای عربی جنوبی خلیج فارس چون قطر جزئی از ایران بزرگ بودند.
ابراهیم خان کلانتر – حاکم فارس – بعد از خیانت به لطفعلی خان زند صدر اعظم آغامحمدخان قاجار شد. او از خانواده ای یهودی الاصل بود که اظهار اسلام میکرد. خانواده ی او در سراسر ایران گسترده بودند و رده های متنفذ دولتی در دستان آنها بود. خیانت به شیعیان هندوستان به رهبری تیپوسلطان و همکاری با انگلیسی ها در جنگ علیه شیعیان هند و افغانی ها از اقدامات تاریخی اوست. در زمان او شهر باستانی و مهم هرات و ۸۰۰۰ هزار کیلومتر از سیستان را از خاک ایران جدا کردند. فتحعلی خان قاجار از انگیزه های خاص ابراهیم خان کلانتر و ارتباطش با بیگانگان آگاه شد. وی تمام خانواده ی کلانتر را از سراسر ایران جمع کرد و همه را قتل عام یا تبعید کرد. از این میان یکی از باهوش ترین اعضای خانواده ی کلانتر، به دامان انگلیسی ها پناهنده شد. او میرزا ابولحسن خان ایلچی خواهرزاده و داماد ابراهیم خان کلانتر بود که با تدبیر انگلیسی ها به انگلستان رفت و با حمایت آنها سفیر مختار ایران در انگلستان شد!
انگلیسی ها چندی بعد او را به سمت وزارت خارجه ایران منصوب کردند. میرزا ابولحسن ایلچی بیش از ۳۰ سال از دولت بریتانیا حقوق می گرفت؛ وی شیفتگی اش را نسبت به غرب در کتاب «حیرت نامه ی سفرا» منتشر کرد و رسماً عضو لژ فراماسونری در انگلستان شد. اما مهمترین کار میرزا ابولحسن عهدنامه های گلستان و ترکمانچای است. او نماینده ی ایران در عقد این دو قرارداد بود و به وظیفه ی خود در این خصوص عمل کرد!
میرزا ابوالحسن ایلچی در پایان دوره ی وزارتش معاهده ای جدید با انگلستان امضاء کرد که بر اساس آن امتیازاتی که دولت روسیه در پی عهدنامه «ترکمن چای» به دست آورده بود به انگلستان نیز اعطا شد!


دلواپس ژنو

کنکاشی در توافق ژنو.
برای تهیه این مجموعه به سایت موسسه آرمان مراجعه کنید.


ناگفته های توافق ژنو از زبان سید محمود نبویان (پیشنهاد ویژه)

بخش مهمی از سخنرانی آقای نبویان پیرامون «پشت پرده های توافق نامه ژنو و جلسات مستقیم ایشان با تیم مذاکره کننده» و «نقشه دشمنان برای تغییر رهبر ده سال آینده از طریق انتخابات مجلس خبرگان»، که حتی توسط رسانه های منتقد دولت حذف شده است.


بررسی محتوایی توافقنامه ژنو به زبان ساده (پیشنهاد ویژه)

توافق ژنو بر خلاف ادعای مجموعه رسانه ای دولت یازدهم و خصوصاً تیم مذاکره کننده و جواد ظریف، دارای ابهامات بسیاری می باشد. این موضوع را می توان با عدم انتشار متن دقیق و اصلی محتوای توافقنامه و بسنده کردن به ارائه بخشی از این سند توسط دولت مورد توجه قرار داد.

در این بین سوالات بسیاری در ذهن مخاطب شکل گرفته که برخی از آنها عبارتند از:
– ایران در توافق ژنو چه چیزی داد و چه چیزی گرفت؟
– آیا نگاه محوری در هر قراردادی، یعنی در نظر گرفتن هزینه و فایده در توافق ژنو مد نظر بوده است؟
– آیا این توافقنامه باعث شکسته شدن تحریم ها شده است؟
– آیا نتیجه توافق ژنو لغو همه تحریم ها و در نتیجه ایجاد رونق اقتصادی و پایین آمدن قیمت ها بوده و خواهد بود؟
– آیا واقعاً این توافق حقوق هسته ای ایران را به رسمیت شناخته است؟
– دلیل اینکه دولت یازدهم به صورت شتابزده وارد مذاکرات هسته ای شده و این توافق را امضا کرد چه بود؟
– منظور از افراطیون مخالف با توافقنامه ژنو که توسط دولت یازدهم و تیم مذاکره کننده و برخی افراد مانند هاشمی رفسنجانی به آنها اشاره می شود چه کسانی هستند؟
و پاسخ به سوالات دیگر…


آینده از آن لبوفروشان و لبوخورهاست!

این روزها در تاریخ این کشور ثبت می شود. قطعا در آینده نه چندان دور، مردم ایران بهتر و دقیقتر درباره دروغی به نام پیروزی بزرگ هسته ای حرف می زنند و قضاوت می کنند. مثل امروز که کتاب تاریخ را ورق می زنیم و خاطرات ملی شدن صنعت نفت و مخالفت عده ای به ظاهر هم وطن را با حق طبیعی مردم این سرزمین مرور می کنیم. امروز با خودم گفتم شاید برخی از آنها هم حقیقتا قصد خیانت نداشتند!

فرزندان انقلاب برداشتشان از سیاست و شیوه مملکت داری با هم فرق دارد. آنهایی که امروز کلید دستگاه اجرایی و سیاست خارجی کشور را به دست دارند، بچه های همین مملکتند ولی به تعامل با غرب اعتقاد دارند. از نظر آنها هزینه دادن برای انرژی هسته ای آنهم تحت عنوان کلمات و عباراتی مثل هویت و حیثیت و عزت و غرور ملی و یا در راستای ایستادگی و مبارزه با استکبار معنایی ندارد. این مساله از ابتدا اشتباه بود، حتی اگر دست یافتن به آن، توجیهات اقتصادی و علمی و یا حیثیتی داشته باشد. مهم از نظر آنها، تعامل با غرب است و هرچیزی که این تعامل را بهم بزند، باید کنار گذاشته شود.

پس در اینجا مساله تحریم ها و مشکلات اقتصادی مردم به یک موضوع حاشیه ای تبدیل می شود؛ مساله اصلی عدم چالش و تقابل با کدخداست. در هر مساله ای. امروز انرژی هسته ای، فردا لابد خیلی چیزهای دیگر. یکی از موارد اختلاف فرزندان انقلاب همینجاست. آنها این عقب نشینی و پلمپ کردن تاسیسات هسته ای کشور را یک پیروزی بزرگ می دانند و ما آنرا گرفتن روح انقلابی از کالبد ایرانی.

اشتباه نشود. برخی بی شرمانه همه منتقدان مذاکرات اخیر را مقابل مردم قرار می دهند و ادعا می کنند که این منتقدان از درد و رنج مردم بی خبرند و یا حتما منافعشان در چالش با غرب است! نخیر. ما هم از جنس همین مردمیم. از جنس همین لبوفروشها و لبوخورها! ما هم در همین هوا نفس می کشیم. خوشبختانه به همه دردها هم مبتلاییم. از مسکن مهر گرفته تا گرانی و تورم. ما هرگز نگفتیم که انرژی هسته ای به هر قیمتی. ما هم می دانیم که به جای روحانی، هرکسی که رییس جمهور می شد، احتمالا چاره ای جز مذاکره نداشت، اما مذاکره به چه روشی؟ این چه مذاکره ای هست که پیشاپیش دستهایت را بالا ببری و خودت را بدهکار همه عالم و آدم بدانی (حتی عربهای منطقه!) این چه مذاکره ای هست که مقابل گرگترین آدمهای روی زمین که به همه سوراخ سمبه های سیاست واردند، لبخند بزنی و در همان صد روز اول، همه سی سال گذشته ات را پاک کنی؟! همین یک قدم برای سیاستمداران و دولتمردان آمریکا کافی بود تا آخر و عاقبت شما را بخوانند!

سیاست یعنی همین. پستی و بلندی دارد. این روزها را قبلا هم دیده بودیم. روزی همین جناب روحانی در تهران به همراه وزرای خارجه اروپایی تعلیق غنی سازی کشورمان را جشن گرفت و آن پیروزی بزرگ را به ملت ایران تبریک گفت! یادم هست آن روز، چند نفر از بی تفاوت ترین آدمهای این کشور که از آنها انتظار غیرت و حساسیت نداشتیم، چنان از طعم تلخ شکست و عقب نشینی پریشان بودند که ما آنها را دلداری می دادیم!

بله آقای رییس جمهور! مردم حواسشان به آنچه مرقوم داشته اید، هست. هویت ملی یک امر تخیلی نیست، محصول یک تاریخ است. به هرحال این روزها هم می گذرد. درست مثل آن روزها که گذشت و از دل دولت اصلاحات، شخصی مثل احمدی نژاد به قدرت رسید. خوشبختانه نخبه سالاران دولت کلید، در تعامل با مردم چندان تخصص ندارند. آنها متخصص رنجاندن لبوفروشان و سیب زمینی خورها و رانندگان تاکسی و بی سوادها هستند. یعنی همان مردمی که در آن واحد نظرشان، هم مهم هست، هم نیست! یک بار به بهانه نظرسنجی، یک بار به گناه لبوفروشی! مردم این تناقض ها را می بینند، می فهمند و تصمیم می گیرند…


قهرمان دیپلماسی ایران!

از توافقنامه هسته‌ای پر سود و منفعت ژنو و در تازه‌ترین مورد، پس گرفتن دعوت از ایران برای شرکت در کنفرانس ژنو ۲ در موضوع سوریه توسط سازمان ملل!

آقای دیپلمات!
دشمن، خوب نقاط ضعف شما و دولت راستوگویان را فهمیده و این تازه شروع کار است.
منتظر بقیه‌ی زیاده‌خواهی‌ها و تمسخر شما توسط آنهایی که دستشان را در کنفرانس‌های خفت‌بار فشردید و زیر توافقات ننگینشان را امضاء زدید باشید.

قهرمان دیپلماسی!
خود گویی و خود خندی…

خدایا؛
هیچوقت دوست ندارم چنین قهرمانی باشم! که بدترین فحش عالم است!


پروژه توانمندسازی اپوزیسیون

نوع رفتار هیات اروپایی در تهران بویژه ملاقات پنهان با دو چهره کاملا شناخته شده نزدیک به جریان فتنه، اگر در کنار برخی پدیده های دیگر گذاشته شود، حقیقت مهمی را درباره نحوه بازنویسی راهبرد سیاسی – اطلاعاتی کشورهای غربی علیه ایران آشکار می کند.

می دانیم و آمریکایی ها خود از مدت ها قبل گفته اند که پیگیری پروژه تغییر رژیم در ایران یا تغییر رفتار رژیم به گونه ای که عملا به دگرگون شدن ماهیت انقلابی آن بینجامد لوازم متعددی دارد که در راس آن باز شدن پای غربی ها به داخل کشور و عادی ـ بخوانید غیرقابل جلوگیری – شدن ارتباط آنها با اپوزیسیون ایرانی است.

فقط به عنوان یادآوری، فراموش نکنیم که مارک پالمر، تحلیلگر کمیته خطر جاری در آمریکا، ۷ سال قبل، وقتی گزارش «ایران: یک رهیافت جدید» را می نوشت (گزارشی که منابع غربی هنوز هم از آن به عنوان یکی از پایه های سیاستگذاری امنیتی واشنگتن علیه تهران یاد می کنند) همه چیز را به یک جمله ختم کرد: «اگر می خواهید پروژه براندازی در ایران پیش برود، نخستین و مهم ترین گام بازگشایی سفارت آمریکا در تهران است».

تردیدی نیست که وقتی کسی چون پالمر درباره «ضرورت بازگشایی سفارت آمریکا در تهران» به عنوان گام نخست یک پروژه براندازی موفق سخن می گفت در واقع به اهمیت مقوله از جنس ارتباط مستقیم، بدون واسطه و عملیاتی میان غرب و اپوزیسیون ایرانی نظر داشت. کارکرد اصلی سفارتخانه های آمریکا در تمام کشورهایی که پروژه های براندازی نیمه سخت در آنها اجرا شده هم همین بوده است که «میدان» را به خوبی بشناسند، ارتباطات را برقرار کنند، نقش ها را تعریف کنند، حمایت ها را به وجود بیاورند و در نهایت روز عملیات، هم تقسیم کار کنند و هم بر اجرای درست پروژه نظارت.

این البته فقط یک نشانه تاریخی است. انبوهی از کدها وجود دارد که نشان می دهد دولت آمریکا بویژه با بازخوانی تجربه شکست خورده فتنه ۸۸ در پی طراحی مدل جدیدی از پروژه اپوزیسیون سازی و کودتای نیمه سخت در ایران است که هدف آن دقیقا همان چیزی است که اکنون آمریکایی ها آن را انکار می کنند یعنی تغییر رژیم در ایران.

دیپلماسی هرگز نباید ما را فریب دهد. وظیفه دیپلمات ها کاهش خطر ایران و مدیریت تهدید ایران از طریق تولید فشار جهانی بر روی آن و همچنین خلع ید آن از توانمندی های حیاتی در حوزه های راهبردی – مانند برنامه هسته ای – است اما از دید آمریکا و اسرائیل جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک موجودیت انقلابی مساله ای نیست که بتوان فقط به مدیریت آن توسط دیپلمات ها بسنده کرد. واشنگتن و تل آویو عقیده دارند فراتر از مدیریت، مساله ایران باید حل شود و حل این موضوع هم کار سرویس های اطلاعاتی است نه دیپلمات ها و سرویس ها هم مجازند از همه ابزارهای ممکن استفاده کنند اما هرگز نباید از یاد ببرند که همه راه ها به درون ایران ختم می شود و مساله ایران بنا نیست و نمی تواند از بیرون حل شود…



مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.