صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : دولت یازدهم


ابزارک ها

ابزارک

دکتر حسن عباسی | من ریویزیونیست ام، پس هستم!

در این سخنرانی استاد حسن عباسی به بررسی عملکرد دولت یازدهم و روش و منش دولت مردان در مواجهه با اصل انقلاب اسلامی و اندیشه‌های امام خمینی(ره) می‌پردازد. از نکاتی که به آن پرداخته می‌شود، مذاکرات اسرائیلی‌ها با حسن روحانی است. این سخنرانی از زمینه‌های شکایت دولت یازدهم از دکتر عباسی بوده است که با […]

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


چرا حسن عباسی مورد هجمه قرار گرفته است؟

چرا دکتر حسن عباسی مورد هجمه دشمنان داخلی و خارجی آرمان‌های انقلاب و متاسفانه برخی دوستان کم تحمل و بعضاً جو زده قرار گرفته است؟

از زبان خودش بشنوید…


انتقاد با اعتماد زدایی از دولت

– نظر شما درحالی که همین مسئولین فعلی در سال ۸۲ فعالیت های هسته ای را به حالت تعلیق درآوردند و جز ۲ سال عقب ماندگی کشور هیچ سود دیگری نداشت،چرا از این تجربه درس نمیگیرند؟!
– بنظر شما چرا فکت شیت را منتشر نمی کنند؟
– با توجه به فرمایشات جنابعالی درباره فاصله نتایج مذاکرات اخیر از اهداف و آرمانهای نظام، حمایت امام خامنه ای از مذاکرات چطور با این موضوع قابل جمع است؟
و…


درهم آمیختن انتقادی ترین و حمایتی ترین بیانات!

وحید یامین پور
سخنرانی مقام معظم رهبری
در اول فروردین را شاید بتوان انتقادی ترین بیانات ایشان نسبت به دولت یازدهم از ابتدا تا کنون دانست. بویژه از این حیث که ایشان با تفکیک محبوبیت از مشروعیت به دولتی ها یاداوری کردند که دولت علیرغم اینکه فقط با هفت دهم درصد مشروعیت یافته ولی رقبا بازی را برهم نزدند و همین پیروزی شکننده را پذیرفتند و در آینده نیز علیرغم اینکه مشکلات اقتصادی محبوبیت دولت را کاهش خواهد داد لیکن بازهم مخالفان دولت مهمترین حامیان مشروعیت دولت خواهند بود و این تفاوت ماست با یاغیان فتنه هشتاد و هشت.

به عبارتی اولین و مهمترین همدلی مخالفان با دولت، پذیرفتن و مشروع دانستن دولت بود علیرغم فقط هفت دهم درصد برتری.

اما مهمترین نکته بیانات رهبری انتقاد شدید ایشان به رویه ی دولت در اتکای افراطی به خارج و سیاست خارجی بود. ایشان با طراحی یک دوگانه به روشنی به دولت اخطار دادند که به ظرفیت های درونی نظام برگردند و از خوش خیالی در اتکای به بیرون دست بردارند: ” دیدگاه دوم در نقطه‌ی مقابل، معتقد است رونق و پیشرفت اقتصادی با نگاه به بیرون از مرزها امکان پذیر است، بنابراین باید سیاست خارجی را تغییر دهیم و با مستکبر کنار بیاییم و زورگویی های اورا بپذیریم تا مشکلات اقتصادی حل شوند! این نگاه دوم، کاملاً غلط، عقیم و بی فایده است.»”

در جملات فوق روشن است که رهبری دیدگاه فعلی دولت را خطاب قرارداده است و در واقع قلمرو نقد را شفاف کرده است. چراکه رییس جمهور محترم معتقد است: “کلید حل مسائل در سیاست خارجی است.”

نکته مهم دیگر حمایت بیسابقه ایشان از رادیکال ترین منتقدان دولت یعنی “دلواپسان” بود. معظم له بسیار به ندرت از یک جریان سیاسی در سخنرانی هایشان نام می برند ولی اینبار با تکرار این نام به دولت تذکر دادند که انتقادات دلواپسان نه تنها جرم نیست بلکه از سر دغدغه است و به طور غیرمستقیم این نقد را اگر بدون نادیده گرفتن زحمات و خدمات دولت باشد خود مصداقی از همدلی و همزبانی دانستند. و سپس تذکر دادند که دولت منتقدان را تحقیر نکند و به آنها توهین روا ندارد و بالعکس. همنوا دانستن منتقدان با اسرائیل یا کم سواد و بی عقل و… خواندن آنها و حواله آنها به جهنم قبلا هم مورد اخطار رهبری قرار گرفته بود. و البته روشن است که ایشان خواهان اعتدال در نقد و پرهیز از سیاه نمایی توسط منتقدان هستند و برآیند این پرهیزهاست که از انسداد سیاسی جلوگیری می کند.

درآمیختن انتقادی ترین بیانات با مفهوم حمایت و همدلی و هم زبانی یک ابتکار بی نظیر در بیان رهبری بود که فقط هم از ایشان ساخته است. با این روش علیرغم طرح صریح دیدگاه ها و نقدها به خرده گیری و جبهه گیری هم متهم نمی شویم و دولت هم “چک سفید امضا” دریافت نمی کند.


دکتر حسن عباسی | افسردگی سیاسی

دکتر حسن عباسی در این سخنرانی به بررسی افسردگی سیاسی بین دولتمردان ایرانی و سابقه تاریخی آن و تأثیرات آن بر روی ملت ایران می پردازد.

همچنین در این سخنرانی دکتر عباسی نقدهای صریح و بی پرده به رفتار سیاسی دولت یازدهم و اصلاح طلبان و تأثیرات داخلی و بین المللی آن دارد.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


اشتباهی که در آینده طعم تلخش را خواهیم چشید

نوید اسماعیلی
اگر در یکی دو ماه اخیر به سخنان و رفتار رئیس جمهور ،وزیر امور خارجه و یا سایر عوامل دخیل در مذاکرات ۱+۵ دقت کنیم به نوعی آشفتگی و درماندگی برخواهیم خورد که صرفا دلیل اصلی آن نزدیک شدن به سوم آذر و یا همان زمان توافق نهایی است و طبق گفته این عزیزان لزوما! باید به سرانجام برسد.

اما دلیل این نوع آشفتگی در چیست؟

ماجرای این داستان به تبلیغات و اظهارات انتخاباتی رئیس جمهور فعلی در سال ۹۲ برمیگردد که در تمامی آن با نفی و انتقاد از مدل مذاکره در دوران گذشته به ایجاد شیوه جدید مذاکره با گروه ۱+۵ و رسیدن به یک توافق جامع و برد برد اشاره و امکان پذیر بودن آن را تضمین می نمود و البته پس از آن مدعی رفع تحریم ها نیز بود.

حال اما بعد از گذشت یکسال از توافق اولیه (که البته زمان آن ۶ ماه پیش به پایان رسیده است) گویی هر دو طرف مذاکره به این نتیجه رسیده اند که این توافق کمی بیشتر از آنچه در رسانه ها مطرح میشود، سخت و دشوار است و شاید یکی از آخرین نمونه های اثبات این ادعا بایکوت خبری در نشست سه جانبه مسقط از سوی هر دو طرف مذاکره کننده بود در حالی که تمام رسانه های طرفدار انجام توافق، مسقط را یک قدمی توافق نهایی قلمداد میکردند.

اما نکته اصلی در توافق هسته ی ایران با گروه ۱+۵ ،خطای بد استراتژیک دولت در به رسمیت شناختن دولت آمریکا به عنوان تنها طرف اصلی مذاکرات هسته ی بود که این قضیه به صورت آشکار در نشست اخیر عمان ملاحظه شد.

این موضوع که ما صرفا کشور ایالات متحده را طرف اصلی مذاکرات قلمداد و تمامی اصول مذاکره را برپایه این تئوری پی ریزی کنیم ،سوای ایرادات متعدد مبنایی و اعتقادی دارای یک اشتباه محض تاریخی است و آن اینکه ما به دست خودمان به قدرت دولت آمریکا اذعان و اقرار کرده و معادلات کنونی منطقه و جهان را به نفعش تغییر خواهیم داد.

قدرتی که طبق اسناد و شواهد قطعی روز به روز در حال افول است.

و اما بحث آخر اینکه، رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت طبق آنچه در بالا ذکر شد به دلیل نزدیکی روز موعود تقاضای عنایت دولت آمریکا بر انجام توافق نهایی با استناد به عملی شدن کامل تعهدات و تعدیلات صورت گرفته توسط ایران شد که این موضوع متاسفانه در آینده( چه این توافق به سرانجام خوب و خوشی بیانجامد و چه نه) به ضرر جمهوری اسلامی تمام خواهد شد و اشتباهی خواهد بود که طعم تلخ آن در آینده چشیده خواهد شد.


چه کنیم ما با دولت راستگویان؟!

حسین قدیانی

چقدر می‌تواند یک نظام، مظلوم باشد، آن هم نظام مقدس جمهوری اسلامی که متکی بر خداست و خون ۳۰۰ هزار شهید؟ کاش می‌شد بر این مظلومیت، حدی متصور بود. مغرضان و معاندان، یک سال تمام با استناد به سخن فلان دولتزن و بهمان وزیر، به مسخره گرفتند بنزین تولید داخل را بلکه اصل و اساس خودکفایی را، حالا جناب سخنگوی دولت اعتراف می‌کند که بلااشکال است بنزین محصول دسترنج کارگر ایرانی! فقط هم بنزین نیست. مثلا در موضوع بورسیه‌ها، باز هم دشمن، نزدیک چند ماه، مستند به سخن این یا آن مسؤول دولتی، به جوسازی و سیاهنمایی پرداخت، حالا جناب سرپرست وزارت علوم اذعان می‌کند؛ «اینطورها هم که می‌گفتند نبوده!» صدالبته ما را نیز اذعان و اعترافی هست و آن اینکه عاشقانه دوست می‌داریم این جمهوری اسلامی شهدایی را و در هیچ میدانی، تنها نمی‌گذاریم انقلاب را. در موضوع بنزین، به صحنه آمدیم و اگرچه مدرک و شاهد دال بر سلامت بنزین تولید داخل بسیار داشتیم اما عجیب، دستمان بسته بود! چرا؟ چون BBC مستظهر به سخن «مسؤول جمهوری اسلامی» عنصر بلندبالای خودکفایی را می‌زد.

طرفه حکایت اینجاست؛ رسانه روباه پیر لیکن لگدپران، به اینجا که می‌رسید خانم فلانی را یک دولتزن معرفی نمی‌کرد، بلکه می‌گفت «مسؤول جمهوری اسلامی»! یعنی «وقتی مسؤول جمهوری اسلامی، خود معتقد است بنزین تولید داخل، آلودگی دارد، شما عشاق سینه‌چاک جمهوری اسلامی دیگر خواهشا کاسه داغ‌تر از آش نشوید!» در بحث بورسیه‌ها هم همین بود. دشمن، مستند به ادعای وزارت علوم جمهوری اسلامی – و نه حتی وزیر علوم دولت اعتدال!- وارونه‌نمایی می‌کرد؛ ما هم که چیزی می‌گفتیم، آن چند کلمه مقدس زیر آرم قدسی «الله» یعنی «جمهوری اسلامی ایران» و در ذیل این یکی، این چند کلمه «وزارت علوم، تحقیقات و فناوری» را -۳ تایی با هم- به رخمان می‌کشید! یعنی «وقتی وزارت علوم زیر نظر جمهوری اسلامی زیر نظر خدا خودش قبول دارد که در بحث بورسیه‌ها تخلف گسترده صورت گرفته، شما دیگر خواهشا ساکت»!

برگردم به همان سؤال مطلع نوشتار؛ براستی «چقدر می‌تواند یک نظام، مظلوم باشد»؟! شگفتا از شرف بی‌مایه بعضی‌ها که بنشسته در صندلی جمهوری اسلامی، جمهوری اسلامی را می‌زنند، آن هم به دروغ! حالا دیگر کاملا باید معلوم شده باشد که هم در بحث بنزین دروغ گفتند، هم در موضوع بورسیه‌ها. این بود آنکه بهش می‌گفتند «دولت راستگویان»؟! که تو اولا، دروغ بگویی! ثانیا، یک سال تمام دروغ بگویی! ثالثا، یک سال تمام با دروغ وقیحانه خودت، خوراک به دشمن بدهی! آقایان نوبخت و نجفی بفرمایند حالا که ادعای دیگر دولتمردان اعتدال مبنی بر آلوده بودن بنزین، ایضا آلوده بودن ۳۷۰۰ بورسیه‌، دروغی بیش نبوده، این آبرویی که مکرر در مکرر از نظام رفته شد، چه می‌شود؟! یعنی همه آبرو دارند و آبروی همه مهم است الا آبروی بنایی که با قطره قطره خون ۳۰۰ هزار شهید بالا رفته؟! پس دوباره می‌پرسم؛ «چقدر می‌تواند یک نظام مظلوم باشد»؟! و چقدر می‌توانند عده‌ای «مریض» باشند؟! از مصادیق بارز «فی قلوبهم مرض» این است که در موضوع بنزین، روی صندلی جمهوری اسلامی، مرتب به دشمن جمهوری اسلامی خوراک بدهی. عجیب‌ آلوده است محیط‌زیست قلب بعضی‌ها! آلوده به مرض سیاست‌بازی! مرض فتنه! مرض خوش‌رقصی برای دشمن! آن هم مستند به ادعایی دروغ! در ماه‌های اخیر، این همه جنگل در آتش سوخت، دولتزن دولت راستگویان، هرگز واکنش شایسته و بایسته انجام نداد اما آنجا که هیچ ضرورتی به موضعگیری نیست، علی‌الدوام حی و حاضرند، چه می‌گویم که در بستن دروغ، اندک ابایی ندارند! آنجا که باید باشند نیستند، آنجا که نباید باشند، به دروغ هم حاضرند بایستند!

دروغ، همینطوری هم مخل دولتمردی هست، وای از آن روز که علیه جبهه حق و به خوشامد باطل، دروغ گفته شود! متحیر مانده‌ام دشمن جمهوری اسلامی، برای عده‌ای، چقدر عزیز است که حاضرند ولو به دروغ، خوراک برایش تهیه کنند؟! من واقعا نمی‌دانم برای دفاع از حق، چیزی به اسم «دروغ مصلحتی» وجود دارد یا نه اما ظاهرا برای دشمنی با حق و خوراک دادن به باطل، دروغ، فراتر از مستحب، واجب موکد است! همون سازمانه بود که هوا رو در روزهای توفانی تهران، به موقع (!) پیش‌بینی می‌کرد، اخیرا مدعی شده؛ «وجود پارازیت نمی‌گذارد گاهی هوا را درست پیش‌بینی کنیم!»عجب! ما به خیالمان این هم تقصیر بیلبوردهای ضد آمریکایی بود که شما نمی‌توانستید هوا را درست پیش‌بینی کنید!

چطور امواج خود ماهواره برای امر خطیر هواشناسی و اعلام مه غلیظ صبحگاهی – که همه خودشان خود به خود دارند می‌بینند! – هیچ مزاحمتی ندارد اما پارازیت دارد؟! واحیرتا از قلوب مریض! هر جا جبهه حق می‌خواهد یک مزاحمتی برای کید و نقشه جبهه دشمن درست کند؛ مخل سلامت می‌شود، مخل دیپلماسی می‌شود، مخل محیط‌زیست می‌شود، مخل زندگی گونه‌ای نادر از گربه ماده کویر می‌شود، مخل اعلام مه غلیظ صبحگاهی هم می‌شود! در عوض، احیانا هیچ خباثتی از دشمن، مزاحم هیچ چیز نیست! گویی ممد حیات، مفرح ذات و مزید نعمت است هر آنچه از ناحیه دشمن صورت گیرد؛ خواه ماهواره باشد، خواه بمبی که برای کودک درون گهواره «لالایی مرگ» می‌خواند! این موارد، نه فقط محیط زیست را خلل وارد نمی‌کند، بلکه چون از آن‌ور آب ساطع می‌شود، گل است و بلبل. با این دست فرمان، بیم از آن دارم که دوفردای دیگر مدعی شوند؛ «شعار «مرگ بر انگلیس» برای سلامت گونه نادری از بچه کوسه‌های در حال انقراض، مضر است! و «شعار «مرگ بر آمریکا» از عدد عناصر جدول مندلیف به طرز چشمگیری می‌کاهد!» این مواجهه شماری از راستگویان دولتی با نظام مظلوم جمهوری اسلامی است، لیکن بنگرید تعامل رسانه‌های اصولگرا با دولت محترم را. باری از بدنه خود دولت، مدعی شدند؛ «آب تهران آلوده به نیترات است.» آیا ما نمی‌توانستیم در همین «وطن امروز» تیتر یک برویم؛ «سلامتی نوزادان در خطر» و دولت راستگویان را بنوازیم؟! ما اما «شرف» داریم و هرگز حاضر نیستیم قوه مجریه را به هزینه «تشویش اذهان عمومی» نقد کنیم.

نقد ما از زاویه حق است، فلذا بی‌آنکه «ارگان دولت» باشیم، از قول وزارت بهداشت نوشتیم که آب تهران، مشکلی ندارد. آقایان و خانم‌های راستگو! ما نانخور دولت نیستیم اما شما دارید نان این نظام شیدایی و شهدایی را می‌خورید! لااقل به شکرانه رواداری منتقدان با دولت اعتدال، اندکی اهل انصاف باشید در حق جمهوری اسلامی… و الا بیم از آن دارم که مردم گریبان‌تان را با این سؤال بگیرند؛«آن از سیاست خارجه‌تان، این هم از سیاست داخله‌تان، چه کار دارید می‌کنید؟!»

آقایان و خانم‌های راستگو! ملت، سعه‌صدر منتقد را ندارد؛ خوشگل رأی می‌دهد، خوشگل‌تر پس می‌گیرد!


نمی‌توانید ۷۰ میلیون تومان جور کنید؟ به جهنم!

وزیر راه و شهرسازی دولت تدبیر و امید! بی‌خبر از درد مردم، می‌گوید: زوج‌های جوان برای خانه‌دار شدن، باید ۲۰ میلیون تومان پس‌انداز داشته باشند و ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان دیگر را خودشان تأمین کنند [احتمالاً از پدر، مادر و برادر خود بگیرند!] تا به همراه یک فقره وام ۸۰ میلیون تومانی بتوانند قدرت خرید مسکن را در بازار به دست آورند.

یکی نیست به ایشان بگوید اگر مردم عادی توانایی فراهم کردن ۷۰ میلیون تومان را داشتند که دیگر نیازی نبود شما خودتان را به زحمت بیندازید، بقیه‌اش را هم خودشان تأمین می‌کردند.

آقای وزیر!
تا به حال شده اجاره خانه‌ات عقب افتاده باشد؟
تا به حال شده سر سال، صاحب‌خانه جوابت کند و مثل خانه‌به‌دوش‌ها، سال به سال اسباب‌کشی کنی؟
شده سر سال، پولی نداشته باشی که روی پولِ پیش یا پولِ رهن بگذاری برای تمدید قرارداد اجاره؟
اصلاً تا به حال مستأجر بودی؟!

راستی یک سؤال بی ربط!
۲۵ میلیون تومان وام قرض‌الحسنه مسکن مهر تورم‌زا بود اما ۸۰ میلیون وام شما نیست؟!

***
نمی‌توانید ۷۰ میلیون تومان جور کنید؟
به جهنم!
خدا شما را فقیر و مستضعف آفریده است؛ چیکار کنیم ما!


۵۴٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان در جیب شیخ‌نشینان اماراتی

پس از مدت‌ها کش و قوس در پرونده کرسنت چندی پیش شبکه بی بی سی خبر از اعلام حکم دادگاه پرونده کرسنت داد و اعلام کرد: دیوان داوری، قرارداد موسوم به کرسنت را معتبر و برای هر دو طرف الزام‌آور می‌داند.

پس از آن بیژن زنگنه، وزیر نفت در پاسخ به این سوال که آیا داوری بین‌المللی لاهه درباره پرونده کرسنت اعلام شده است، گفت: بله، اما من در حال حاضر نمی‌توانم در این باره اطلاع‌رسانی کنم. این بله آقای وزیر مهر تاییدی شد بر شایعات کرسنتی این روزها.

پیش از این در مطلبی تحت عنوان «آیا “کرسنت” کمر اقتصاد ایران را خواهد شکست؟» به بررسی زوایای پیدا و پنهان این فساد بزرگ با آقازاده‌ای مصون از محاکمه پرداخته بودیم.

«کرسنت» نام یک قرارداد گازی است که در سال ۲۰۰۱ یعنی ۱۳۸۱ در زمان وزارت جناب آقای زنگنه در وزارت نفت بین ایران و شرکت اماراتی «کرسنت پترولیوم» امضا شد و بر اساس مفاد آن ایران متعهد ‌شد گاز ترش (ارزان‌ترین شکل گاز فرآوری نشده) تولیدی میدان گازی سلمان را به مدت ۲۵ سال و از آغاز سال ۱۳۸۵ به شیخ‌نشینان اماراتی صادر کند. همچنین مقرر شد حجم صادرات از ۵۰۰ میلیون مترمکعب گاز آغاز شود و به تدریج به ۸۰۰ میلیون مترمکعب در روز برسد.

کرسنت پترولیوم (Crescent Petroleum) یک شرکت نفتی خصوصی، مستقر در شارجه امارات متحده عربی است که فعالیت خود را از سال ۱۹۷۱ به عنوان نخستین شرکت خصوصی فعال در زمینه نفت و گاز در منطقه خاورمیانه آغاز کرد و در حال حاضر دفاتر متعددی در کشورهای امارات، ایران، عراق، انگلستان، بحرین، عربستان سعودی و مصر دارد.

این شرکت زیرمجموعه‌ای از گروه شرکت‌های کرسنت در سطح جهان می‌باشند که توسط خانواده جعفر به سرپرستی “حمید ضیاء جعفر” (مدیر عامل) اداره می‌شود.

درطول دوره ۲۵ ساله این قرارداد، درآمد ایران از فروش گاز به کرسنت بین ۱۶ تا ۲۰ درصد (حدود یک پنجم) بهای گاز قرارداد ایران با ترکیه در دوره مشابه ۲۵ ساله می‌شد. یعنی به واسطه عدم قیمت‌گذاری بر اساس گذشت زمان یا مثلا نسبتی از قیمت هر بشکه نفت، کم‌کم گاز ایران به صورت رایگان به امارات صادر می‌شد.

زیان ایران از به اجرا در آمدن قرارداد کرسنت زمانی آشکارتر می‌شود که بدانیم بر اساس مفاد این قرارداد در ۷ سال ابتدایی آن قیمت هر بشکه نفت ۱۸ دلار و در ۱۸ سال باقی مانده قیمت هر بشکه ۴۰ دلار تعیین شده بود و در این پروسه زمانی امکان افزایش قیمت وجود نخواهد داشت، در حالی که در ۱۳۸۴ که قرارداد باید به اجرا در می‌آمد نرخ نفت از مرز ۷۰ دلار به ازای هر بشکه نیز فراتر رفته و با شتاب به سوی اعداد بالاتر گام بر می‌داشت در حالی که ایران باید با همان مبنای ۱۸ دلار معامله می‌کرد.

براساس این اعتراضاتی در داخل کشور شکل گرفت. سرانجام با روی کار آمدن دولت نهم و بر طبق دستور دیوان محاسبات کشور، این قرارداد از طرف ایران به صورت یک طرفه نادیده گرفته شد. افشای ردوبدل شدن رشوه برای انعقاد این قرارداد در کنار ضرر آشکار کشورمان از اجرای قرارداد کرسنت از وجوه اصلی واکنش و اعتراض مخالفان به اجرای آن بود.

همین موضوع و معلق ماندن قرارداد، مدیرعامل کرسنت را بر آن داشت تا شکایتی در این خصوص در دادگاه لاهه مطرح کند اما با توجه به موجود بودن اسنادی در خصوص ارتشا، فساد و رشوه برای به امضا درآمدن چنین قراردادی پرونده به زیان طرف اماراتی بود.

روند دادگاه تغییر کرد

جلسات داوری قرارداد کرسنت در اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۲ در لاهه برگزار شد. طرف ایرانی در مقابل شکایت طرف اماراتی اظهار ‌داشت در زمان انعقاد، فرمول

قیمت این قرارداد به صلاح کشور جمهوری اسلامی ایران نبوده و لذا تبانی و اعمال نفوذ صورت گرفته است. جلسات متعدد دادگاه به سمتی پیش می‌رفت که به وضوح

مشخص بود که حکم به سود طرف ایرانی داده خواهد شد اما ناگهان ولی با آغاز به کار دولت یازدهم و حضور مجدد زنگنه در وزارت نفت و در ادامه حمایت افرادی همچون «ح ک» رئیس یکی از کمیسیون‌های مجلس هشتم، «م س» از نزدیکان مهدی هاشمی و مدیران ارشد صنعت نفت، «ک و» و «غ ن» از مقامات ارشد وزارت نفت و برخی عوامل انعقاد قرارداد کرسنت در این وزارتخانه و البته دست دست کردن در محاکمه مهدی هاشمی که نقش پررنگی در عقد این قرارداد داشت، همه و همه دست به دست هم داد تا روند دادگاه تغییر کند.

با معرفی و رای اعتماد گرفتن زنگنه از مجلسی‌ها و در دست گرفتن مجدد امور وزارت نفت توسط تیم قبلی، طرف اماراتی در جریان دادگاه این بهانه را به دست آورد که ادعای فساد و تبانی در عقد قرارداد دروغ است چرا که مجریان وقت قرارداد کرسنت اکنون مدیران نفتی ایران هستند، پس این قرارداد در ایران محکوم نیست.

به هر حال حکم دادگاه صادر شد و شرکت اماراتی در مارش پیروزی دمید و رسانه‌های خارجی هم خبر این پیروزی را تایید کردند. در ایران نیز فقط می‌دانند حکم صادر شده است!

حکمی که اگر با زیان ناشی از به تعویق افتادن سرنوشت این پرونده در ۹ سال اخیر که نتیجه‌ای جز بی‌حاصل سوختن گاز ایران در میدان گازی سلمان نداشت جمع کنیم، مبلغی به مراتب بالا‌تر از دلارهای به اصطلاح آزاد شده توافق ژنو خواهد بود. توافقنامه‌ای که در قبال ۲۷ تعهد از طرف ایران به مقامات غربی بسته شد و در مقابل تنها ۹ امتیاز مبهم و کم اهمیت حاصل شد.

یارانه ۱۵ ماه ایرانیان در جیب شیخ‌نشینان اماراتی

به تعویق افتادن سرنوشت این پرونده نیز ضرری به مراتب بزرگتر به اقتصاد ایران زد. در طی ۹ سال که از زمان اجرای این قراداد کرسنت می‌گذرد گاز ایران بدون هیچ حاصلی در میدان گازی سلمان سوخت بدون آنکه به کشوری فروخته شود. در آن سال‌ها عزم جدی برای برداشت از میادین مشترک به وجود آمده بود و تصمیم گرفته شده بود تولید از این میدان در قالب «طرح توسعه میدان سلمان» افزایش یافته و میزان تولید نفت به ۵۰ هزار بشکه در روز و میزان تولید گاز به میزان ۵۰۰ میلیون فوت مکعب افزایش پیدا کند و نفت تولید شده با یک خط لوله به جزیره لاوان انتقال یابد. گاز ترش تولید شده آن هم قرار بود با یک خط لوله دریایی به طول ۲۴۰ کیلومتر و قطر ۳۰ اینچ به عسلویه منتقل شده تا در آنجا با احداث پالایشگاه این گاز پالایش شده و به خط لوله سراسری متصل و به مصرف داخل( یا صادرات یا تزریق در چاههای نفت خوزستان) اختصاص یابد. اقدامی که درآمدی هنگفت نصیب کشورمان می‌کرد که به دلیل اشتباهات گسترده در عقد قراداد کرسنت از آن بی‌نصیب شدیم.

علاوه بر این اگر مبلغ بدهی پرونده فساد بابک زنجانی (۹ هزار میلیارد تومان) را با مبلغ فساد مه‌آفرید خسروی (۳ هزار میلیارد تومان) جمع کرده و در عدد ۴٫۵ ضرب کنیم، تازه برابر خواهد شد با ۵۴ هزار میلیارد تومان. یعنی همان ۱۸ میلیارد دلاری است که ایران در دادگاه لاهه در پرونده کرسنت به لطف جونیور، بیژن زنگنه و تدبیر دولت یازدهم جریمه شده است.

و جالب‌تر زمانی است که مبلغ جریمه یعنی ۵۴٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰ تومان را به جمعیت ایران که نزدیک به ۷۷ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر است، تقسیم کنیم. به این معناست که از جیب هر ایرانی باید ۶۹۴ هزار و ۹۸۰ تومان یعنی نزدیک ۷۰۰ هزار تومان برابر با یارانه ۱۵ ماه برای جریمه کرسنت پرداخت شود.

چه می‌توان گفت جز اینکه چرا در کشور ما باید چنین بی‌تدبیری‌هایی وجود داشته باشد که علاوه بر هدر رفت سرمایه ملی کشور آن هم در این شرایط سخت اقتصادی آتش به بیت‌المال بیندازد و در سوی دیگر رایزنان سیاسی کشور سر تعظیم فرو بیاورند تا امتیازات ناچیزی دریافت نمایند غافل از آنکه خود امتیازات بیشماری را از دست داده و همچنان نیز می‌دهند.


سوابق درخشان علمی آن دکتری که خیلی باسواد بود!

دکتر مهدی کوچک زاده (نماینده مجلس شورای اسلامی) در وبلاگ شخصی خود نوشت:

حسب مندرجات اسناد مجلس شورای اسلامی، آقای حسن روحانی رئیس جمهور از دوره اول مجلس شورای اسلامی با عنوان «دکتر» عهده دار سمت نمایندگی بوده اند در حالیکه مطابق مندرجات سایت مرکز تحقیقات استراتژیک (تحت مدیریت خود ایشان)، ایشان طی سالهای منتهی به ۷۴ برای تحصیل در دوره های کارشناسی ارشد و دکترا در یکی از دانشگاه‌های انگلستان ثبت نام نموده اند و اکنون نیز حسب اظهارات معاون شان، آقای نوبخت، استاد تمام دانشگاه بوده و از آن محل حقوق دریافت می دارند! در این رابطه سوالاتی بشرح زیر مطرح است که لازم است مراجع ذیربط برای روشن شدن اذهان و افکار عمومی بدان پاسخ دهند.

۱- در فاصله سالهای مجلس اول تا سال ۷۴ که ایشان مدرک دکترا گرفته اند از حقوق و امتیازات عنوان «دکتر» استفاده نموده اند؟ اگر بلی با چه مجوز قانونی و شرعی؟

۲- چگونه همزمان با تحصیل در انگلستان در پست های خطیری مثل نایب رئیس مجلس، دبیر شورای عالی امنیت ملی و … انجام وظیفه شده است؟

۳- ایشان در هیئت ممیزه کدام دانشگاه و با کدام سوابق پژوهشی موفق به کسب عنوان «استاد تمام» شده اند؟

۴- در دوران تحصیل از بورس استفاده کرده اند یا با هزینه شخصی در انگلستان درس خوانده اند؟ اگر بورسیه بوده اند با شرکت در کدام آزمون و یا با کدام مجوز قانونی از بورسیه استفاده نموده‌اند؟


صفحه 1 از 512345

مستضعفین تی وی

نظرسنجی

یک سال از آغاز برجام گذشت، به نظر شما آیا برجام گشایشی در زندگی مردم ایجاد کرد؟

مشاهده نتايج

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.