صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : دولت یازدهم


ابزارک ها

ابزارک

احمدی نژاد، حسن روحانی، یارانه!

خبر: حسن روحانی از دریافت یارانه انصراف داد!

یعنی حسن روحانی یارانه بگیر دولت احمدی نژاد بوده؟!؟!
یعنی موقع ثبت نام برای دریافت یارانه خودش مدارک برده یا براش بردن؟!
یعنی تا الان با چه رویی می رفته جلو عابر بانک ۴۵ تومن یارانه اش رو میگرفته؟! یا اینکه اینترنتی کارت به کارت می کرده؟!


ما هم گزینه داریم: لبخند و تعارف!

چقدر دوست دارم رییس جمهور و یا مسئولان وزارت خارجه کشور من هم مثل مسئولان سایر کشورهای دنیا، با خودشان و با مردمشان رک و راست باشند. خودشان باشند. ادای روشنفکران و قدیسان را در نیاورند. من رییس جمهوری روشنفکر یا تئوری پرداز نمی خواهم، رییس جمهوی می خواهم که سیاستمدار باشد، واقع گرا باشد، طبق اصول و عقاید و عرف و فرهنگ جامعه خودش حرف بزند. مثل رییس جمهور آمریکا یا وزیر خارجه آمریکا. آنها خودشان هستند، ادا در نمی آورند!

اصلا صداقت بهترین چیز است. من واقعا درک نمی کنم که چرا روسای جمهور ما (مخصوصا آقایان خاتمی و روحانی) دوست داشتند و دوست دارند که نقش مسیح را بازی کنند؟ اینکه بخواهیم چهره خوبی از خودمان در دنیا عرضه کنیم واقعا خوب است، اما آیا واقعا (واقعا، واقعا، واقعا…) خیال می کنیم که در میان این هیاهوی تبلیغاتی و رسانه ای و این نظام حاکم بر دنیا، با حرفهای قشنگ روسای جمهور ما چیزی عوض می شود؟ گیرم همه سوت و کف زدند و از سخنان زیبای ما هم تعریف و تمجید کردند، آخرش چه؟ فوقِ فوقش ما را با گفت و گوی تمدنهای خاتمی سرگرم می کنند و بعدش خیلی راحت اسم ایران را در لیست محور شرارت قرار می دهند! و یا بعد از سخنرانی روحانی درباره جهان عاری از خشونت، انگشت تعجب به دهانشان می گیرند و سپس همه گزینه هایشان را دوباره روی میز می گذارند!

سالهاست که سیاست و روابط بین الملل، با واقعیت دارد پیش می رود نه با خیالپردازی (منظورم آرمان نیست) من مخالف سخنرانی هایی که سرشار از حس امید و صلح دوستی باشد، نیستم ولی فکر نمی کنم دنیای پر از جنگ و جنایت ما، با این حرفهای قشنگ و شعارگونه و با آن به به و چه چه ظاهری، وضعیت بهتری پیدا کند. واقعیت این است که زورگوها رک و پوست کنده، از همان تریبونهایی که ما حرفهای قشنگ می زنیم، ما را تهدید می کنند. ما هم بخاطر اینکه با آنها تعارف داریم، فقط لبخند می زنیم. این برای من واقعا قابل تحمل نیست. احساس می کنم از دو طرف به من و به کشورم دارد توهین می شود. یکی از طرف آمریکایی ها و یکی هم از طرف مسئولین محترم کشور خودم!

آقای ظریف می گوید که باید مراقب حرف زدنمان باشیم و از کلمات مناسبی استفاده کنیم. مثلا ایران هسته ای در ادبیات بین الملل معنای خاصی دارد و باعث سوءتفاهم می شود! جالب اینجاست که گزینه نظامی، اصلا و ابدا باعث تعجب و سوءتفاهم نمی شود!

به خدا قسم که نه عقل این را می گوید، نه شرع، نه عرف و نه سیاست. کاش همین یک قلم را از همان دشمنمان یاد می گرفتیم که هم لبخند می زند و هم تعارف ندارد.


آینده از آن لبوفروشان و لبوخورهاست!

این روزها در تاریخ این کشور ثبت می شود. قطعا در آینده نه چندان دور، مردم ایران بهتر و دقیقتر درباره دروغی به نام پیروزی بزرگ هسته ای حرف می زنند و قضاوت می کنند. مثل امروز که کتاب تاریخ را ورق می زنیم و خاطرات ملی شدن صنعت نفت و مخالفت عده ای به ظاهر هم وطن را با حق طبیعی مردم این سرزمین مرور می کنیم. امروز با خودم گفتم شاید برخی از آنها هم حقیقتا قصد خیانت نداشتند!

فرزندان انقلاب برداشتشان از سیاست و شیوه مملکت داری با هم فرق دارد. آنهایی که امروز کلید دستگاه اجرایی و سیاست خارجی کشور را به دست دارند، بچه های همین مملکتند ولی به تعامل با غرب اعتقاد دارند. از نظر آنها هزینه دادن برای انرژی هسته ای آنهم تحت عنوان کلمات و عباراتی مثل هویت و حیثیت و عزت و غرور ملی و یا در راستای ایستادگی و مبارزه با استکبار معنایی ندارد. این مساله از ابتدا اشتباه بود، حتی اگر دست یافتن به آن، توجیهات اقتصادی و علمی و یا حیثیتی داشته باشد. مهم از نظر آنها، تعامل با غرب است و هرچیزی که این تعامل را بهم بزند، باید کنار گذاشته شود.

پس در اینجا مساله تحریم ها و مشکلات اقتصادی مردم به یک موضوع حاشیه ای تبدیل می شود؛ مساله اصلی عدم چالش و تقابل با کدخداست. در هر مساله ای. امروز انرژی هسته ای، فردا لابد خیلی چیزهای دیگر. یکی از موارد اختلاف فرزندان انقلاب همینجاست. آنها این عقب نشینی و پلمپ کردن تاسیسات هسته ای کشور را یک پیروزی بزرگ می دانند و ما آنرا گرفتن روح انقلابی از کالبد ایرانی.

اشتباه نشود. برخی بی شرمانه همه منتقدان مذاکرات اخیر را مقابل مردم قرار می دهند و ادعا می کنند که این منتقدان از درد و رنج مردم بی خبرند و یا حتما منافعشان در چالش با غرب است! نخیر. ما هم از جنس همین مردمیم. از جنس همین لبوفروشها و لبوخورها! ما هم در همین هوا نفس می کشیم. خوشبختانه به همه دردها هم مبتلاییم. از مسکن مهر گرفته تا گرانی و تورم. ما هرگز نگفتیم که انرژی هسته ای به هر قیمتی. ما هم می دانیم که به جای روحانی، هرکسی که رییس جمهور می شد، احتمالا چاره ای جز مذاکره نداشت، اما مذاکره به چه روشی؟ این چه مذاکره ای هست که پیشاپیش دستهایت را بالا ببری و خودت را بدهکار همه عالم و آدم بدانی (حتی عربهای منطقه!) این چه مذاکره ای هست که مقابل گرگترین آدمهای روی زمین که به همه سوراخ سمبه های سیاست واردند، لبخند بزنی و در همان صد روز اول، همه سی سال گذشته ات را پاک کنی؟! همین یک قدم برای سیاستمداران و دولتمردان آمریکا کافی بود تا آخر و عاقبت شما را بخوانند!

سیاست یعنی همین. پستی و بلندی دارد. این روزها را قبلا هم دیده بودیم. روزی همین جناب روحانی در تهران به همراه وزرای خارجه اروپایی تعلیق غنی سازی کشورمان را جشن گرفت و آن پیروزی بزرگ را به ملت ایران تبریک گفت! یادم هست آن روز، چند نفر از بی تفاوت ترین آدمهای این کشور که از آنها انتظار غیرت و حساسیت نداشتیم، چنان از طعم تلخ شکست و عقب نشینی پریشان بودند که ما آنها را دلداری می دادیم!

بله آقای رییس جمهور! مردم حواسشان به آنچه مرقوم داشته اید، هست. هویت ملی یک امر تخیلی نیست، محصول یک تاریخ است. به هرحال این روزها هم می گذرد. درست مثل آن روزها که گذشت و از دل دولت اصلاحات، شخصی مثل احمدی نژاد به قدرت رسید. خوشبختانه نخبه سالاران دولت کلید، در تعامل با مردم چندان تخصص ندارند. آنها متخصص رنجاندن لبوفروشان و سیب زمینی خورها و رانندگان تاکسی و بی سوادها هستند. یعنی همان مردمی که در آن واحد نظرشان، هم مهم هست، هم نیست! یک بار به بهانه نظرسنجی، یک بار به گناه لبوفروشی! مردم این تناقض ها را می بینند، می فهمند و تصمیم می گیرند…


برای ثبت در تاریخ ؛ ۳۰ دی ۱۳۹۲

امروز دوشنبه ۳۰ دی ماه ۱۳۹۲ شمسی برابر با ۲۰ ژانویه ۲۰۱۴ میلادی است.
با تمام پنهانکاری‌های تیم ایرانی مذاکره کننده در انتشار جزئیات توافق هسته‌ای ژنو و در جریان قرار گرفتن افکار عمومی ایران از مفاد مذاکرات توسط انتشار اطلاعات توسط طرف غربی! از امروز تعهدات ایران شروع خواهد شد.

حسن روحانی در جمع مردم خوزستان می‌گوید:
«می‌دانید توافقنامه ژنو یعنی چه؟ یعنی تسلیم قدرت‌های بزرگ جهان در مقابل ملت ایران» و چند ساعت بعد، “جی کارنی” در پاسخ به خبرنگاران که نظر دولت آمریکا را درباره دیدگاه روحانی پرسیده بودند می‌گوید:
«سخنان رئیس‌جمهور ایران مصرف داخلی دارد» و تاکید می‌کند «این مسئله نه برای ما تعجب‌برانگیز است و نه باید باعث تعجب شما بشود. آنچه مقامات ایرانی می‌گویند اهمیتی ندارد، بلکه آنچه انجام می‌دهند مهم است!»

از امروز نه تنها تولید اورانیوم ۲۰ درصد متوقف می‌شود، بلکه تمام ۱۹۶ کیلوگرم اورانیوم ۲۰ درصد غنی شده یا رقیق می‌شود و یا اکسید و به تعبیر دیگر، از بین خواهد رفت؛
از امروز ساختار سانتریفیوژهای نطنز و فرودو که برای تولید اورانیوم ۲۰ درصد تنظیم شده بود غیر فعال می شود؛
از امروز بازرسی‌های روزانه با نظارت و مدیریت آژانس از تأسیسات نطنز و فردو آغاز می‌شود؛
از امروز تعهد دولت ایران در رابطه با هیچ‌گونه فعالیت سوخت‌رسانی در رآکتور اراک اجرایی می شود؛
از امروز دولت ایران متعهد شده است هیچ‌گونه اقدامی که منجر به فعال‌‌سازی فرآیند تولید پلوتونیوم در اراک شود را انجام نخواهد داد و حتی آزمایش‌های مرتبط با سوخت رآکتور اراک نیز مطلقاً صورت نخواهد گرفت؛
از امروز دولت ایران متعهد شده است تأسیساتی که قادر به بازفرآوری باشند را تولید نمی‌کند؛
از امروز دولت ایران متعهد شده است سوخت یا آب‌سنگین به رآکتور هسته‌ای اراک منتقل نمی‌کند؛
از امروز اراک ماهیت هسته‌ای خود را از دست می‌دهد؛
از امروز دولت ایران متعهد شده حدود نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در تأسیسات فردو (از جمله سانتریفیوژهای نسل جدید) به غنی‌سازی اورانیوم نمی‌پردازد. به عبارتی از امروز ۵۰ درصد نطنز و ۷۵ درصد فردو به تدریج تعطیل می‌شود؛
از امروز دولت ایران تعهد می‌دهد تولید سانتریفیوژ جدید تنها برای جایگزینی سانتریفیوژهای معیوب انجام شود؛
از امروز دولت ایران متعهد شده هیچ‌گونه برنامه غنی‌سازی جدید در دستور کار نداشته باشد؛
از امروز ایران تعهد داده است حجم غنی‌سازی ۵ درصد خود را نیز محدود کند؛

اما از امروز:
دولت ایران فقط امکان دسترسی به حدود ۵ میلیارد دلار از درآمدهای خود که بالغ بر ۱۰۰ میلیارد دلار می‌شود را آن هم قسطی دارد و تحریم‌های اصلی نفتی و بانکی دست‌نخورده می‌ماند و حق غنی‌سازی ایران را هم همچنان انکار می‌کنند. بنابراین در قدم اول نگران اصلی آنها فوراً برطرف می‌شود ولی نگرانی اصلی و مشکلات اصلی ما همگی برای یک گام درازمدت و طولانی نامعلوم و مبهم می‌ماند.
بر این اساس هر آنچه آنها می‌خواستند نقداً به دست آوردند ولی هرآنچه ایران می‌خواسته موکول شده است به یک وعده طولانی مدت نامعلوم، یعنی دیگر ایران اهرم فشاری برای طرف مقابل ندارد که آنها را وادار کند که به خواسته‌هایش تمکین کنند.

و اما…
منتظر می‌مانیم و نتایج اقدامات ایران و تعهدات طرف غربی را پس شش ماه خواهیم دید.
خواهیم دید این توافق نامه به قول حسن روحانی و جواد ظریف یک بازی برد-برد بوده است یا دادن دُّر غلطان و گرفتن آب نبات!
و سالی که نکوست از بهارش پیداست.


چون به روحانی رأی ندادیم، حامی بی قانونی هستیم؟!

«شما فکر نکنید که یک نفر در مملکت وجود دارد که می‌گوید من قانون را قبول ندارم، بلکه این یک جریان مشخص بود که می‌گفتند ما قانون را قبول نداریم. اکنون ۴۹٫۵ درصد آرا را شامل می‌شوند. این ۴۹٫۵ درصد آرا کسانی بودند که در مقابل جریانی که مقابل قانون ایستاد سکوت کردند. این ۴۹٫۵ درصد سکوت کردند و نگفتند که تو بی‌جهت فکر کردی که می‌توانی قانون را قبول نداشته باشی».
آنچه خواندید اظهارات اکبر ترکان، مشاور ارشد حسن روحانی بود! اظهارتی که شبهات عجیبی با نظریه جهانی! “فرزند آذربایجان – داماد لرستان” و رویکرد قبیله گرایی در نگاه سیاسی دارد!

یکی دیگر از مشاوران روحانی هم که فکر می‌کند بسیار بسیار می‌فهمد! با توهین به مردم می‌گوید:
“خیلی طبیعی است که من غریزی، احساسی و پوپولیستی تربیت بشوم. صدا و سیما هم که چقدر به این جریان کمک می کند، می رود از یک لبو فروش می پرسد نظر شما درباره برنامه هسته ای چیست؟، این خیلی اثر می گذارد. یا یک راننده تاکسی که از ۵ صبح تا ۱۲ شب باید در این خیابان ها بدود تا هزینه ۳ بچه دانشجویش را درآورد، سر چهارراه از او می پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته ای و مذاکرات ژنو چیست؟ او چه دانشی دارد که یک واکنش منطقی به این سوال بدهد.”

حتی برخی استانداران این دولت، میزان شعور مردم استان‌های مختلف را با هم مقایسه می‌کنند و به تفرقه افکنی قومیتی دامن می‌زنند و…

البته شاید این صحبت‌ها چیز عجیبی نباشد!
وقتی خود روحانی می‌گوید:
“مردم در ۲۴ خرداد به افراط، تفریط، خشونت، خودرأیی، تک رأیی، عدم مشورت و عدم تدبیر رأی ندادند و به اعتدال، تدبیر و عقلانیت رأی دادند.”
از دیگران چه انتظاری باید داشت؟!

این اظهارات و عدم واکنش روحانی به این بی‌احترامی‌ها، نشان از وجود یک منظومه فکری هماهنگ در رأس مدیران و مشاوران دولت یازدهم دارد. رویکردی که بر اساس شواهد موجود و این اظهارات سخیف، به دنبال دسته بندی، درجه بندی شهروندان و صف بندی و در مقابل هم قرار دادن گروه‌های مختلف مردم و در مقابل هم قرار دادن آنها دارد و این راهکاریست که می‌توان با استفاده از آب گل آلود آن و حاشیه سازی‌هایش، ذهن جامعه را از وعده‌های انتخاباتی دولت تدبیر و امید! و مطالبه‌گری مردم از این دولت، منحرف و دور کرد.

آقای رییس جمهور؛ مشاوران و دیگر مدیران دولت تدبیر و امید!
بماند که شاید خیلی از همین رانندگان تاکسی در ایام انتخابات یازدهم ریاست جمهوری پوسترهای بنفش رنگ منقش به تصویر رییس جمهور فعلی را به شیشه تاکسی خود نصب کرده بودند؛
بماند که شاید تعداد زیادی از همین لبو فروش‌ها و سبزی فروش‌ها و کارگران ساختمانی سر چهارراه‌ها و دیگر اقشار به قول مشاور شما “بدون دانش و بدون منطق” به دولت راستگویان! شما رأی داده باشند (که اگر این ادعای شما درست باشد، دولت شما بی‌منطق و غیر علمی است زیرا تعداد زیادی از افراد بی‌سواد یا کم سواد و بی‌منطق به آن رأی داده‌اند!)
بماند که شاید تعداد زیادی از همین لرها و بختیاری‌ها و خوزستانی‌ها، که به قول آقای استاندار دولت فخیمه‌تان سطح شعورشان […] است، سبد رأی لب مرزی شما را با اختلاف چند دهم درصدی از نفر دوم انتخابات بالاتر آوردند؛
و بماندهای دیگر…

اما یادتان باشد:
این تفکر که “هرکسی به من یا جریان فکری من رأی نداد یا با من نبود یک بی‌قانون است” یک تفکر برخواسته از نگرش و روحیه انحصارطلبانه و دیکتاتور مأبانه است و لاغیر.

آقای مشاور ارشد رئیس جمهور!
بی‌قانون، همان فردی است که شما در سال ۸۸ به آن رأی دادید [که البته رأی دادن به او حق شخصی و قانونی شما بوده] و در ستاد انتخاباتی‌اش فعال بودید و با توهماتش کشور را به آشوب کشید و فتنه ۸۸ را رقم زد، نه ۴۹٫۵ درصد از مردم شرکت کننده در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، خصوصاً مردم مظلوم قشرهای مستضعف و درد کشیده و زحمت‌کش این آب و خاک که بُرد شکننده و ناپلئونی! رقیب خود را با کمال وقار و مردانگی و آزادگی پذیرفتند و تبریک گفتند.

و در پایان، اول خودم و بعد شما (دولت یازدهم) را به این آیه نورانی از قرآن کریم گوشزد می‌کنم:
پس تا می‌توانید تقوا پیشه کنید و در دین داری بکوشید که راه رستگاری است. (تغابن/۱۶)


کرسنت ممنوع!

پرداختن به ماجرای پرونده فساد کرسنت برای نشریات ممنوع شد!!


یادواره ای برای زنده یاد مایکل جکسون!

حسن روحانی: تقسیم هنرمندان به ارزشی و غیر ارزشی بی معناست! +

خدا را شکر که آقای رییس جمهور تکلیف علاقمندان و دست اندر کاران و برگزار کنندگان یادواره زنده یاد “مایکل جکسون” این هنرمند مردمی، دارای ارزش[ی] و دوست داشتنی قرن بیست و بیست و یکم در ایران را روشن کردند!
انشا الله که به عنوان سخنران این مراسم باشکوه در خدمت جنابشان خواهیم بود!

از همینجا و قبل از هر اتفاقی! پیشاپیش، از وزارت فخیمه ارشاد [اسلامی] مخصوصاً حضرت رئیس الرئسایش هم برای برگزاری هرچه باشکوه تر این مراسم، کمال تشکر، قدردانی و پاچه خواری را داریم!

امضاء: انجمن حمایت از ساز و آواز و حرکات موزون ارزشی و غیر ارزشی با هم!


هدیه وزیر صنعت به جک استراو!

یک نفر: راستی وقتی مسئولین ما میرن خارج چی بهشون کادو میدن ؟؟!!

یک نفر دیگه: شیردال تقلبی!


«عدالت» هم مثل «شلمچه» «سه راهی شهادت» دارد

من نوشت:
وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی ایران! این روزها شمشیر را برای آنهایی که به قول حسین قدیانی، درباری نیستند! از رو بسته است!!!
بچه های قلم از یالثارات و ۹ دی و وطن امروز که بزرگ تر نیست! کسی را هم در آن بالا بالاها! برای پادرمیانی ندارد و اینطور که پیش می رود، خیلی بعید نمی دانم که همین فردا، بچه های قلم را هم با بیش از یازده سال فعالیت فرهنگی در فضای مجازی، به اتهام بازنشر دردنوشته های آنهایی که دولت تدبیر و امید را درک نکرده اند!!! تخته کنند!
زیبا گفتی حسین قدیانی: «عدالت» هم مثل «شلمچه» «سه راهی شهادت» دارد.

متن زیر نوشته حسین قدیانی در روزنامه وطن امروز است که بدون کم و کاست و توضیح اضافه، پیشنهاد می کنم به جای یک بار، چند بار خوانده و به نام و نشان برخی افرادی که در آن آمده است دقت بیشتری کنید!
همین!

«عدالت» هم مثل «شلمچه» «سه راهی شهادت» دارد
به «زمین صبحگاه دوکوهه» قسم، مخ «قطار اندیمشک» دارد سوت می‌کشد این روزها.
در دولتی که اهانت به ساحت قدسی حضرت زهرا‌(س)… همان حضرت زهرای بچه‌های پهلو شکسته «کربلای ۵» تحمل می‌شود، ما را ممنوع القلم، بلکه دادگاهی کرده‌اند تا هیچ چیز از فساد نفتی کرسنت آقازاده فتنه‌گر که در دوران وزارت همین وزیر نفت فعلی رخ داده بود، ننویسیم. دزدی را لیبرال‌های کرسنت کرده‌اند، تذکرش را ما گرفتیم! مگر در پرونده کرسنت، پای چند طبقه اختلاس، امضا شده که ما را از شرح آن ممنوع‌القلم کرده‌اند؟! خداوند بیفزاید بر درجات شهدای شرق ابوالخصیب. امضای سرخ‌شان، پای فتوحات واجب‌الشرح است، نه دله‌دزدی‌های لازم‌السکوت! الحق که وصیتنامه‌ها کجا و متن بعضی قراردادها کجا؟! خوب است برای ما، بعضی‌ها، خط‌قرمز معین نمی‌کنند، و الا باید فکر می‌کردیم آقازاده کرسنت، «علیه‌السلام» است!

اصلا نکند گیردادن ما به تخلفات کرسنت هم مخل روند مذاکرات است و ما نمی‌دانیم! دیده بودیم در زمین، مین بگذارند، ظاهرا در زمان هم می‌شود گذاشت! و در زمین عدالت هم! خودی‌ها چه مین‌های بدی می‌کارند! از قرار، «عدالت» هم مثل «شلمچه»، «سه راهی شهادت» دارد.
سردار یک دست کربلای ۵، حاج حسین خرازی! آزادی بیان ما در خطر است. به قلم ما که رسید، آسمان دولت اعتدال، تپید! در جمله «ما ممنوع‌القلم‌ها را سریع‌القلم کرده‌ایم» تشخیص میزان صداقت، آسان است. ما انتظار داشتیم «کربلای ۵» خط قرمز دولت باشد، نه «کرسنت».

«کربلای ۵» دربار ندارد که قزوه، شاعر درباری باشد. سراینده «مولا ویلا نداشت» در جناح عدالت است. هنگامی که بچه‌های مخابرات آمدند روستای شهیدآباد مازندران تا تلفن خانه مادر شهید را بکشند، شیرزن جواب‌شان داد؛ «بچه من در لشکر ۲۵ کربلا، خودش بیسیم‌چی بود، اول بروید خانه دیگر اهالی».
بی‌خیال روزگار، من هنوز دوست دارم دست تکان دهم برای «قطار اندیمشک». آخر امروز چهارشنبه، به شب که برسد، بیست و هفتمین سالگرد عملیات «کربلای ۵» است اما بعضی شعرا، فقط خوب می‌دانند از یازدهم سپتامبر دقیقا چند روز گذشته و آمار توله‌های اوباما دست‌شان است
بعضی شعرا آخرش هم نفهمیدند که ۲۴ از ۱۳ بزرگ‌تر است و ۴۰ از جفت‌شان. بعضی شعرا سال ۸۸ «مداح توهم» شدند و در «دربار آقازاده‌ها»، سبیل‌شان با «تقلب» چرب شد. بعضی شعرا، در «دربار فتنه»، بچه‌های کانال پرورش ماهی را به قطر گردن «م – ه» و چند اسم مخفف و خار و خفیف دیگر فروختند.

شعرهای‌شان هست! بعضی شعرا، علاوه بر شعر، شِر هم می‌گویند و اغلب شِر می‌گویند و یادشان رفته «دوئیجی» کجاست و «حاج بخشی» که بود! یک بار در کودکی داشتم «مولا ویلا نداشت»را می‌خواندم، خیال کردم نام سراینده‌اش «غزوه» است، بعد دیدم این درست‌ترین اشتباه عمرم بوده!
شهدای «کربلای ۵» هیچ کدام دربار نداشتند، حسین غلام کبیری، بچه شاه‌عبدالعظیم بود، امیرحسام ذوالعلی دربار نداشت و مولای ساکن در چند کوچه پایین‌تر از سه‌راه جمهوری، هنوز هم ویلا ندارد.
قزوه شاعر انقلاب است و انقلاب دربار ندارد. ساعت دست بعضی شعرا اما همچنان با موسسه تنظیم می‌شود! نشان به نشان فتوحات «کربلای ۵» هر کجا بحث امتیاز گرفتن از دشمن است، نام بسیجی می‌درخشد. شاعران دولتی را اتفاقا همین وقت‌ها می‌توان شناخت.

«خانه شعر»، «همت» را قبول دارد اما بی‌وصیتنامه‌اش و البته «دولت» را بیشتر از «همت» دوست دارد. هفت شهر عشق را بسیجی گشت، «خانه شعر» هنوز اندر خم قر و فر سبیل و کلاه فرانسوی است.

شاعر «قطار اندیمشک»، قزوه عزیز! امشب بچه‌های «کربلای ۵» به خط می‌زنند.
زمین و زمان را مین‌گذاری کرده‌اند، دوباره باید «سربند یا زهرا‌(س)» بست…
«حالا قطار بر ریل گلوله‌ها خواهد رفت… و سوزن‌بان بهشت در سه‌راهی شهادت ایستاده است».


هشداری جدی برای آینده مدیریت در ایران

جایگاه مدیران جوان در هرم پیر دولت؛

میانگین سنی بالای اعضای معرفی شده برای کابینه، محور اصلی انتقادات مطرح شده نسبت به دولت یازدهم در آغاز تشکیل آن بود و البته با توضیحاتی چون لزوم به کارگیری تجربه ی بالای مدیریتی نظام برای عبور کشور از شرایط دشوار کنونی از سوی دولتمردان روبرو شد. نگاهی به میانگین سنی کابینه های کشورهای توسعه ی یافته نیز نشان از آن داشت که دولت حسن روحانی اگر چه اندکی پیرتر است اما با نمونه های مشابه جهانی چندان فاصله ای ندارد، با این حال دو سوال مهم همچنان بی پاسخ بود، اول آن که آیا دولتی که در آغاز با این میانگین سنی شروع می شود، توان اداره ی امور کشور برای ۸ سال آینده را خواهد داشت؟ و دوم و مهمتر آن که پیامدهای تسری این نوع نگاه برای انتخاب مدیران در هرم مدیریتی اجرایی چه خواهد بود؟ آیا این نوع نگاه تربیت مدیران بعدی را دچار اختلال نخواهد کرد؟

اندکی بعد حسن روحانی که نگران از بازخوردهای منفی اجتماعی از ناحیه ی انتخاب های سالخورده برای کابینه ی خود به نظر می رسید، برای ترمیم جایگاه و محبوبیت دولت در افکار عمومی نسل جوان دستوری را صادر کرد که اعضای کابینه موظف هستند در سطوح بعدی از نیروهای جوان استفاده کنند، دستوری که از ابتدا مشخص بود با بی توجهی اعضای کابینه روبرو خواهد شد چرا که اگر چنین نگاهی در واقعیتِ منشور دولت تکنوکراتی حسن روحانی جایگاهی داشت، شخصِ رئیس جمهور حداقل در برخی وزارت خانه ها و معاونت های زیر مجموعه ی خود نسبت به اجرای آن اقدام می کرد. به هر حال آن دستور نمایشی جای اندکی دل خوشی و امید را برای جامعه ای باقی گذاشت که عمدتاً از آن چه در سطوح پایین تر از وزیر در وزارتخانه ها می گذرد آگاه نیست، اما آن چه از انتصابات دولتی ها در رسانه ها درز پیدا کرد اخبار نگران کننده ای بود، تا جایی که در هفته ی اخیر واکنش غیر مستقیم مجلس را در پی داشت و طرحی برای ممنوعیت به کارگیری بازنشستگان در مشاغل اجرایی و ستادی از سوی گروهی از نمایندگان ارائه شد. هر چند این طرح بنابر دلایلی که روشن است رأی نیاورد، اما سخنان علی لاریجانی در آن جلسه خطاب به نمایندگان حاضر از سوی دولت بسیاری از واقعیت های پنهان را روشن کرد: “احساس نمایندگان این است که افرادی از جریان‌های مختلف در کشور حضور دارند که توانایی کافی برای انجام کار را دارند، اما به کار گرفته نمی‌شوند و علت این امر این است که سن وزیر بالاست و وزیر از رفقایی که سن آنها نیز بالاست، استفاده می‌کند.”

اگر هیچ گاه آن سخنان دور از ادب ابوالوزرای دولت یازدهم درباره ی مدیران دولت قبلی که « باید گروهبان هایی که الان سر کار هستند بروند کار گروهبانی کنند تا ژنرال ها بیایند کارها را انجام دهند » منتشر نمی شد، بازهم می توانستیم از عملکرد و تصمیمات محافظه کارانه‌ی دولت در این مدت دریابیم که مجموعه‌ی تیم مدیریتی دولت یازدهم نیز آن چنان می اندیشند و عمل می کنند که گل سرسبد وزرای این دولت یعنی بیژن نامدار زنگنه می اندیشد و عمل می کند. نگاه به گذشته به جای نگاه به آینده آنچنان که در ادبیات شخص رئیس جمهور هویداست، حذف صورت مسئله ها و متوقف کردن اقدامات جسورانه‌ی دولت قبلی آن چنان که در مورد مسکن مهر، طرح شبنم و قانون هدفمندی یارانه ها در دستور کار است، ادبیات ترس و دلهره در سیاست خارجی و وسواس و تعلل عجیب برای انتخاب استانداران و مدیران میانی فقط از یک مجموعه‌ی مدیریتی پیرِ مصلحت گرای محافظه کار بر می آید.

آیا با چنین نگاهی جایگاهی برای رشد و تربیت نسل بعدی مدیران کشور و کارآزمایی آن ها باقی خواهد ماند؟ ۴ یا ۸ سال دیگر چه کسانی قرار است مصدر امور اجرایی را در سطوح عالی مدیریتی در دست گیرند؟ کسانی که هیچ گاه بختی برای تجربه اندوزی نیافته اند چگونه می توانند به تعبیر آقایان برای جمهوری اسلامی “ژنرالی” کنند؟ آیا این علامتی از یک بحران برای آینده ی نظام مدیریتی کشور نخواهد بود؟

ریشه یابی تاریخی این نوع نگاه در چینش مدیران عالی، به وضوح ردپای تفکری انحرافی را نشان می دهد، تفکری که شاید بتوان آن را “خودخواهی” بخشی از مدیران برآمده پس از انقلاب اسلامی نام نهاد، بر مبنای این تفکر است که میانگین سنی کابینه های دولت های پس از انقلاب به تدریج بالا می رود به طوری که میانگین سنی کابینه ی اول هاشمی رفسنجانی ۴۱ سال، کابینه ی دوم ۴۴ سال، کابینه ی اول خاتمی ۴۵ سال، کابینه ی دوم ۴۷ سال، کابینه ی اول احمدی نژاد ۴۹ سال، کابینه ی دوم ۵۰ سال و هم اینک میانگین سنی کابینه ی روحانی ۶۱ سال است، بر مبنای همین تفکر است که فردی چون بیژن نامدار زنگنه در سن ۳۰ سالگی به مقام وزرات می رسد و پس از آن ۲۳ سال در این پست باقی می ماند و هیچ کس هم نگران مباحثی چون تجربه و مدیریت گروهبانی نمی شود و بر مبنای همین تفکر است که حزب موتلفه‌ی اسلامی از آن جایگاه بی نظیر قبل از انقلاب به دلیل عدم میدان دادن به نیروهای جوان به وضعیت اسف بار امروز می رسد.

آنچه در حال حاضر در سطوح بالای مدیریت اجرایی کشور می‌توانیم ببینیم آن است که این افراد همان مدیران اوایل دهه شصت هستند که پس از ۳۰ سال دوباره به عنوان مدیران کلان بازیابی شده‌اند!رئیس دولت قبلی فارغ از همه ی ویژگی های مثبت و منفی اش مدیری بود که برای اولین بار خطر تحدید نسل جمعیت را در جمهوری اسلامی مطرح ساخت و اگر چه در آغاز با تمسخر و توهین کارشناسان مدعی و مدعیان آزاداندیشی روبرو شد بر آن پای فشرد، شاید محمود احمدی نژاد خطر تحدید نسل مدیران را نیز برای آینده ی نظام دریافته بود که به قول محمدرضا باهنر” ژنرال نمی خواست و به دنبال سرباز بود” و بر همین مبنا نسلی نو از مدیران ارشد را به اندوخته ی مدیریتی نظام افزود.

امام روح الله (ره) با آن که در هنگام به ثمر نشستن انقلاب در دهه ی هشتم عمر خویش قرار داشت، مسیری متعالی و جسورانه را برای مدیریت نسل جوان گشود، آن چنان که ثمرات اعجاز گونه ی آن در دفاع مقدس جهانی را به تحیر واداشت، اگر نگران آینده ی نظام اسلامی هستیم، نگذاریم برخی بر خلاف راه امام (ره) و با تنگ نظری ها و خودخواهی ها این مسیر را بر نسل جوان کشور ببندند.



مستضعفین تی وی

نظرسنجی

آیا شما عملکرد دولت حسن روحانی در حل معظلات اقتصادی را مثبت ارزیابی می کنید؟

  • خیر (94%٬ 409 رأی)
  • بله (6%٬ 28 رأی)

تعداد رأی دهندگان: 437
[ آرشیو نظرسنجی ]

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.