صفحه اصلی
شبکه های اجتماعی
yahoo google aparat twitter facebook
audio
upload

بایگانی : فرهنگ


ابزارک ها

ابزارک

۲۰۳۰؛ امضای مسئولین ساده اندیش، بر سند اسارت فرهنگی

بررسی سند ۲۰۳۰ در گفتگو با «دکتر حسین روزبه»

یکی از مسائلی که در دیدار رهبر انقلاب با معلمان و فرهنگیان آموزش و پرورش مطرح شد و در سایه فضای انتخاباتی حاکم بر کشور،‌کمتر مورد توجه و پرداخت قرار گرفت، سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همه‌ی حوزه‌های آموزشی کشورها بود که در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. جمهوری اسلامی ایران نیز که از کشورهای شرکت‌کننده در این اجلاس بود، متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ جمهوری اسلامی ایران را تصویب کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار با معلمین و فرهنگیان، ضمن مطرح کردن عمومی این بحث،‌ با به چالش کشیدن صلاحیت مجموعه های بین المللی در برنامه ریزی برای ملل، نسبت به روند دولت در پذیرش و اجرای بی سرو صدای این سند انتقاد نموده و فرمودند:
«اینها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرتهای بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّتهای گوناگون، با تمدّنهای مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است.اگرچنانچه با اصل کار شما نمیتوانید مخالفت بکنید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش مشی دارد، خطّ‌و‌ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما میدانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی کردن، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست.»
در همین خصوص و با توجه به ضرورت تبیین اهداف و عواقب اجرای این سند، گفتگویی با «دکتر حسین روزبه» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل انجام دادیم که در ادامه ارائه می گردد؛

– با سلام و تشکر از فرصتی که در اختیار «مصداق» قرار دادید؛ لطفا ‌در ابتدای بحث شرایط،‌ جوانب و اطراف و اهداف سند ۲۰۳۰ را به نحو ساده و روشنی تشریح کرده و نحوه تقابل دولت با این سند بین المللی را تشریح بفرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
در خصوص بحث پیرامون سند ۲۰۳۰،‌ باید قدری عقب برویم و ابتدا ریشه تقابل گفتمانی جمهوری اسلامی و غرب را بررسی کنیم. امروز در جهان یک تقابل جدی وجود دارد، دو نحله فکری و آبشخور فکری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در مقابل هم صف بندی کرده اند.
یک جریان در ایران وجود دارد با ادعای اینکه ما از لحاظ تاریخی صاحب فکر و تمدنیم و از نظر هویتی کاملا یک تفکر ریشه داری مثل اسلام داریم. یعنی تمدن ایرانی به علاوه هویت اسلامی داریم که قادر و مایل است نظام سازی- اعم از اقتصاد، فرهنگ، سیاست،اجتماع، ‌خانواده و ….- و فرهنگ سازی کند. این ادعای یک جریان است که ایرانیان می توانند با این بحث هویتی و مایه های قوی تاریخی و اسلامی نظام سازی کنند. جریان دوم در برابر این جریان هویتی و اسلامی قائل به تحمیل سبک و سلیقه و نظامات فکری و اجرایی به مردم جهان است که ما از آن با نام جریان سلطه یاد میکنیم.
در جریان ما، مردم انقلاب کردند که بگویند نظامات حاکم بر جهان را نمی خواهند. که در ۲۲ بهمن ۵۷ این انقلاب به مرحله پیروزی می رسد. اما این پیروزی، ‌برای این جریان پایان کار نبوده و تازه آغاز دوران ساختار سازی تفکری است.
قدرت سیاسی ای که به دست آمده، به جلو حرکت میکند، یعنی به کجا؟ نظام اسلامی را بسازد. بعد ساختار سیاسی و قانون اساسی و اجزای حاکمیت بنا نهاده شود، و اصلاح ساختار موجود به سمت ساختار جدید رو به جلو انجام پذیرد. که اتفاقا به بهترین وجه انجام شد. یعنی در حوزه ساختار مردمی یک ساختار اثر بخش کارآمد، یک سبک معجزه بخش نظیر جهاد سازندگی ایجاد می شود، در حوزه امنیت ساختاری مثل سپاه و بسیج شکل می گیرد و سپاه به عنوان عقبه راهبردی تجهیزکننده به میان می آید. با همین دو بخش نظام امنیت و اجتماع را ساخته و اقتصاد را هم در دل جهاد سازندگی می سازد. اینجا بد نیست اشاره کنیم اتفاقا دوستانی که دائم مردم مردم می کنند، ضدمردمی ترین حرکتی که کردند انحلال مردمی ترین نهاد این کشور یعنی جهاد سازندگی بود.

– این تعارض و تقابلی که می فرمایید چگونه با ۲۰۳۰ ارتباط پیدا می کند؟
خب این تفکر هویت بخش (جریان ایرانی- اسلامی) حتما معارض دارد. به صد دلیل که کوچکترین دلیلش موقعیت ژئوپولوتیک ایران است. یعنی در منطقه ای قرار دارد که خیلی خاص است و برای هر نحله ای مهم است. چه دست جریان انقلاب اسلامی باشد و چه دست نظام سلطه، رقابت بر سر این است.

خب در این تقابل یک ایرانِ الان داریم و یک ایرانِ آینده. ایران آینده را کسی می سازد که الان مهد کودک است. سن و سال ما جنگ را دید و امام یادمان می آید، ولی اینها دارند همان حرکتی که سال ۴۲ یا قبل تر حتی سال ۳۷ شروع کرد و طیفی از جریانات و طبقه ای از نخبگان ایرانی و اسلامی را تربیت کرد، آورد در صحنه،‌ نسل را ساخت و انقلاب کرد، همین حرکت را علیه ما مهندسی معکوس می کنند. ۲۰۳۰ به نظرم با تمام فجایعی که در حوزه نظام آموزشی دارد، در واقع خطر اصلی اش آنست که میرود به سمت نهادهای پایه ای ما؛ کسی که می آید دانشگاه تقریبا ریشه ها و بنیان های فکری اش شکل گرفته، یعنی تغییرش کمتر است و شخصیتش شکل گرفته است. هویت و ساختار سیاسی و فرهنگی و اجتماعی اش شکل می گیرد و تعلقاتش معلوم می شود. خب اینها دارند ریل گذاری روی تعلقات می کنند، ریل گذاری روی هویت می کنند. این سند میخواهد ایدئولوژی زایی کند، یعنی آموزش و پرورش بدون ایدئولوژی باشد؛ خب این خودش یک ایدئولوژی است، یعنی نوع نگاه میدهد. ایدئولوژی یعنی عینکی که باهاش می بینید. اینها می گویند هیچ عینکی جز عینک ما قبول نیست. خب داستان چیست؟ این عینک هست یا نه؟ نگرش هست یا نه؟ پس اینکه به بهانه آموزش و اینها آمده اند جلو چیز دیگری است. آموزش بدون ایدئولوژی مسخره و خنده دار است است،‌ مثل هوا بدون هوا، فرهنگ بدون فرهنگ،‌ نگرش بدون نگرش! پس آموزش بدون ایدئولوژی نمی شود،‌حالا باید بحث کنیم که چرا ایدئولویی شما؟ اصلا کدام ایدئولویی؟

دم دستی ترین تحلیل اینست که پذیرش سند ۲۰۳۰، امضای مسئولین ساده لوح و ساده اندیش ماست در پای سند بی کفایتی مردم ایران. مسئولین با پذیرش این سند، ملت را بی کفایت تفسیر کرده اند. یعنی ملتی بدون کفایت عقلی که توان تربیت فرزند خود را نداریم.”ما” که می گویم یعنی هم من پدر و مادر، هم من مسئول و هم من حاکمیت. این اوج خود باختگی فرهنگی است. برخی حواشی انسان را آزار می دهد. مثلا در بحث آموزش جنسی می گوید باید آموزش باشد تا رفتار جنسی مناسبی داشته باشند که بعدا در زندگی مجبور به جدایی نباشند. خب زندگی با فهم مشترک شکل می گیرد و اینطور پایدار است. باشد ما همان آموزش جنسی که شما میگویید را می دهیم ولی سوال این است الان در جاهایی که آموزش داده اند همه چیز درست شده است؟

یا امروز که آموزش جنسی بیش از گذشته است منجر به کاهش تبعات و عواقب آن شده یا افزایش آن؟ پس ببینید بعضی اوقات سم رو در زر ورقی از طلا و الماس به مردم می دهند. زر ورق قابل خوردن نیست آن سم داخلی قابل خوردن و اثر است. اگر آموزش جنسی باعث بالارفتن کیفیت زندگی می شود پس چه کسی باید پاسخگوی طلاق ها باشد؟ ظاهرا جامعه بازتر شده است. این واقعیت است، این تاثیر سیاست این دولت است. ولی آیا آمار طلاق کاهش پیدا کرده؟ بیایند بگویند.بگویند آمار فحشا کاهش پیدا کرده؟
اصلا ۲۰۳۰ از دید من تصرف جایگاه های تصمیم ساز نظام اسلامی در حوزه آموزش و تربیت توسط نظام سلطه است. این به این معنا نیست که ما تعامل نمی کنیم با کسی، اتفاقا ما نتیجه تجربه های بشر را دیده ایم و تاکید داریم که خودمان مدل داریم.

خب بنده به بعضی از کسانی که این سند را امضا کرده اند گفتم ۲۰۳۰ یعنی که ما دیگر توان ساختن رئیس جمهوری مثل شما را نداریم. ما یک تفکری داشتیم،‌ یک برنامه ای داشتیم که شما را ساخته؛ شما الان خودت برای این مملکت رییس جمهور می سازی ولی ۲۰۳۰ می خواهد یکی دیگر در آینده برای ما رئیس جمهور بسازد.
از نگاه کلان، سند۲۰۳۰ ادغام ایران در نظامات بین المللی است. ادغام ایران یعنی دست شستن از آنچه که ایران اسلامی است. «حیا» با همه تاکیداتی که دین اسلام دارد یک عنصر به شدت ایرانی است. به شدت انسانی است. شما نمیتوانید در هیچ جای فرهنگ سنتی ایرانی، حتی در بخش غیرمنبعث از اسلام، حیا را کنار بگذاری. بی حیا در ایران فحش است. خب ما رسمی آمدیم حیازدایی کردیم با این سند. ایدئولوژی زدایی یعنی حیازدایی. حذف ایدئولوژی یعنی ما میخواهیم بچه های بدون پدر و مادر تربیت کنیم.

خب ما می گوییم شما با این ایدئولوژی با تجارب جهانی ای که دارید جایی بوده که این مدل را پیاده کنید؟ می گویند بله در اکثر کشورها. می گوییم خب می شود به ما بگویید رفتارش در حوزه خانواده چیست؟ می گویند برنامه و مدل این سند ۲۰۳۰ یعنی توضیح دستگاه و روش تولید انسان، اینکه آدمها اینطور ساخته می شوند. در حوزه رفتار جنسی People Unlimited ؛ مردمان بدون مرز، بدون حد. خب یعنی چه؟ یعنی آموزش هم جنس بازی.

برنامه این سند در حوزه رفتاری زن یا شوهر چیست؟ تعهد زدایی از رفتار طرفین نسبت به هم؛ شما ببینید در غرب، هرچقدر خانواده ابهت و اصالت دارد، بعد از اجرایی شدن این سند در داخل همانطور خواهد شد. تعهد زن به شوهر و شوهر به زن. اصلا این تجربه جهانی و نمونه های آن مضحک است. اگر می خواهید بپذیرید خب جوانب و اطراف آن را بدانید و بپذیرید. نه اینکه آ« را زیر الفاظ رنگی پنهان کنید.

مشکل ما و در واقع مشکل جریان انقلاب برای دفاع از خودش و مظلومیت نظام، این است که ما در الفاظ گیر میکنیم و الفاظ بسیار مغلل و مبهم است و حتی بعضی مواقع خیلی خوشگل و آبدار است و این کار را سخت می کند. مثلا ما که مخالف توسعه نیستیم. تازه وقتی development ترجمه می شود به توسعه و توسعه از واسع العلیم می آید، خب شد یک کلمه زیبا و جذاب با عقبه قرآنی!! اینطور می آیند مفایم زیبا با محتوای زشت را غالب می کنند به مردم.

– حتی استدلال کرده بودند اولین چیزی که خدا به پیامبر وحی کرد إقرأ است. پس ما باید دنبال سند ۲۰۳۰ باشیم.
درست است که اولین کلمه إقرأ بود ولی اگر با نگاه پیامبر به إقرأ بپردازیم، از دل این نگاه سند ۲۰۳۰ در نمی آید. إقرأ با کدام نگاه؟ پیامبر یا جان لاک؟ این دو نگاه است.
مشکل ما در تبیین و رساندن پیام خطرناک سند ۲۰۳۰ به جامعه، مبهم گویی و کلی گویی بوده و هست. این خطای راهبردی ما در طول تاریخ انقلاب بوده. ما بلد نیستیم به زبان ناس با مردم صحبت کنیم. سند ۲۰۳۰ یعنی قمه کشی فرزند علیه پدر. یعنی خانه سالمندان بیشتر. یعنی افزایش فحشا و زنای بیشتر. افزایش فرزندان نامشروع و تجاوزهای جنسی بیشتر در حوزه رفتار جنسی. افزایش طلاق بیشتر. یعنی از هم پاشیده شدن بنیان خانواده، این مدل در کشورهای دیگر تجربه و پیاده شده. باید نتایج آن را دید.

– جایگاه خانواده در این سندکجاست؟
ما به جای اینکه بگوییم جایگاه خانواده در این سند ۲۰۳۰ کجاست باید بگوییم شما نمونه عینی از استحکام بنیان خانواده پس از اجرای سند در جاهای مختلف رو نشان بدهید. ما فقط می گوییم این با ارزشهای دینی در تضاد است. ولی فراتر از آن از تولید کنندگان و امضا کنندگان باید سوال کنیم که نمونه اجرا شده ی این مدل چیست؟‌کجاست و چه شکلی است؟‌
بنده وقتی فرزندم را به مدرسه می فرستم، توقع دارم به عنوان پدر به من احترام بگذارد. با اجرای سند۲۰۳۰ این توقع تبدیل به توهم می شود. ما خیلی ساده باید این را به مردم بگوییم. پیچیده نکنیم موضوع را.

نخبگان ما امروز نسبت به این سند گنگ و مبهمند که واقعا با اجرای این سند در سطح جامعه چه اتفاقی قرار است بیافتد؟ چه خانه ای ساخته می شود. خانه ی روی آب؟ خیر اصلا خانه ای نخواهد بود که حالا روی آب باشد. توهم خانه است. خانواده در غرب فروپاشیده. در سند تصریح دارد به خانواده های تک والدی. خانواده های با دو والد یکسان. اینکه دیگر خانه نیست. باغ وحش از این بهتر است. منتها ما اینها را نمی گوییم.

یا در حوزه فرهنگی- فارغ از نگاه اسلامی و خارج از آن- جایگاه زن کجاست؟ مادر جایگاهش کجاست؟ همسر جیگاهش کجاست؟ اصلا ما میخواهیم ایرانی باشیم اسلام به کنار. برخی ها فقط ادعا می کنند می خواهند ایرانی باشند. اتفاقا ما میخواهیم بگوییم اینطور نیستید، چون خیلی از خطوط قرمزی را که اسلام تعیین کرده در نگاه ایرانی پررنگ تر و تند نر است. مثلا بحث ناموس در فرهنگ ایرانی کجاست؟ ایدئولوژی زایی سند ۲۰۳۰، یعنی ناموس زایی از اندیشه ایرانی. حالا میخواید قبول کنید؟ خب بفرمایید. حالا نکته بعد ما این است اجازه می دهید ما با خود شما شروع کنیم؟ خب بسم الله امضا کردید خودتان هم شروع کنید و انجام بدید. چرا زن و فرزند خودتان را می برید در خانه و هزار پستو تا کسی نگاه چپ به اینها نکند ولی به زن و بچه مردم که می رسید ایدئولوژی زایی می شود؟ به ما می گویند این نگاه شما ، نگاه قرون وسطایی است. عیبی ندارد اصلا با همین نگاه قرون وسطایی، چرا خودتان نمی آیید جلو؟ چرا نوبت به خودتان که می رسد فرزندانتان را می برید در مدارس خاص مذهبی سال۱۳۵۰ ؟ مدارس شبکه ۱۳۵۰٫ اولین چیزی که به آنها آموزش می دهید همان چیزی است که با امضای این سند زدید زیر آن.


آقای جنتی؛ دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس(ع)؟

صالح اسکندری
ابراز نگرانی رهبر معظم انقلاب و جمعی از اعضای مجلس خبرگان در خصوص رویکرد ها و اولویت بندی در سیاست گذاری های حوزه فرهنگ اگر چه با واکنش مثبت و فوری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی روبرو شد اما این زنگ خطر را به صدا در آورد که اگر غفلت ها و بی ملاحظه گری ها در موضوع حیاتی فرهنگ تداوم یابد و صرفا به پاسخ های شعاری و صوری بسنده شود در آینده ای نه چندان دور شاهد اتفاقات ناخوشایندی خواهیم بود که بخش معظمی از آن ناشی از انتصابات و اختیاراتی است که به جبهه ای خاص در کشور داده می شود.

اگر چه انتظار این بود که دولت اعتدال و همچنین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که خود از بیت علم و تقواست به تقویت جریان مومن انقلابی در حوزه فرهنگ بپردازد اما خواسته یا ناخواسته به اسب تراوای گروهی خاص و تمامیت خواه تبدیل شده است که در کارنامه عملکرد فرهنگی خود ابهامات و مخاطرات زیادی را به خصوص در دولت اصلاحات به جای گذاشته اند و عرصه فرهنگ را دچار آفت سیاست زدگی کردند.

بعضی از این انتصابات موید همان سخنی است که وزیر ارشاد در ابتدای تصدی این پست کلیدی بدان تفوه کرده بود که -نقل به مضمون -“ما راه دولت خاتمی را در حوزه فرهنگ ادامه می دهیم” هر چند بلافاصله ایشان تکذیب کرد.

امروز دم خروس از زیر آستین بخشهای مختلف فرهنگی دولتی با برخی از این انتصابات بیرون زده و مجالی را برای باور کردن قسم حضرت عباس (ع) آقای وزیر نگذاشته است.
در این نوشتار تنها و فقط به عنوان یک نمونه التفات عالیجناب جنتی را به یک سری از تغییرات در یکی از حوزه های مدیریت فرهنگی کشور که یک “نهاد صددرصد فرهنگی” محسوب می شود، از سر موعظه حسنه و نقد مشفقانه جلب می کنیم که نه تنها به ضرر فرهنگ کشور است حتی به ضرر سیاست های دولت اعتدال است و واقعا مصداق بی ملاحظگی است و حتی قادر است دولت اعتدال را به مسلخ تصفیه حساب های درون گروهی ببرد.
یکی از این تغییرات در مدیریت نهاد کتابخانه های عمومی کشور به عنوان یک نهاد کاملا فرهنگی رخ داده است.
عالی جناب جنتی!
مستحضرید ساختار نهاد کتابخانه های عمومی کشور به عنوان یک نهاد عمومی غیر دولتی به گونه ای است که هیات امنای آن را رئیس جمهور انتخاب و دبیرکل آن را وزیر ارشاد معرفی می کند.

کتابداران یکی از فرهیخته ترین اقشار جامعه و مورد اعتماد بخش وسیعی از مردم کشور و طبقه ای زحمتکش و مورد کم مهری تاریخی در میان اهالی فرهنگ بوده اند که در کشاکش تغییرات سیاسی مورد ظلم و اجحاف فراوان واقع شده اند اما هرگز از مسیر انقلاب خارج نشده اند.
آقای وزیر!
شما بهتر از راقم این سطور می دانید امروز بیش از ۳هزار کتابخانه به عنوان پایگاه اجتماعی سراسری در تمام نقاط کشور از روستا ها گرفته تا کلانشهرها فعال هستند که بیش از ۶هزار کتابدار خبره به عنوان یکی از بزرگترین سازمانهای فرهنگی کشور پس از اقشار فرهیخته معلمان و اساتید در آن مشغول به کار هستند.این سرمایه عظیم فرهنگی ظرفیت ارتباطی بسیار بالا با تمام اقشار جامعه به صورت بالقوه و در عین حال با میلیونها نفر به صورت بالفعل و چهره به چهره دارند.
علی رغم ظرفیت های بالقوه و بالفعل فرهنگی این نهاد اما بهره مندی از دو منبع درآمدی کمک های دولتی و مردمی که بخش عمده آن از حسابرسی های معمول دولتی معاف است که در این سالها به صدها میلیارد تومان رسیده امکان مانور زیادی را برای متولیان این نهاد تاثیرگذار فراهم کرده است.

به عنوان نمونه امکان جذب و نیروگیری بدون دغدغه های معمول جذب و گزینش های دولتی در نهاد کتابخانه های عمومی فراهم است.چنانچه در سالهای اخیر بیش از ۲هزار نفر به تعداد پرسنل این نهاد افزوده شده است.
این نهاد صددر صد فرهنگی با این فاعلیت ها و قابلیت ها هموار در معرض طمع و دست درازی جریانات ضد انقلاب بوده است.یکی از متهمان جاسوسی برای امریکا به تلاش گسترده برای تسخیر تنها ۱۰۰ کتابخانه عمومی در کشور برای ایجاد شبکه اجتماعی سراسری برای انجام تغییرات بنیادین در نظام اعتراف کرده بود.

برخی از عناصر لندن نشین کنونی فتنه در گذشته ای نه چندان دور در انتخاب،تایید کتاب و منابع نقش داشتند.
مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان کتابخانه‌ها و کتابداران در خصوص اهمیت تایید و انتخاب منابع و کتاب ها برای کتاب خانه ها فرمودند: “یک نکته‌ى دیگر، انتخاب و گزینش کتاب است. کتاب، محصول فکر و مغز و تجربه و هنر و ذوق یک کسى است یا کسانى است که این کتاب را تهیه و تولید کرده‌اند.

لزوماً هر کتابى مفید نیست و هر کتابى غیرمضر نیست. بعضى کتابها مضر است. مجموعه‌اى که متصدى امر کتاب است، نمیتواند با اتکاء به این فکر که ما آزاد میگذاریم، خودشان انتخاب کنند، هر کتاب مضرى را وارد بازار کتابخوانى کند – همچنان که داروهاى مسموم را، داروهاى خطرناک را، داروهاى مخدر را متصدیان امور این داروها آسان و بى‌قید در اختیار همه نمیگذارند؛ از دسترس دور نگه میدارند؛ گاهى هشدار میدهند – این یک خوراک معنوى است؛ اگر فاسد بود، اگر مسموم بود، اگر مضر بود، ما به عنوان ناشر، به عنوان کتابدار، به عنوان کتابخانه‌دار، به عنوان متصدى پخش – به هر عنوانى که با کتاب ارتباط دارد – حق نداریم این را در اختیار افرادى قرار بدهیم که آگاه نیستند، ملتفت نیستند؛ که این در فقه اسلام، یک فصل مخصوص به خود دارد. پس باید مراقبت کرد.” (۲۹/۴/۹۰)
عالی جناب جنتی!
فقط جهت اطلاع حضرت عالی رقم خرید منابع در نهاد کتابخانه های عمومی طی ۵ سال اخیر به بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان می رسد.حال اگر این پول قرار باشد در سونامی سیاست زدگی غرق شود و به سوی تالیفات جریان خاص سیاسی معطوف گردد مطمئنا آنهایی که بارها گفته اند “در چهار سال از روحانی عبور می کنند” کشتی دولت اعتدال را نیز به زیر آب می برند.

شاید پر بیراه نبود که در مراسم معارفه از مسجد جامعی وزیر ارشاد دولت اصلاحات و پور نجاتی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس اصلاحات، به جای تشکر از رئیس جمهور و وزیر کنونی ارشاد، قدردانی شد.
آقای وزیر!
وعده بازنگری کامل برنامه های انجام شده نهاد کتابخانه های عمومی طی هفت سال گذشته در حالی است که پیش از این مقام معظم رهبری از نهاد کتابخانه های عمومی کشور و عملکرد آن در چند سال اخیر با تعبیر تشکر کرده بودند : “انشاءاللَّه خداوند متعال شماها (کتابداران) را موفق و مؤید بدارد.

ما از زحماتتان تشکر میکنیم. از آنچه که اتفاق افتاده، خرسندیم و توقع ما این است که آنچه را که انجام دادید، انشاءاللَّه به اضعاف مضاعف آنها را زیاد کنید. خداوند شما را کمک کند و انشاءاللَّه مشمول دعاى حضرت بقیهاللَّه (ارواحنا فداه) باشید.”بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان کتابخانه ها و کتابداران (۲۹/۴/۹۰)
آقای جنتی!
آیا بهتر نیست حضرت عالی که از یکی از بیوت صالحه و سلسله جلیله روحانیت هستید و در دامان فقیه وارسته و مجاهد نستوه حضرت آیت الله جنتی رشد و نمو یافته اید با عنایت بیشتر و فارغ از برخی بی ملاحظگی ها، سلسله انتصابات در نهادهای زیردستی را نظارت بکنید و اجازه ندهید که هم فرهنگ مظلوم شود و هم کیان دولت اعتدال پای برخی سهم خواهی های سیاسی ذبح قرار گیرد.

چرا که اینگونه به مشام می رسد همانقدر که فرهنگ در کشور مظلوم است آقای روحانی هم در دولت خودش مظلوم باشد!


در برابر تهاجم فرهنگی چه کنیم؟

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار هفته‌ی گذشته با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، به تشریح بحث «تهاجم فرهنگی» علیه کشورمان پرداختند. به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR کلیپ صوتی «ضد حمله» را با هدف پاسخ به این پرسش که «در برابر تهاجم فرهنگی چه کنیم؟» تهیه و منتشر کرد.

Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.


بیچاره فرهنگ!

بیچاره فرهنگ!

وقتی از نظر حسن روحانی، بهتر از شجریان برای سفیر فرهنگی نداریم!!! وقتی از نظر محمدرضا عارف، پیام صلح ما را اصغر فرهادی ارسال می‌کند!!!   به یاد این کنایه افتادم: نانوا هم جوش شیرین می‌زند؛ بی‌چاره فرهاد!   ولی این روزها باید گفت: بیچاره فرهنگ!



مستضعفین تی وی

نظرسنجی

یک سال از آغاز برجام گذشت، به نظر شما آیا برجام گشایشی در زندگی مردم ایجاد کرد؟

مشاهده نتايج

Loading ... Loading ...

خبرنامه

برای اطلاع از به روزرسانی‌ها و دیگر اخبار مرتبط با سایت، در خبرنامه اینترنتی ما عضو شوید. توضیحات بیشتر...
پس از ارسال، پیامی به پست الکترونیک شما فرستاده می‌شود که باید روی لینکی که در پیام موجود است کلیک کرده تا عضویت شما قطعی گردد.

سامانه پیام کوتاه

جهت عضویت در سامانه پیام کوتاه بچه‌های قلم، عدد 22 را به شماره 30007227001212 ارسال نمایید.

  • آ – العالم
  • آ- پرس تی وی
  • ادواردو
  • برهه
  • پایگاه اینترنتی هیئت جوادالائمه علیه السلام
  • تا شهدا، با شهدا
  • تبیان مهدویت
  • سایت اختصاصی شهید "احمد کاظمی"
  • عمارنامه

به " بچه‌های قلم" امتیاز دهید.