بچه های قلم

سالگرد ارتحال مصلح قرن

صبح چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ را هیچوقت فراموش نمی کنم. صبح زود وقتی بیدار شدم دیدم مادرم سجادشان را پهن کرده و مشغول قرآن خواندند. رادیو هم روشن بود و داشت قرآن پخش می کرد. توی همین حال هوا بود که گوینده رادیو خبر فوت امام را پخش کرد و بعدش هم پیام رادیویی حاج احمد […]

کدخبر: 2835
تاریخ انتشار: خرداد ۱۵, ۱۳۸۵ @ ۱:۰۲ ق٫ظ


صبح چهاردهم خرداد ۱۳۶۸ را هیچوقت فراموش نمی کنم.
صبح زود وقتی بیدار شدم دیدم مادرم سجادشان را پهن کرده و مشغول قرآن خواندند.
رادیو هم روشن بود و داشت قرآن پخش می کرد. توی همین حال هوا بود که گوینده رادیو خبر فوت امام را پخش کرد و بعدش هم پیام رادیویی حاج احمد آقا(پسر امام) را.
مادرم خیلی بی تابی می کرد.
پدرم هم همینطور.
ساعت ۸ صبح بود که همه به اتفاق هم رفتیم میدان امام.
جمعیت موج می زد.
همه سردرگم و بهت زده بودن.
کسی واقعاً نمی دونست باید چیکار کنه، کجا بره و…
بعدش یادم نیست چی شد، فقط یادمه که روز خاک سپاری تلویزیون مراسم را مستقیم پخش می کرد.
تمام شهر سیاه پوش بود.
مثل اینکه همه پدرشان را از دست داده بودند.
آره…
واقعاً پدرشان را ازدست داده بودند.

——————-

فایل صوتی اعلام فوت امام خمینی از رادیو توسط آقای حیاتی.

یک کاغذ دیواری برای بکران ویندوز به مناسبت ارتحال امام خمینی(ره).